تبليغاتX
بیـــداد نوشته هایی درباره موسیقی ملي ایران در وبلاگ بیداد
 

روزنامه متحجر ، واپس گرا و بی نزاکت کیهان در مطلب امروز خود استاد گرانقدر و بی نظیر تاریخ موسیقی ایران را را وطن فروش خواند . این روزنامه در پی  حمله به استاد شجریان،  درمقاله ای که دهم تیر ماه ، منتشر ساخت از قول "برخی موسیقیدانها" که اسامی آنها را فاش نساخت شجریان را به باد انتقاد گرفت . حملات سه گروه فشار انصار حزب الله ، انصار نیوز و کیهان به استاد شجریان در پی آن اتفاق افتاد که استاد شجریان طی نامه ای به ضرغامی اعتراض خود را به سو استفاده رسانه غیر ملی از سرودهای انقلابی وی  و بخصوص تصنیف "ای ایران ای سرای امید"  ابراز داشت و همچنین مصاحبه وی با شبکه بی بی سی که در آن به سخنان احمدی نژاد که طیف گسترده میلیونی مخالفان خویش را خس و خاشاک نامیده بود معترض گشت .

در مطلب امروز کیهان ، این روزنامه طبق معمول بافته های ذهنی خود را از قول اساتید آوازی که در سرتاسر مطلب خود صور مبهمی از آنها ارائه داد و تحت عنوان " تعدادي از اساتيد برجسته موسيقي ايران" از آنها نام برد . کیهان همیشه به موسیقی و موسیقیدانها و فعالان آنها حمله میکند و نمونه اش روزنامه 25 آذر سال گذشته است که چند سری مطلب برعلیه موسیقی نوشت و حتی از مردم خواست که کودکانشان را به کلاس موسیقی نفرستند  و نقد آنها را می توانید در همین وبلاگ  بخوانید . ولی وقتی همین اهالی به نفع کیهان حرف بزنند آنها را اساتید برجسته می خواند .

خوشبختانه استاد شجریان ، بدلیل آنکه این گروههای فشار در اقلیت به سر می برند ، تا کنون واکنشی به آنها نشان نداده است که نشاندهنده بی اهمیتی وی به یاوه گوی هایی  طالبان میهنی است . استاد شجریان دارای  منزلت شایسته ای است و پاسخ به شریعتمداری ، موزونی و از این قماش بی ادبان،  از ارج و قرب  او خواهد کاست .

مطلب گستاخانه و بیشرمانه کیهان به شرح زیر در روزنامه امروز چهاردهم تیرماه  منتشر شده است :


ما مثل او وطن فروش نيستيم (خبر ويژه)

درپي درج يادداشتي تحت عنوان «ياران را چه شد؟، سخني با محمدرضا شجريان» در تاريخ دهم تيرماه در صفحه ادب و هنر كيهان، تعدادي از اساتيد برجسته موسيقي ايران در تماس تلفني با كيهان از پشت پرده پروژه تخريبي دشمن در حوزه موسيقي خبر دادند.

يكي از خوانندگان برجسته موسيقي سنتي كه نخواست نامش عنوان شود در اين باره به كيهان گفت: پس از اعلام نتايج انتخابات تماس هاي مكرر تلفني از سوي مجريان شبكه هاي ماهواره اي خارجي و برخي افراد در داخل داشتم و از من خواستند به نتايج اعلام شده انتخابات اعتراض كنم.
اين استاد آواز ايراني تصريح كرد: افرادي كه به تحريك ما مي پرداختند براي اين كه ما را بيشتر وادار به عكس العمل كنند به محمدرضا شجريان اشاره مي كردند و مي گفتند آقاي شجريان را ببينيد كه چگونه با صراحت به نتايج انتخابات اعتراض نمود و به رئيس صدا و سيما نامه نوشت!! اين خواننده معروف در پاسخ به خبرنگاري كه از انگليس با وي تماس گرفته بود گفت: ما ايراني مسلمان هستيم و مانند كساني كه با شما همكاري مي كنند وطن فروش نيستيم.

يك خواننده ديگر نيز كه در زمره برجستگان آواز ايراني محسوب مي شود به كيهان گفت: وقتي كه تلويزيون يكي از آهنگ هاي مرا بر روي تصاوير حضور گسترده مردم در نماز جمعه هفته گذشته تهران پخش مي كرد تماس هاي پي درپي از داخل و خارج داشتم و از من مي پرسيدند كه چرا به صدا و سيما اعتراض نمي كنيد؟ مگر شما از استاد شجريان كمتر هستيد؟!

يكي ديگر از اساتيد موسيقي هم مي گفت كه تماس هاي تلفني به شماره منزل و موبايلم براي اعتراض به نتايج انتخابات آنقدر زياد بود كه تا چند روز گوشي تلفن همراهم را خاموش كردم.
يك آهنگساز پيشكسوت موسيقي ايراني نيز در تماس با كيهان ضمن اشاره به اين تماس ها، افراد تماس گيرنده با هنرمندان موسيقي را برخي شبكه هاي ماهواره اي ضد انقلاب، تعدادي از خبرنگاران و سردبيران روزنامه هاي زنجيره اي مدعي اصلاح طلبي و برخي چهره هاي با نفوذ در جبهه اصلاحات عنوان مي كند. با اين حال بايد اذعان داشت كه پاي بندي و تعهد بسياري از اساتيد موسيقي ايران به ميهن اسلامي با توجه به نقدهاي جدي كه به متوليان موسيقي كشور وارد است، و چاپ به موقع يادداشت كيهان خطاب به محمدرضا شجريان در همسو شدن وي با جريان هاي برانداز و ضد انقلاب آن سوي مرزها سبب خنثي شدن ترفند دشمن در حوزه موسيقي و ناكام ماندن آنان از سوءاستفاده از هنرمندان پاك و بي غل و غش اين حوزه گرديده است.
گفتني است كه محمدرضا شجريان در جريان آشوب هاي اخير عليرغم نامه به رئيس صدا و سيما براي عدم پخش آثارش از رسانه ملي، با بي بي سي فارسي هم به گفت وگو پرداخت و مردم را از نتايج انتخابات اخير رياست جمهوري در بهت و حيرت خواند. مصاحبه كوتاه شجريان با بي بي سي در همان ايام و به مدت چند روز و هر نيم ساعت يك بار از رسانه استعمار پير پخش مي شد و هم اينك نيز اين گفت وگو در سايت فارسي بي بي سي قرار دارد. شجريان در اين مدت به مهره مناسب اجنبي و استعمارگر پير مبدل گرديد كه ماموريت اهداف پشت پرده دولت انگليس را در جامعه موسيقايي ايران به انجام رساند. اين در حالي است كه بسياري از اساتيد برجسته موسيقي حاضر به وطن فروشي نشدند.

استاد شجریان چه متعالی اینگونه فحش نامه ها را بی جواب گذاشته که جواب بی ادبان خاموشی است.

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin  نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم تیر 1388ساعت 10:25  توسط محمد  | 


هفته نامه یا لثارات الحسین خواستار برخورد عملی با استاد شجریان شد

 ارگان انصار حزب الله موسوم به یا لثارات الحسین خواستار برخورد عملی با محمدرضا شجریان شد. انصار حزب الله پس از تکذیب هر گونه ارتباط متن گستاخانه سایت انصار نیوز با این گروه ، خود در مطلب موهن دیگر خواستار برخورد عملی با استاد شجریان شد . این گروه نیز همانند گروه دیگر در اقلیتی  بسیار ناچیز نسبت به علاقمندان استاد شجریان می باشند و البته فکر میکنند عقاید عقب گرای آنها باید در کشور پیاده شود ، تا مردم راهی دورخ نشوند و به بهشت بروند .

     هفته نامه یالثارات در مطلبی پیرامون اعتراض شجریان به صداوسیما از وی انتقاد کرد و نوشت: یکی از تلخ‌ترین رویدادهای فرهنگی در طول 30 سال گذشته، مصاحبه «محمدرضا شجریان» با بی‌بی‌سی (بخوانید بنگاه لجن پراکنی استعمار پیر) است. اگر چه «استاد» در این سال‌ها، با چنین شبکه‌هایی، زیاد دم‌خور شد، اما این بار، بحث از موسیقی و هنر فراتر رفت و سیاسی شد.

     نویسنده یالثارات در ادامه به طرح پرسش هایی از این استاد موسیقی ایران پرداخته و نوشته است: آقای شجریان! چرا در حالی که تمام اعتبار، شهرت و ثروت خود را مدیون ملت ایران هستی، در این هنگامه به مخالفت با رأی همین مردم در انتخاب می‌پردازی و با دشمنان این مرز و بوم «هم‌آواز» شده‌ای؟

     یالثارات ادامه داده است: آقای شجریان! چرا از یک طرف کینه‌ورزانه با صدا و سیما (که ملی‌ترین رسانه کشورمان است) برخورد می‌کنید، اما از طرف دیگر با بی‌بی‌سی (که بدخواه‌ترین رسانه علیه ایران عزیزمان است) صمیمیت به خرج می‌دهی؟ ابراز دشمنی با صدا و سیمایی که علیرغم داشتن نقاط ضعف فراوان، بدون شک شریف‌ترین و پاک‌ترین دستگاه رادیو ـ تلویزیونی در دنیاست چه دلیلی دارد، در حالی که شما با صدای انگلستان که خبیث‌ترین و ضدبشرترین رسانه دنیاست همراهی می‌کنید؟

    ارگان انصارحزب الله در ادامه با انتقاد از مسئولان فرهنگی کشور نوشته است: البته از این گونه رخدادهای نامیمون، ناشی از سهل‌انگاری مدیران فرهنگی است. لازم است با تعیین قوانینی و تبیین آنها برای اهالی فرهنگ و هنر، مصاحبه و همکاری اشخاص که در کشورمان فعالیت می‌کنند با شبکه‌ها و رسانه‌های ضد ایرانی ممنوع شود.

    گفت‌وگوهایی نظیر آنچه بی‌بی‌سی با شجریان انجام داد، مصداق بارز اقدام علیه امنیت و مصالح ملی ما محسوب می‌شود و باید با چنین افرادی که خود را حراج دشمنان ایران و اسلام می‌کنند، برخورد قانونی شود.

    قبلا نیز این گروه فشار از برگزاری کلاسهای آواز بانوان ابراز نگرانی عمیق کرده بود و نوشته بود محمد رضا شجریان گزینش هنر جویان دخترراجهت آموزش آواز برعهده گرفت .قراراست دختران گزینش شده در رشته آواز درمحضر استاد شجریان کسب فیض کنند.این اتفاقات درخانه موسیقی رخ داده حسب اقوال وارده!، چشم متدینین وبرادر صفار هرندی و معاونت مربوطه در وزارت ارشاد روشن!!

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin  نوشته شده در  چهارشنبه دهم تیر 1388ساعت 23:24  توسط محمد  | 


    خروش یکپارچه اهالی موسیقی اصیل ایرانی و عاشقان استاد بزرگ تاریخ موسیقی ایران ، در پاسخ به یاوه گوی های انصار حزب الله نشاندهنده عمق علاقه میلیونها عاشق این مرد بزرگ است . کسی که بیش از نیم قرن در راه اعتلای موسیقی ایران کوشیده و این هنر را از خطه ایران زمین به جهان معرفی  است . با مطالعه برخی کتب همانند راز مانا و هزار گلخانه آواز می توان به گوسه هایی از زحمات این استاد گرانقدر در راه تحصیل علم و هنر آواز ایرانی پی برد و دریافت که ایشان چگونه ذره ذره دانش خود را با سختی تمام و ممارست فراوان تحصیل کرده است و صد البته که شاگردان فراوانی را تا کنون به جامعه آواز ایران معرفی نموده که هر یک سرآمدی در این هنر هستند .

 

نوشته موهن یاد شده ثمراتی هم داشته است که شاید کمتر کسی به آن توجه نموده باشد :

۱- مهمترین ثمره آن مخدوش و کریه تر شدن بیش از پیش چهره این گروه فشار برای همکان بود . خیلی ها بیشتر متوجه شدند که عمق حماقت و جهالت آنان تا چه حد است .

۲- آشکار شدن بیش از پیش بی ادبی و بی نزاکتی این گروه  در سایه چهره هایی به ظاهر فریبنده و دو رو . تقریبا عباراتی که دارای ادب باشد در نوشته یاد شده وجود ندارد . اینان که همیشه از پارچه های سبز استفاده میکنند اینک عباراتی نظیر بستن پارچه سبز به دم سگ را برای تخریب مقابل بکار میبرند .

۳- آشکار شدن اینکه این گروه خود در خلوت به انواع و اقسام آنچه محرمات خوانده می شود گرایش دارند . مانند دیدن انواع و اقسام شوها و رقصها و دنس ها و پارتی هایی که در آنها ساسی مانکن و ام کلثوم و... در آنها نقش بازی میکنند .

زاهدان کاین جلوه در محراب و منبر میکنند     چون بخلوت می روند آنکار دیگر میکنند(حافظ)

۴-آشکار شدن بیخردی جمعی این طایفه نسبت به هنر و هنرمند و فحاشی آنها به هر شخصی حتی استاد شجریان وقتی موافق آنها نباشد .

۵-عدم تحمل حرف مخالف و قانون مداری بر خلاف ادعای گوش فلک کرکننده آنان

۶-ایجاد اختلاف بین این قبیله طالبان میهنی با صدا و سیما بر سر پخش آثار استاد شجریان

۷-ایجاد اختلاف بین این گروه و گروه دیگری با همین نام و با آدرس اینترنتی دیگر و تبری جستن آنان از اینان

۸- و بسیاری دیگر ...


گفت و شنودی به سبک کیهان از وبلاگ ساده لوح

  • گفت: تحلیل و نامه فوق‌العاده انصارنیوز را درباره شجریان خوانده‌ای؟
  • گفتم: نه، چی نوشته؟
  • گفت: نوشته تو در حد ساسی‌مانکن هم نیستی. نوشته تو چرا برای رسانه مقدس ملی، عشوه‌های شتری می‌آیی! و از این حرف‌ها...
  • گفتم: جدا ٌ این‌ها را نوشته؟ تا جایی که می‌دانم این حزب‌اللهی‌های دوآتشه، صنمی با موسیقی و آواز ندارند که بخواهند توی این حوزه‌ها اظهارنظر کنند.
  • گفت: قبول، ولی نامه فوق‌العاده‌ای بود. استاد را حسابی ضایع کردند.
  • گفتم:یاد جوکی افتادم.
  • گفت: چه جوکی؟
  • گفتم: یک روز فرانکی و آرنولد (دو تا از معروف‌ترین ورزشکاران سینمایی دنیا) دعوایشان می‌شود. نیروی انتظامی می‌آید و آن‌ها را دستگیر می‌کند و می‌برد. یک بنده‌خدایی هم که آن‌ وسط بوده و داشته ماجرا را تماشا می‌کرده، برای این‌که معروف شود، خودش را می‌اندازد بین آن‌ها و داد می‌زند که: ما سه تا را کجا می‌برید؟!!!
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin  نوشته شده در  چهارشنبه دهم تیر 1388ساعت 12:16  توسط محمد  | 


      بعد از آنکه انصار حزب الله با قلم یکی از مزدوررانش به استاد شجریان تاخته بود و نوشته بود "اینجانب از رییس غیور رسانه ملی عاجزانه درخواست دارم تا صدا و تصویر شجریان و خاندانش را برای همیشه از آنتن (همانگونه که خودش خواسته است) کنار بگذارد تا زمانی که این آوازخوان فرصت‌طلب به خویش آید و بداند که بیشترین شنوندگان صدایش در همان جمعیت 24‌میلیونی که به احمدی‌نژاد رای دادند هستند، نه کسانی که رنگ سادات را به دم سگ بسته و اکثرشان دیوانه موسیقی ساسی‌مانکنی‌اند، نه «نوا»ی شما" دیشب  تلویزیون با بی اعتنایی به این خواسته  در برنامه ای با عنوان آوای ایرانی اقدام به پخش تصنیف " جان عشاق " با تصاویری از هنر خوشنویسی و برخی دیگر از هنرهای ایرانی نمود . هر چند اقدام سیما در پخش آثار شجریان مورد اعتراض است ولی این کار در مقطعی که انصار بی تفکر حزب الله و طالبانان میهنی خواستار عدم پخش آثار شجریان شده اند نشان دهنده شکاف عمیق بین تفکرات مضحک حزب الله و رسانه ضرغامی دارد .

 

        

 

 

در هر صورت بسیار بعید است که انصار حزب الله بتواند صدا وسیما را مجاب به این امر نماید ولی در هر دو صورت ثمره مفیدش برای ما دوستداران موسیقی ملی و شجریان است .

۱- اگر  صدا و سیما بخواهد طبق خواسته حزب الله عمل نماید در آنصورت خود  و مخاطبانش را از صدای استاد محروم کرده و این همانست که شجریان میخواهد . یعنی عدم پخش آثارش از تلویزیون.

۲-اگر صدا وسیما به مطلب حزب الله عمل نکند(که احتمالش بسیار است)در آنصورت حزب الله باید برود و سماق بمکد  و بداند که حتی رسانه ها نیز پشیزی ارزش برای  فحشنامه اش قائل نشده اند و این هم پیروزی ماست .

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin  نوشته شده در  سه شنبه نهم تیر 1388ساعت 16:45  توسط محمد  | 


پخش آوای ایرانی بدون صدای شجریان

    برنامه آوای ایرانی را که حتما یادتان هست . در این وبلاگ مطلبی راجع به آن نوشته بودم که از اینجا میتوانید آنرا بخوانید . پخش این برنامه ماههاست که بدلایل نامعلومی  قطع شده است و بدلایل نامعلوم تری پخش سری جدیدتر آن مدام به تعویق میافتد . جعفری ، تهیه کننده این برنامه گفته است :سری جدید "آوای ایرانی" که قرار بود با پخش صدای 8 استاد آواز ایرانی روی آنتن سیما برود فعلا بدون صدای محمدرضا شجریان در کنداکتور پخش قرار دارد.  با توجه به اتفاقات روزهای اخیر و همچنین نامه استاد شجریان به آقای ضرغامی فعلا برای پخش صدای استاد دست نگه داشته ایم، اما امیدواریم این مشکل به زودی حل شود.

    کارگردان مجموعه آوای ایرانی در ادامه افزود: سری سوم این برنامه قرار بود از فروردین امسال روی آنتن برود که این امر به تعویق افتاد و طبق آخرین گفتگوهایی که در مورد پخش آن با مسئولان داشته ایم از نیمه دوم تیر ماه علاقمندان می توانند بیننده آوای ایرانی در 52 قسمت باشند.

     جعفری همچنین تصریح کرد: در سری اول برنامه تنها آوازهای استاد شجریان پخش می شد که در سری دوم آوازهای استادان بنان ، حسین قوامی و محمودی خوانساری را نیز به آن اضافه کردیم . در سری جدید آوای ایرانی علاوه بر آوازهای این چهار استاد ،قطعاتی از اجراهای تاج اصفهانی ، ادیب خوانساری ، عبدالوهاب شهیدی و ناصر مسعودی را نیز به مجموعه اساتید قبلی افزودیم.

   در هرصورت امیدواریم یک بار دیگر مشکل پخش صدای استاد شجریان از صدا و سیما حل شود.

 ... وما امیدواریم این مشکل حل نشود تا وقتی صدا و سیما و بخصوص سیما  از جاهلیت خارج شده و به تکامل فکری برسد و قدر و منزلت موسیقی ایرانی و ساز ایرانی و اشخاصی همچون استاد شجریان را بداند . آوای ایرانی برنامه ای است  نه چندان مطلوب و در خور حد موسیقی ایرانی . این برنامه فقط به سبب خالی نبودن عریضه پخش می شود و  طبق معمول هنگام نوازندگی و خوانندگی در و دیوار و برخی آثار هنری را نشان میدهند .

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin  نوشته شده در  دوشنبه هشتم تیر 1388ساعت 10:2  توسط محمد  | 


     انصار حزب الله که نامشان در اذهان بسیاری از مردم ما یادآور خشونت و بی تفکری است ، در سایت فیلتر شده خود  انصار نیوز مطلب بسیار بی شرمانه و گستاخانه ای به قلم یک دجال ، موسوم به "مهران موزونی" نسبت به نابغه تاریخ موسیقی ایران و مایه فخر و مباهات این سرزمین حضرت استاد شجریان نوشته اند  . این مطلب بدنبال سیلی محکمی است که شجریان در رابطه با دزدی های مکرر صدا و سیما از آثارش به سیمای استبدادی ضرغامی زد ، نوشته شده است و نویسنده بقدری اختیار از کف داده و الهی! شده است و احتمالا هاله ای از نور دیده  که فکر کرده سایتش هم همانند پایگاه مقاومتش مجهز به  باتوم و گرز و گلوله است و می تواند بر سر دهها میلیون عاشق استاد فرود آورد .  این مطلب بقدری مضحک و بی مغز است که فقط جهت اطلاع می آورم و بزودی آنرا حذف خواهم کرد چرا که کمتر کسی این سایت فیلتر شده را نگاه میکند و اساسا نابخردی گروه طالبان میهنی سالهاست برهمگان آشکار است . لازم به ذکر است نویسنده به مصداق شعر حافظ که در "خلوت آن کار دیگر می کنند"  خود همه شوهای غربی و عربی مدل روز را به وفور نگاه کرده و همه را با اسم و رسم و مشخصات میداند و از انتهای نوشته این نکته بر می آید .

متن کامل نوشته بی ادبانه، وقاحت آمیز  و در شان خود حزب الله به ساحت استاد محمد رضا شجریان به شرح زیر است :

   پس از پیام تبریک مقام معظم رهبری برای مشارکت بالای مردم در انتخابات، تکلیف خویش دانستم تا دست به قلم نبرم و برای بهانه ندادن به فتنه‌گران، به سهم خویش کمکی در حفظ آرامش کرده باشم، اما مصاحبه محمدرضا شجریان با  بی‌بی‌سی فارسی را که شنیدم طاقت از کف دادم .

 زمانی او را «استاد» می خواندم، اگر کسی نامش را بدون پیشوند استاد در برابرم می‌برد محترمانه تذکرش می‌دادم که: شجریان نه! استاد شجریان.

سال 74 وقتی در نامه‌یی سرگشاده به دکتر لاریجانی، تقاضای حق و حقوق مادی پخش آثارش را نمود، صرف‌نظر از اینکه انتظارش برای دریافت «مزد حنجره‌اش» از صداوسیما تا چه میزان بجا یا نابجا بود، نوع  ادبیات تبخترآمیز شجریان در آن نامه و سرگشاده بودنش، قلب بسیاری از کسانی  که او را از فرهیختگان عالم موسیقی ایران زمین می‌شمردند جریحه‌دار شد. من نیز به عنوان یکی از ارادتمندان این آوازخوان ایرانی از حرکت ناپخته او مکدر شده، لکن همانند سازمان صداوسیما سعه صدر به خرج دادم و شجریان را صرفا از سرزمین دلم اخراج، ولی صدایش را در گوشم ابقاء کردم و از آن پس «استاد شجریان» در ذهن و زبان بنده به «شجریان» تنزل یافته و سهم شنیداری صدایش را با دیگر سنتی‌خوانان این کشور یکسان قرار دادم.

البته مبنای قضاوت، تنها آن نامه سرگشاده  به لاریجانی نبود، بلکه پیش از آن نیز دیکته شجریان نزد همه کسانی که فراتر از حنجره‌اش سوابق او را داشتند، غلط‌های متعدد داشت، لیکن بزرگواری ملت هنردوست ایران، در همیشه تاریخ، حداکثر گذشت را داشته است، آنهم نسبت به هنرمندانی که علی‌رغم داشتن «دانش هنر»، از «بینش هنری» لازم برخوردار نبوده‌اند .

اینکه کسی با داشتن یک حنجره قوی و مسلط و چهره‌یی زیبا، برای مردم دل‌فریبی کند و یک کاراکتر مهربان و دارای روح لطیف را به خورد یک ملت بدهد، اما با قساوت تمام به عنوان یک شکارچی، منابع طبیعی این ملت را آماج تفنگ و کارد خود قرار دهد یک پارادوکس غیرقابل هضم است .

اینکه یک آوازخوان ماهر، خود را «مردمی» بخواند و در محفل دوستان افاضه فیوضات کند که: «من آروغ هم بزنم این مردم مرا تحسین می‌کنند» نشان از غرور و کبر است، نشان از حقیر شمردن شعور مردم این سرزمین است .

من دشمن کراوات و کراواتی‌ها نیستم، اما اینکه کسی با تاختن بر موسیقی پاپ و سخیف‌شمردن موسیقی غربی، خود را علمدار حفظ «سنت» نشان دهد و همچنان با آویختن زنار (کراوات) بر گردن، خود را دلبسته فرهنگ غربی به‌جا مانده از دوره طاغوت بداند نفاق با مردم است .

نمی‌خواهم وارد زندگی خصوصی شجریان شوم که جناب ایشان از اسلام آنچه را که خوشایندشان است، بر می‌تابد مانند تعدد زوجات و آن قضایای ... اما چه قدر خوب است که انسان یا زنگی زنگ باشد یا رومی روم، خصوصا کسی  كه خود را در ردیف نخبگان یک ملت تصور نماید.

شجریان سی‌سال است که مشخص نیست با نظام جمهوری اسلامی قهر است یا آشتی؟ سی‌سال است که با دست پس می‌زند و با پا پیش.برای پخش صدایش از آنتن مقدس رسانه نظام عشوه‌های شتری می‌آید اما با امتیازات متعدد آشکار و نهانی که در ادامه مطلب به آن اشاره خواهد شد کاملا آشتی است.


همان سال 74 با «نادیده گرفتن» گستاخی شجریان در نامه سرگشاده‌اش به لاریجانی مخالف بودم و به عنوان یک ایرانی که سهمی از آنتن ملی دارد، معتقد بودم باید همان‌گونه که خودش در نامه‌اش خواسته است، نادیده گرفته شود، اما این‌گونه نشد و نگاه بزرگوارانه دکتر لاریجانی به این موضوع، متاسفانه به تبختر و نخوت این آوازخوان باسابقه، دامن زد و همین شد که، محمدرضا شجریان روی آنتن بی‌بی‌سی با همان حنجره‌یی که برای این ملت «ربنا» خوانده است، در اقدامی خائنانه، سخنان رییس‌جمهور را در «خس و خاشاک» خواندن آشوبگران، به تمسخر و توهین گرفته و خود را تلویحا جزو آشوبگران و فتنه‌گران خیابانی قلمداد کرده و عنوان نمود که در نامه‌یی به ضرغامی درخواست کرده تا صدای «غیرمردمی‌اش» از آنتن صداوسیما پخش نشود. او با این موضع فتنه‌جویانه، به این دروغ دامن زد که منظور احمدی‌نژاد از خس و خاشاک همه 12‌میلیون نفری بوده‌اند که به موسوی رای داده‌اند، و این خیانتی نابخشودنی است. رییس‌جمهوری که در طی چهار سال دولت نهم، بعضا توهین‌های ارسالی مخالفانش را نیز در بخش نظرات وبلاگش در دیدگاه عموم قرار می‌داد .

حتی «اوبامای متغیر» نیز می‌داند که تخریبگران و آشوبگران خیابانی (نه همه ی تجمع‌‌کنندگان سبز) عده‌ای قلیل‌اند که بسیاری از رای‌دهندگان به موسوی نیز از آنها تبری می‌جویند و صدالبته منظور نظر احمدی‌نژاد همان چند صدنفری است که حسابشان با کرام‌الکاتبین است و خس و خاشاکی بیش نیستند.

 شجریان در ادبیاتی گستاخانه به رسانه جاسوس بی‌بی‌سی گفت که: «با پخش ترانه‌هایم در این روزها تنم می‌لرزد، مردم در بهت و ماتم فرو رفته‌اند.»

او همچنین اضافه کرد که «من در سال 74 هم گفته‌ام که از پخش صدایم از هیچ‌کدام از آنتن‌های صداوسیما راضی نیستم».

 این گفته شیطنت‌آمیز شجریان، سعی در القاء این نکته به آشوبگران سبز داشت که «من از سال 74 سبز بوده‌ام»، تا این چنین سابقه‌‌ي طلب «حنجره مزد» خویش را از رسانه ملی پاک کند.

اینکه شجریان نیز مانند معتمد آریا و دیگر «هنرنمامندان» این سرزمین با موج سبز بوی کباب شنیده‌اند و هر کدام از ظن خویش یار این موج فتنه شده‌اند، امری است علی‌حده، اما اگر کسانی مانند محسن مهملباف بدهی «استاد»شدن‌شان را به این نظام فراموش کرده و در آن‌سوی مرزها زنجیر پاره کرده‌اند را به لقای اینکه پرده از چهره برانداخته‌اند و آن‌روی ... خود را نشان می‌دهند و چیزی برای پنهان کردن نگذاشته‌اند ببخشیم، شما (شجریان) را چه کنیم که سی‌سال است از قبل نازی که جمهوری اسلامی از شما خریده، دکان دونبش گلویتان را تبدیل به یک فروشگاه زنجیره‌ای برای خاندان خود نموده و اکنون سر بزنگاه، نمک به حرامی را علنا به حد اعلی رسانده‌اید؟

خدا را گوه می‌گیرم که هیچ‌کدام از این سخنان را به قصد اسائه ادب نمی‌گویم بلکه حقیقتا واجد آنید.

 شما نبودید که حاضر نشدید نامه تسلیت هنرمندان به مناسبت فوت مرحوم حاج سید احمد را امضاء کنید؟ و تنها دلیل اینکار را «وارد نشدن به سیاست» عنوان کردید؟ اکنون چه شده که به ناگاه سیاسی شده‌اید؟ به خیابان می‌روید و در غائله سبز، انگشت پیروزی تکان می‌دهید؟ حقیقتا گفتن تسلیت برای داغدار شدن ملت در غم فقدان یادگار حضرت امام ورود به سیاست بود، اما تعبیری که از «خس و خاشاک خواندن تخریب‌گران خیابانی» توسط  رییس‌جمهور نمودید و خود را همپالگی آنان قلمداد فرمودید، ورود نابخردانه به سیاست نیست؟

راستی شما که اکنون برای خس و خاشاک خواندن چند صد نفر خرابکار خیابانی، تمام ملت را مبهوت و ماتم‌زده می‌دانید و داغدار این بهت ملت!! هستید، در ماتم از دست‌دادن فرزند امام که ملت شوکه و مصیبت‌زده بودند چگونه توانستید دل ملت را از یک تسلیت خشک و خالی محروم کنید؟ هر چند که تسلیت کسی چون شما برای ملت ، فی‌نفسه ارزش خاصی ندارد، لیکن منظور از این یادآوری، صرفا آشکار کردن نفاق شماست .

 جناب شجریان، اگر شما را طبق فرموده رهبرمعظم انقلاب در 14‌خرداد امسال در دسته خائنان فتنه سبز قرار ندهیم ناچاریم شما را در رسته «بسیار غافلان» جای دهیم که در آن صورت، با این همه بینه و برهانی که اظهر من الشمس است تا بفهمید که این توطئه از کجا آب می‌خورد، ناچاریم برای شما پایین‌ترین ضریب هوشی ممکن را قائل شویم.

 راستی آیا در نامه‌تان به ضرغامی نوشتید که صدای شازده پسرتان را نیز از آنتن ملی پخش نکنند؟به راستی این نمک به حرامی نیست که طی دو سال اخیر صدای مخملی همایون‌تان از همین آنتن به مردم شناسانده شد و خدا می‌داند چه میزان زمان و هزینه لازم داشتید تا پیوستن پسرتان به دکان‌تان را به هفتاد میلیون مخاطب اطلاع‌رسانی کنید؟ همایون شما از سال 72 با کاست «یاد ایام» کنار شما تنبک به دست، ظاهر شد و تنها کسانی مانند من که ارتباط تنگاتنگی با صدای شما داشتند این را می‌دانستند، اما صدای نازنین فرزندتان طی دوسال گذشته به واسطه آنتن صداوسیما همه‌گیر شد نه  لوح‌های فشرده شرکت دل آواز .

 به راستی چرا برای اسپانسر رایگان فرزندتان اعتراضی نداشتید و زبان در کام داشتید؟ چرا؟ چون برایتان عایدی داشت؟ واقعا این رانت بزرگی نیست که هزاران فرزند این ملت با داشتن صدایی خوش و علم خواندن، از چنین مزیتی برخوردار نیستند؟ شاگردان کارگاه آوازتان خیلی خوب این نکته را درک می‌کنند. ولی بدهکاری شما به رسانه ملی و نظام تنها این نیست.

در بی‌بی‌سی ضجه زدید که مردم بهت زده و ماتم زده هستند و به فرزند راستین ملت (احمدی‌نژاد) تاختید و خود را دلسوز ملت جا زدید، این نشان می‌دهد که شما ذهن و دل پاک و معصوم میلیون‌ها جوان متولد دهه 60 را هدف قرار داده‌اید چرا که با این گفته خویش ثابت کردید از حافظه تاریخی جوان‌هایی که سابقه شما را درزمان جنگ تحمیلی نمی‌دانند هراسی ندارید .

 من به همه جوانان 18 تا بیست و پنج سال کشور عزیزمان یادآوری می‌کنم و شهادت می‌دهم که :

هیچ‌کس، در زمانی که دشمن کثیف بعثی شمشیر خود را برای جان و مال و ناموس این ملت از روبسته بود و جوانان رشید این کشور، روی خاک گرم جنوب در خون خویش غوطه‌ور بودند، ندید و نشنید که محمدرضا شجریان به درون جبهه‌ها رفته و دل شیرمردان این مرز و بوم را با صدای خویش گرم کند.

 دوستان و یاران هم‌وطن: من نیز چون شما در زمان جنگ شش روزه اعراب و اسراییل هنوز متولد نشده بودم، اما گواه تاریخ، چیزی نیست که من یا شما بتوانیم به راحتی از آن بگذریم و به فرموده قرآن، ما باید با مرور تاریخ برای حال و آینده خود عبرت بگیریم، نکته‌یی که امثال شجریان، تنها و تنها، مدل ماکیاولی آن را ملکه اعمال و رفتار خویش قرار می‌دهند .

 همه می‌دانند «ام کلثوم» خواننده زن مصری کیست؟ او در جنگ اعراب و اسراییل برای کمک مالی به جبهه اعراب، «نام خویش» را در بلیط‌های بخت‌آزمایی قرار داد تا هوادارانش به هوای به همسری گرفتن ام‌کلثوم اقدام به خریدن بلیط‌های بخت‌آزمایی نمایند و بدین‌سان یک زن آوازه‌خوان «بینش هنری‌اش» در قیاس کسی مانند شجریان به مراتب بیشتر بود.

 متاسفانه سخاوت نظام و رسانه ملی با این فرد، طی سه‌دهه گذشته موجب شده تا امر بر او مشتبه شود که شجریان یعنی همه موسیقی ایران زمین .

 جامعه‌شناسی این آوازخوان به اصطلاح مردمی آن قدر پایین است که نمی‌داند، در بستر هجوم انواع موسیقی غربی از راک و جاز گرفته تا پاپ و رپ، ذائقه جوانان در حال فرار از موسیقی سنتی است و امثال شجریان برای دیده شدن و شنیده شدن و ماندگار ماندن صدا و هنرشان سخت نیازمند لطف و همکاری رسانه ملی هستند.

 جناب شجریان، شما حقیقتا گمان کرده‌اید که مردم ایران ماه رمضان‌شان سر نمی‌شود، مگر با صدای ربنای شما؟

 حقیقتا شرم نمی‌کنید از اینکه سال هاست صدا و سیمای جمهوری اسلامی با وجود این همه مداح خوش الحان در کشور، فقط و فقط با پخش ربنای شما، برایتان جایگاهی معنوی و محترم به هم زده است؟ و این بزرگ‌ترین بدهی «مادی» و معنوی شما به رسانه ملی ایرانیان است.

 اینجانب از رییس غیور رسانه ملی عاجزانه درخواست دارم تا صدا و تصویر شجریان و خاندانش را برای همیشه از آنتن (همانگونه که خودش خواسته است) کنار بگذارد تا زمانی که این آوازخوان فرصت‌طلب به خویش آید و بداند که بیشترین شنوندگان صدایش در همان جمعیت 24‌میلیونی که به احمدی‌نژاد رای دادند هستند، نه کسانی که رنگ سادات را به دم سگ بسته و اکثرشان دیوانه موسیقی ساسی‌مانکنی‌اند، نه «نوا»ی شما.

جناب شجریان فراموش کرده اید که :اگر  «حسین فهمیده»  پیکرش را فدای من و شما نمی‌کرد، اگر «همت» جانش را به من و شما هدیه نمی‌نمود، اگر «متوسلیان» لشکر محمد رسول الله را به راه نمی‌انداخت، اگر مردم دزفول زمانی که شما در کوه‌های شمال  به شکار قوچ مشغول بودید و در تهران آروغ می‌زدید زیر جهنم موشک‌های اسکاد نمی‌ماندند و قطعه قطعه نمی‌شدند و اگر جهان‌آرا آن حماسه را خلق نمی‌کرد، اکنون نه شما با کراوات زیبایتان در کنسرت‌های داخل و خارج صدایتان رابه رخ همه می‌کشیدید، نه دخترتان مژگان شجریان می‌توانست برای کاست‌های شما و همایون عزیزتان طرح جلد کاست بکشد و معروف شود و نه آنتنی بود تا از رانت آن برای پسرتان بهره‌برداری کنید، شاید بگویید که صداوسیما، خود خواسته صدای فرزندنتان را پخش می‌کند که این عشوه‌ای کریه بیش نیست، چرا که از قدیم گفته‌اند سکوت علامت رضایت است.

 آقای شجریان، روراستی را از ساسی‌مانکن بیاموزید.باور کنید که شما، ام‌کلثوم که چه عرض کنم، ساسی‌مانکن هم نیستید.

از قدیم گفته اند :  با دهان ..... دریا نجس نمی شود .

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin  نوشته شده در  شنبه ششم تیر 1388ساعت 23:7  توسط محمد  | 


    پس از واکنش شدید استاد شجریان به رسانه غیر ملی  ، این رسانه برای القای بیشتر سیاستهای دروغین خویش و وارونه جلوه دادن جریانات جاری ،  در روزهای سختی که سعی در برون رفت از آن را دارند ،  به پخش سرود "وطنم" سالار عقیلی روی آورده است . این سرود  نخستین سرود ملی ایران مربوط به دوره قاجار است که موسیقی آن توسط موسیو لومر، موسیقیدان نظامی فرانسوی اعزامی به ایران در دوره قاجار، تصنیف شده است و در اصل برای پیانو نوشته شده و یک بار به هنگام ورود مظفرالدین شاه قاجار و در حضور وی در پاریس اجرا گردید. اجرای آن توسط ارکستر ملل نخستین اجرای رسمی و ارکسترال آن است كه به پیشنهاد رهبر کنونی ارکستر ترانه‌ای برای آن توسط بیژن ترقی سروده شد و به همراه خواننده اجرا گردید.              

     روش و منش سالار عقیلی  در برخورد با تلویزیون ، دو گانه و غیرمعقول است . وی از طرفی به انتقاد از رویه رسانه غیرملی در نحوه پخش موسیقی ملی  می پردازد و از طرفی با دوستان نوازنده خویش به اجرای زند ه در استودیو این رسانه ، می پردازد ، در حالیکه دوستانش را در پشت دیوار مخفی  کرده  و گل و بلبل زیادی بر روی چهره عقیلی می ریزد تا بینندگان راهی دوزخ نشوند .

به همین منظور شایسته است در ادامه تو دهنی استاد شجریان به رسانه استبدادی ضرغامی  ، سایر شاگردان و جوانان عرصه موسیقی همچون سالار عقیلی اجازه استفاده ابزاری  از اینگونه  آهنگهای ملی و میهنی را در جهت تداوم سرکوب  ندهند .

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin  نوشته شده در  شنبه ششم تیر 1388ساعت 20:10  توسط محمد  |