تبليغاتX
بیـــداد نوشته هایی درباره موسیقی اصیل ایرانی در وبلاگ بیداد
 

      به گزارش خبرگزاری فارس نیوز  امام جمعه مشهد گفت: زمينه ظهور حضرت حجت (عج) با خواندن ترانه و شعر و ايجاد عشق مبهم در اذهان ايجاد نمي‌شود بلكه بايد با رفتار و كردار زمينه ظهور را فراهم كرد. آيت‌الله سيد احمد علم‌الهدي با بيان اينكه انقلاب اسلامي ايران تنها يك انقلاب سياسي نبود، گفت: ما براي تصرف سرزمين‌ها انقلاب نكرده‌ايم بلكه انقلاب ما انقلاب ارزش‌ها است و اين تحول ايجاد شده تا دنيا با ارزش‌هاي اسلامي آشنا شوند و اسلام در جهان گسترش يابد. امام جمعه مشهد خطاب به مسئولان، احزاب و گروه‌ها افزود: اگر بخواهيم در عرصه‌هاي مختلف از اصول انقلاب اسلامي كوتاه بياييم، خود مانعي براي ظهور حضرت حجت (عج) خواهيم بود.

     وي با اشاره به برگزاري مراسم ويژه المپيك در چين اظهار داشت: متأسفانه در اين مراسم يكي از بانوان ورزشكار جلودار حركت گروه ورزشكاران بوده و اين مخالف اصول اسلام و نظام و شعارهاي دولت و ارزش‌هاي انقلاب است. امام جمعه مشهد با اشاره به جايگاه زن در اسلام گفت: جلودار قرار دادن زنان در اين مراسم‌ها به معناي اين است كه دنيا بداند ما به دنبال اشاعه فرهنگ علوي نيستيم. وي با بيان اينكه اين حركت ضد‌ارزشي بود، گفت: همانگونه كه قبلا هم در خطبه‌هاي نماز جمعه مشهد گفته شد، شركت بانوان در مسابقات بين‌المللي و نمايش آنان در كشورهاي بيگانه مخالف اصول اسلامي است و امروز متأسفانه نه تنها زنان به اين مسابقات اعزام مي‌شوند بلكه ‌آنان به عنوان جلودار حركت ورزشكاران انتخاب مي‌شوند.

وي به مراسم جشني در قائمشهر اشاره كرد و گفت: در اين مراسم كه به منظور ظهور هر چه سريعتر حضرت حجت (عج) برنامه‌ريزي شده بود متأسفانه زنان به آوازه‌خواني در جلوي تعداد زيادي از مردان مشغول شدند. علم‌الهدي افزود: مسئولان بايد بدانند در برنامه‌هاي خود نبايد خودشان اجتهاد كنند و از متخصصان دين چگونگي اجراي برنامه‌ها را بايد سوال كنند. وي اظهار داشت: مسئولان، انتخاب شده مردمي هستند كه قوام و دوام انقلاب به حضور آنان بستگي دارد و اين مردم با جان و خون خود شعائر اسلامي را حفظ كرده‌اند.

به بالاترین بفرستید: Balatarin  نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم مرداد 1387ساعت   توسط بیداد  | 


    متاسفانه ناگزیرم بگویم که کم مطالعه ترین اهالی هنر آنان هستند که در وادی موسیقی و بخصوص آواز سرگرم کارند . البته منظورم بزرگان این عرصه نیست . مدنظر قاطبه آن افرادی است که صدایی دارند و وارد حیطه آوازمی شوند .  دلایلی برای این مطلب یافته ام اما هنوز ریشه اصلی و اساسی که بتواند علت این امر را توضیح دهد برایم نامعلوم است . یک علت مهم ممکن است این باشد که آواز یک هنر خدادادی است و آنانکه ازصدایی بهره مند هستند ،  از عنفوان نوجوانی شروع به خواندن میکنند و تشویقهای دیگران آنها را به یک احساس مطلوب و اعتماد به نفس ظاهری و بی مورد می کشاند و فکر میکنند که با همین وضع می توانند به هنرنمای خویش ادامه دهند .

در پاره ای موارد شخص نیاز می بیند که در کلاسها شرکت کند و همین کار را میکند و بعد از مدتی که ممکن است با تشویقهایی نیز از سوی استاد روبرو شود ، خود را بی نیاز از تداوم آموزش می بیند و کلاس را رها و حتی با آن وضع به اجراهای بزرگتر نظیر کنسرت هم می پردازد .

به طور کلی موسیقی و آواز ارتباط بسیار تنگاتنگی با شعر و ادبیات دارند . میدانیم هر دو این هنرها زیبا و شاخص هستند . اما نه به تنهایی .  زیبای هر یک در زیبایی دیگر موثر بوده و بدون یکی دیگری نمیتواند نمود داشته باشد . موسیقی بیش از شعر به  شعر وابسته است . زیرا یک شعر را میتوان به تنهایی خواند  و لذت برد. اما یک آواز همیشه نیاز به یک شعر دارد . بیشتر آهنگسازان از طبع شعری برخوردار بوده اند . استاد امیر جاهد یک شاعر قوی و خوش ذوق بود . استاد لطفی آهنگسازی است که اشعار خوبی می سراید . البته نیازی نیست که آهنگسازان به قدرت شعرا ، شعر بسرایند . زیرا تخصص اصلی آنها این نیست . اما لازمه یک آهنگسازی ، توانایی موثر در ادبیات فارسی و به خصوص نظم آن است .

در کتاب نگاهی به پیوند شعر و موسیقی آوازی اثر حسین دهلوی به خوبی تصریح شده است :   "طبیعی است برای ساختن قطعه موسیقی مستقل احتیاجی به کلام نداریم اما زمانی که این دو(کلام و موسیقی) به دلیلی قرار است با یکدیگر ترکیب شوند، طبعاً هدف، بیان کلام یا شعر بصورت آهنگین، زیبا، دلنشین با تأثیرگذاری بیشتر از پیش میباشد و این شاید زنگ خطری برای آن دسته از تصنیف سازانی باشد که بدانند برای خلق اثر آوازی علاوه بر ذوق مناسب، دانستن موسیقی تنها کافی نیست بلکه تصنیف ساز یا ترانه سرا باید پشتوانه ای از دانش و اطلاعات در مورد شعرا ،سبک اشعار ، و حتی تاریخ ادبیات و ... را دارا باشند."

متاسفانه ایجاد یک برنامه مطالعه ادبیات در دستور کار  اغلب علاقمندان و هنرجویان موسیقی و آواز نیست . بیشتر آنان از فنون شعری و نظم فارسی آگاهی ندارند. بسیاری از آوازخوانان را دیده ام که از ساده ترین فنون شعری آگاهی نئاشته اند و صرفا دنبال یادگیری گوشه اند . ولی خوب تحریر می زنند . نه وزن را در شعر می شناسند و نه ردیف را و نه قافیه را . هنرجو یک شعر را اشتباه و بدون وزن میخواند وخود متوجه نیست که شعر مثلا حافظ یا سعدی یا ابتهاج را خراب کرده و  البته آگاهی از این موضوع ندارد .

فجیع تر از این مطلب اینکه برخی از وادیان این امر ، نوشتن صحیح اشعار را هم بلد نیستند . آنها به کرات در مجامع آواز خوانده اند و اگر به نوشته ای که از روی آن میخوانند دقت شود دیده می شود که چگونه اغلاط املایی و اعرابی و دستوری در آن موج می زند .

دانستن دستور زبان فارسی و فنون شعری نه در حد متعالی ، ولی در سطح مطلوب و مناسب ، نیاز یک هنرآموز موسیقی است . در این میان خوانندگان بیش از دیگران بدان نیازمند هستند. یکی از رازهای تعالی استاد شجریان همین است . شجریان در اشعاری که میخواند ذوب شده است . با تمام وجود آنها را فهمیده است . چرا که در غیر این صورت شنونده لذت نمیبرد. انتخاب اشعار توسط وی و با توجه با تسلط او به دستگاهها از آواز شجریان یک تابلوی تمام عیار درست کرده است . شجریان را بدین سبب نام بردم که به نظرم وی در عرصه شعر و آواز یک فرد کم نظیر معاصر است . نگاه کنید ببینید چگونه غزلی با مطلع "در ازل پرتو حسنت ز تجلی دم زد" را با یک راست پنجگاه زیبا پیوند میدهد . هنر بیشتر شجریان در این است که وی ابیات را متناسب با نوع  گوشه ها می خواند . نکته پایانی اینکه شعر به سبب پیوست فراوان با آواز باید در آموزش یک هنرجوی آواز دخیل باشد وگرنه هیچگاه موفق نخواهد شد .

به بالاترین بفرستید: Balatarin  نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم مرداد 1387ساعت   توسط بیداد  | 


    نگاه اول : پسرک با کنجکاوی و احساسی وصف نشدنی به نوازندگی نوازنده نگاه میکرد. گاه به سازش و گاه به چهره مصمم او . نیم نگاهی به اطرافیان نیز داشت . همگی در سکوت ، نظاره گر هنرنمایی او بودند . وقتی تنبک نیز همراه ساز شد احساسی طرب انگیز و زایدالوصفی در وجود پسرک شکل گرفت . باور نمیکرد این دوساز اینقدر زیبا همراه هم شوند . همچنان سرگرم نظاره بود . برنامه تمام شد . مردم با شور و شوق فراوان به تشویق نوازنده پرداختند . او نیز به ابراز احساسات پاسخ میداد. پسرک چنین فضایی را تا کنون ندیده بود . به پدرش نگاه کرد . او نیز در حال تشویق بود . پسرک هم به تشویق پرداخت .

    نگاه دوم : پسرک همراه پدرش عازم آموزشگاه موسیقی بود . شور شعفی زاید الوصف و پاک او را فراگرفته بود . با مشورت برخی از آشنایان به موسیقی ، در کلاسی ثبت نام کرد . از استاد راهنمایی های ابتدایی را گرفت . پدرش هزینه کلاس و ساز را پرداخت نمود . بعد از چند روز پسرک ساز را به خانه آورد . همگی آنرا با تعجب نگاه میکردند . کسی نمیتوانست با آن کاری بکند . پسرک به خانواده قول داد به زودی آنرا فرابگیرد و فضای خانه را با صدای ساز پر کند . پسرک با خلوص کامل به دنبال یادگیری ساز و موسیقی است .

    نگاه سوم : چند سال از آنروز میگذرد . پسرک که اینک جوانی رعنا شده است با همت و پشتکار به ادامه طریق موسیقی و یادگیری ساز می پردازد . روزانه ساعتها تمرین می کند . در ساعتهای کلاس راهنمایی های زیادی از استادش می گیرد . در امر نوازندگی خبره و توانا شده است او در مجامع خصوصی و فامیل و آشنایان شهره شده است و به خوبی می نوازد . ولی می شنود نوازندگان و سایر اهالی موسیقی از دیگرنوازندگان بد میگویند . جوان نوازنده مایل نیست وارد این فضا شود . ولی مرتب از دیگران و حتی استادش ، می شنود که فلانی اینگونه است . حتی شاهد ناسزاهای آنان به هم نیز هست . با گروهی که تشکل شده و او هم در آن عضو است قرار است کنسرت بدهند . او به شدت به دنبال ارتقا نوازندگی خویش است ولی می بیند گروههای موسیقی با هم دشمنی و خصومت دارند . هر یک دیگری را به اقداماتی متهم میکند . اعضا هر گروهی از عدم استقبال مردم از گروه دیگر در کنسرتشان خوشحال می شوند و به عبارتی برای آنها می زنند. هنگام کنسرت گروهی ، دیگران از پوستر و بروشور و غیره ایراد میگیرند. سعی میکنند در آن کنسرت شرکت نکنند. اگر هم شرکت کنند سعی در اشکال جویی دارند . برخی آموزشگاهها حتی حاضر نیستند پوستر کنسرت دیگر گروهها را در آموزشگاهشان نصب کنند . جوان نوازنده ما که درگیر نتها و پرده ها و مضرابها بود نمیتوانست این چنین وضعیتی را قبول کند .

   نگاه چهارم : جوان نوازنده ما در شهر خویش تحت تاثیر فضای موسیقی ، غره شده است . گروه های دیگر را به سخره میگیرد . سعی میکند برای دیگر نوازندگان و به خصوص آنانکه ساز او را می نوازند منفی فکر کند . او دیگر کسی را قبول ندارد !

به بالاترین بفرستید: Balatarin  نوشته شده در  جمعه هجدهم مرداد 1387ساعت   توسط بیداد  | 


ادامه مطلب صداسازی

صدا سازی  ایجاد توانایی موثر در مسیر حرکت صدا از هنگام تولید تا خروج از لبها  است . این مسیر شامل حنجره و اجزای آن ، تارهای صوتی ، جوف دهان و لبها ست . دهان یکی از مهمترین قسمتهای شکل دهی به صداست . فرمت دهان که زبان یکی از اجزا اصلی آن است به وضوح در شکل دهی و تاثیرگذاری بر صدا دارای اهمیت فراوان است . به سادگی میتوان امتحان کرد که صدا با تغییرات ایجاد شده در دهان و زبان تغییر میکند . در آواز  هجاهایی مثل فتحه  به هیچ وجه ساده بیان نمی شوند و همیشه نوعی اغراق به همراه ضمه در آن وجود دارد. مثلا برای گفتن عبارت  " در آن " که یک فتحه و یک هجای " آ " با هم تلفظ میشود یک ضمه خفیف "  ُ " بکار برده میشود . این گونه اداها به فرم دهان بستگی دارد .

صدا در دهان شکل گرفته و خارج میشود . بنابراین باید تمرینهای مختلفی در این زمینه انجام داد . کروی بودن جوف دهان اصلی ترین حالت برای یک آواز است . فرض شود  این که یک گوی در دهان وجود دارد . زبان کمی تقعر پیدا میکند و کام دهان به سمت بالا سوق داده میشود . لبها همچنان باید این شکل دهان را هنگام خروج صدا همراهی کنند . برخی آوازها (همانند بیات ترک)که می بایست کلیت شعر پر اد ا شود  همیشه نیازمند به این نوع شکل دهی با فزایندگی بیشتر است .

نکته مهم دیگر در صدا سازی آسودگی و عدم فشار بر نواحی دستگاه صوتی است . تنفس شکمی و گشادگی سینه و عدم فشار بر دهان و لبها حائز اهمیت است . خواننده همیشه باید فرض کند که صورت ، گونه ها و گلوی او لَخت و بدن فشار است . ماهیچه های صورت و گلو و گونه باید افتاده و بدون فشار باشد . صدا باید از حنجره و مراتب سینه ای خارج شود و برخی با ایجاد فشار بیش از حد به اندامها ، صدا را اصطلاحا از سر خارج میکنند. اینگونه افراد به سرعت خسته میشوند و با پیچیده شدن صدا در سر توانایی هایشان رو به کاهش میرود  و تمرکز خود را از دست میدهند.

 

تحریر

تحریر بنیاد و شاهکار هنرموسیقی ایرانی است که با تلفیق  زبان فارسی مشتمل بر آوا و کلمات تحریر پذیر  و موسیقی فاخر ایرانی به اوج زیبایی رسیده است. هیچ زبانی به اندازه زبان فارسی آهنگ و ریتم تحریر را نمی پذیرد . خوانندگی در موسیقی ایرانی به این دلیل دشوار است که عموم مردم از این موهبت خدادادی بی بهره اند . یکی از دلایل مهم رشد قارچ گونه  خوانندگی در سایر موسیقی ها ، عدم توانایی در تحریر می باشد . بیشتر انرژی یک هنر آموز آواز صرف یادگیری تحریر میشود . خیلی از گوشه های نغمات ایرانی توسط تحریر شناخته میشوند . مثلا تحریر درآمد اول یا تحریر درآمد دوم و از این قبیل . بخش  مهمی از صداسازی به منظور روانی و پختگی تحریرها است . تحریر معمولا بر روی کلماتی همچون " ها "  ، " آ... ها" ، "هه" ، "اِ ... هه"  "  دا.....د" و بسیاری از این نوع است . تحریر انواع و اقسام دارد که در این جا سخن ما مرتبط با آن نیست .

مساله اساسی این است که چگونه باید تحریر را قوی  و صحیح بیان کرد  . صداسازی خوب منجر به تحریر خوب میشود . تحریر باید عمق داشته باشد . هرچند تحریرهای سطحی نیز در بسیاری موارد کاربرد دارد . ولی عموما تحریر باید عمیق و شمرده باشد . کندی و تندی تحریر بستگی به گوشه دارد . یک تمرین خوب برای تحریر این است که عبارتهای مورد نیاز برای تحریر را با کندی فراوان ولی عمق زیاد چندین بار تکرار کرد  . هنر آموز باید با یکبار حبس نفس چندین بار تحریر عمیق و کند بزند . بعد از مدتی تحریر ها را با افزودن هجاهای دیگر بیشتر کند و ریتم تحریرها را تغییر دهد . پس از آن با گوش سپردن به یک مصرع و دقت بر روی تحریرها همه آنها را بدون کلمات قبلی و بعدی و به تنهایی تحریر بزند . سپس مصرع را به طور کامل به همراه تحریرهای تمرینی ارائه دهد .

یادگیری تحریر خوب  حوصله زیاد میخواهد و باید در این راه مقاوم بود . بار دیگر ذکر میشود که تحریر  باید در صدا وجود داشته باشد و آنرا پروراند. صداهای بدون تحریر به سختی  میتوانند دارای تحریر شوند و در خیلی از مواقع امکان پذیر نیست . کنترل بر روی تحریر بسیار مهم است . به عبارتی تحریرها نباید عنان گسیخته باشند .

در آخر چند نکته پایانی  لازم  است که ذکر کنم .

1-     مطالب بسیار بیشتر از اینهاست  و من نمیخواهم بیشتر از این اطاله کلام بدهم . همین ها را نیز بسیار مختصر بیان کردم . دوستانی که هنوز سوالات و ابهاماتی در زمینه آواز دارند میتوانند توسط قسمت نظرات یا ایمیل با من تماس بگیرند. در حد بضاعت و اطلاعات ناچیز آنها را راهنمایی خواهم کرد .

2-     یاد گیری آواز حتما نیاز به استاد خوب دارد . استاد خوب لزوما استاد مشهور نیست . چه بسا افراد معروفی که تدریس خوبی ندارند و چه بسا افراد غیر مشهور که خوب تدریس میکنند . پس برای یادگیری آواز حتما به کلاس بروید . یادگیری حداقل یک ساز ،  نیز جزو لاینفک آواز خوانی است .زیرا آواز خوانی موفق تر است که نوازندگی یک ساز را بداند .

3-     با  توجه به استعداد های هر فرد و میزان تمرین او ، هنرآموزان باید تحمل چند سال سختی را داشته باشند .بسیاری از افراد علاقمند هستندد که پس از چند جلسه عطای کار را به لقای آن می بخشند . پس پشتکار داشته باشید زیرا ثمره اش خیلی زیبا است .

به بالاترین بفرستید: Balatarin  نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم مرداد 1387ساعت   توسط بیداد  | 


بدنبال انتشار دو قسمت مطلب "هنر آواز خوانی" پیامهای متعددی در خصوص ادامه مقاله به دست من رسید . همچنین دوستان زیادی به صورت آفلاین و پیامهای خصوصی ،  سوالات گوناگونی در خصوص مواردی همچون صداسازی ، چگونگی شروع به کار آواز ، نیازهای آوایی و ساختارهای آموزشی آواز از من پرسیدند. به این نتیجه رسیدم که مناسب است مطلب هنر آواز خوانی را با دسته بندی های مختلف و با مراجعه به منابع بیشتر ادامه دهم .با توجه به اینکه  هنرجویان  زیادی به آوازخوانی علاقمند هستند و دارای صدای خوبی هستند در ادامه مطلب سعی میکنم راه روش مناسبی را برای ارائه این افراد بیان کنم. نظرات  شما میتواند بر پربارتر شدن مطلب و نتیجه گیری مطلوب تر کمک نماید .

 

صداسازی

بدون تردید هیچ صدایی نیست که جهت آواز ایرانی نیاز به پرورش و ساخت و ساز نداشته باشد . همه صداها باید با استفاده از روشهای گوناگون مورد تقویت و قوت  قرار بگیرند .آواز در موسیقی ایرانی سهم بزرگی دارد و صداهای بسیار قوی و خوب از عهده این مهم بر می آیند. برعکس موسیقی پاپ و سایر موسیقی ها ، در آوای ایرانی افراد معدودی می توانند آواز بخوانند. زیرا تحریر لازمه و اصلی ترین شرط برای آواز است .«راديو تهران» از سال 1318 كه شروع به كار كرد، صداي ساز و آواز استاد ابوالحسن صبا را پخش مي‌كرد.

صداسازی بنا به تعریف حمیدرضا نوربخش ورزش صدا و حنجره  است . کسی که بخواهد فوتبال یا والیبال بازی کند باید  قدرت بدنی ا و و به خصوص اندامی که در آن ورزش بیشترین کاربرد را دارد قویتر و ورزیده تر باشد. یک آواز خوان باید دارای دستگاه تنفسی سالم و قوی باشد . حنجره و ششها  باید گشایش خوبی داشته باشد و از قدرت خوبی در حبس و خروج تنفس برخوردار باشند .

 صداسازی مهمترین رکن آموزش آواز است . بسیاری از مدرسین از این امر مهم غافلند. بسیاری دیگر نیز در آموزش این بخش مهم ، ناوارد و نادرست عمل میکنند . صدا سازی به تعبیر خیلی صحیح ساختن صدا به منظور خارج ساختن صحیح و مطلوب آن است . بیشتر افراد هنگام آواز صدا را به صورت نادرست خارج میکنند . صدا ازهنگام تولید تا خروج از دهان در همه وضعیتها باید بر روی آن کار شود و صدا سازی همین است . تنفس قبل از آواز مهم بوده و اصطلاحا باید شکمی باشد . تارهای صوتی قبلا باید به خوبی پرورانده شده باشد و دارای قدرت کافی باشد . شکل دهان ، زبان  و لبها(به خصوص باز شدگی آنها)خیلی مهم است.

 

 

باز شدگی لبها

میزان باز شدگی لبها اینقدر مهم است که آنرا در یک قسمت جداگانه می آورم .دراغلب هنر آموزان این مقدار کم است. یک احساس نادرست ضمنی وجود دارد و آن این است که اگر لبها باز شود ، قیافه مضحک به نظر می آید . یک احساس نادرست و اشتباه . صوت تولید شده باید به خوبی و با قدرت و شدت مطلوب از دهان خارج شود و تنگی لبها اجازه این خروج را نمیدهد و صدا خفه و گنگ و بد خارج می شود . برای یک هنر آموز که بخواهد از روش غلط خود که در آن لبها کم باز میشوند اجتناب کند  کار دشوار است . زیرا دوری از عادت به  کاری ، در آواز بسیار سخت است . میزان باز شدگی لبها  در افراد ، مختلف است ولی  یک تمرین خوب برای اینکه هنر آموز به بازشدگی مناسب لبها برسد این است که اولا وقتی با لبهای بسته میخواند به تدریج لبها را باز کند. در این حالت احساس اینکه صدا به وضوح بهتر خارج می شود  امری بدیهی است .

ثانیا در حالت مطلوب باید در برابر آینه با انگشت شصت این میزان سنجیده شود  و همیشه سنجش این مقدار تا رفع شدن مشکل ادامه یابد. در افرادی که مشکل حادتر بوده و حل نمیشود استفاده از یک چوب پنبه برای قرار دادن بین دندانهای بالا و پایین و خواندن در این حالت توصیه می شود . در خلال این تمرین هنر جو باید  سعی کند پس از مدتی چوب پنبه را از بین دندانها خارج ساخته و لبها را در همان حالت نگهدارد  و  آواز بخواند و تحریر بزند و مواظب باشد که لبها تنگ نشود .

یکی دیگر از اشتباهاتی که ممکن است هنرآموزان در آن دچار مشکل و تردید شوند دیدن تصویر خوانندگانی است که با دهانی نه چندان باز و یا به عبارتی با لبهای تقریبا بسته آواز میخوانند و سعی به تقلید از آنها دارند . نمونه اش استاد شجریان . در اینجا باید متذکر شد که اینگونه اساتید از روشهای دیگری که مربوط به جوف دهان است استفاده  میکنند  و روشی که به هنر جویان اکیدا توصیه می شود همان است که ذکر شد .

نکته مهم اینکه ورزش آواز  ، خواندن است . مرتب باید آواز خواند. اما به روش صحیح . آواز خوانی به روشهای غلط باعث دو مشکل اساسی می شود . اولی اینکه عادتی غلط به وجود می آید که ترک آن بسیار دشوار می باشد . دوم اینکه تمرین ها نتیجه بخش نخواهد بود .

یکی دیگر از نکات اساسی این است که در برخی کلاسها نیز افراطی بیش از حد در مورد صداسازی به عمل می آید که باعث خستگی و رکود هنر جو می شود . واضح است  تلفیق  صداسازی و آموزش ردیف و تصنیف بهتر است و باعث تنوع  در امر آموزش می شود .                               " ادامه دارد"

به بالاترین بفرستید: Balatarin  نوشته شده در  جمعه یازدهم مرداد 1387ساعت   توسط بیداد  | 


استاد محمد رضا لطفی  یکی از مفاخر موسیقی ایران ، پس از بازگشت از خارج از کشور، به احیا گروه تعطیل شده شیدا که خود موسس آن بوده است همت گمارد . گروه همنوازان شیدا که تا دهه شصت تاثیر فراوانی در موسیقی ملی ما داشت بنا به نارسایی های فردی و اجتماعی کار خود را متوقف ساخت . در سال 1384پس از بازگشت محمدرضا لطفی در پی اقامت دائم او در وطن ، گروه شیدا مجدداً با ترکیبی جدید در قالب سه‌گروه هم‌نوازان شیدا، بانوان شیدا و بازسازی شیدا شکل گرفت. این گروه‌ها فعالیت خود را از سال 1385 که حاصل آن اجرای کنسرت‌های 26 تا 28 اردیبهشت امسال در تالار وزارت کشور بود .گروه شیدا

آلبوم وطنم ایران کاری از گروه جوان و توانایی است که استاد مسلم و بی نظیرموسیقی ایران ، آنرا تشکیل داده است و جوانگرایی ایشان ارزنده ترین کار وی دردوره حاضر است . قطعا نیاز است که استاد لطفی که خود جوانی در مکتب نورعلی برومند و تربیت شده محضر ایشان  بوده است ، استعدادهای جوان را کشف کند و آنها را به کارگیرد و منشا تحولات دیگری از سوی همین جوانان باشد . کل آلبوم وطنم ایران در نغمه دشتی و با آواز محمد معتمدی اجرا شده است . آلبوم با یک پیش درآمد زیبا ولی نه چندان نو و یک چهارمضراب آغاز میشود . سپس تکنوازی سه تار و در ادامه ساز و آواز اجرا میگردد .

جز آستان توام در جــــهان پناهی نیست

سرمرابجزاین درحواله گاهی نیست(حافظ)

 راستش نمیدانم در مورد جواب سه تار استاد لطفی چه بنویسم و چگونه بنویسم . شخصا فکر میکنم استاد سعی داشته است اجرایی جدید با حالتها و تونالیته های مختلف داشته باشد و به سبک و سیاق همیشگی ننوازد . ولی چندین بار که آواز و جواب را گوش دادم ، جواب را در برخی قسمتها نپسندیدم . صدای تولید شده از ساز نیز کمی با معمول متفاوت بوده و کندی بیش از حدی در آن مشاهده می شود . به نظرم در بعضی ابیات نوازنده و خواننده هر یک به سویی میروند و مطابقت کمی با هم به خصوص در هنگام آواز ، بر روی صدای خواننده دارند . مثلا به جواب ساز زیر صدای خواننده در این بیت میتوان اشاره کرد .

غلام نرگس جماش آن سهی سروم ..........  که از شراب غرورش به کس نگاهی نیست

معتمدی یک آواز خوان امیدوار کننده نشان داده است. صدایی بسیار دلنشین و استوار . خوشحالی زایدالوصف من از وجود هنرمندان جوان قابل توصیف نیست.وقتی معتمدی میخواند بی شک فکرمیکنی که با یک خواننده چهل یا پنجاه ساله پر تجربه سرو کار داری . ولی معتمدی حدود سی سال سن دارد و این مایه امیدواری فراوانی است . وی از مکتب تاج تقلید میکند و سعی نکرده است به روش کنونی اغلب خوانندگان از استاد شجریان تقلید محض کند . معتمدی صدایی وسیع و قدرتمند دارد. اوجها را بدون مشکل میخواند و اوج خوانیش خیلی شبیه به صدای اوج علیرضا قربانی به نظر می رسد . تنها نکته قابل ذکر یگ گرفتگی خفیف صدایی هنگام اوج است که هوااز بینی خارج می شود و اصطلاحا به آن "غنه" میگویند در بعضی موارد شنیده می شود و بر روی هجای "آ" مشهود است .

دو تصنیف این آلبوم هر دو بدیع و زیبا هستند . تصنیف وطنم ایران با شعر و آهنگسازی لطفی روح حماسی آواز دشتی را مجدد زنده میکند.(موسیقی متن وبلاگ)

                    در دلم باز نشستی تو که پیمانه شکستی

محمد معتمدی - خواننده گروه شیدا

زخزان بی خبرستی توکه آیینه شکستی

                همه شب ناله ی چنگی تو کمانی و خدنگی

                 شب ما را تو پناهی......... تو امید دل مایی

با منی ای دل شیدا با منی ای دل رسوا

                         سینه ام آتش فردا بسته ی زلف چلیپا

            بی تو آتشکده ی ما  ..........سرد و خاموش چو دریا

                    همره من تو بمان بستر عشق جهان

                      عطر یاس و سمنی گلرخ عشق منی

ای وطن خاک شهان جام جم در تو نهان ......تو بمان سرو بلند آذر آباد سهند

                         نروی از نظرم نام ایران زسرم ......خاک تو پیرهنم تویی ایران وطنم

به خصوص آهنگ روی بیت  بامنی ای دل شیدا که خیلی بر دل می نشیند

    در ساز و آواز آخرین ، لطفی این بار تار را به روش همیشگی خود و همانطور که لطفی را میشناسیم می نوازد . یک تار با شکوه و کاملا دشتی . معتمدی بر روی دوبیتی های پیر فرزانه ، باباطاهرهمدانی گوشه های مختلفی از دشتی ا اجرا میکند . وی چندین دوبیتی را بم ویک دوبیتی های در اوج اجرا میکند  که نشاندهنده قدرت بم خوانی خوب معتمدی است . البته به نظرم این قسمت از آلبوم کمی طولانی و خسته کننده برای شنونده می باشد .

نسیمی کز بن آن کاکل آیو    مرا خوشتر ز بوی سنبل آیو

چوشو گیرم خیالت رو درآغوش   سحر از بسترم بوی گل آیو

تهیه و شنیدن "وطنم ایران" را به همه عاشقان موسیقی ایرانی توصیه میکنم. نوازندگان این مجموعه چنان با مهارت و زیبا نواخته اند که کمتر ممکن است فکر شود که اینان بسیار جوان هستند . علاقمندان آواز علاوه بر استفاده از صدای اساتید گذشته میتوانند بهره های فراوانی از صدای معتمدی ببرند و با توجه به کیفیت بالای ضبط به همه زوایای کار او پی ببرند و آموزش ببینند. طمانینه و صلابت معتمدی میتواند به خوبی برای یک هنرجوی آواز مورد توجه قرار گیرد . همچنین علاقمندان به تار و سه تار و کمانچه نیز میتوانند به لطف تکنولوژی جدیدضبط ،   به تک تک مضرابهای لطفی گوش فرا بدهند و از آن لذت ببرند .

همانطور که معتمدی نیز در یکی از مصاحبه هایش ،اشاره کرده است بودن با لطفی غنیمت است و همه اهالی این آلبوم همگی میتوانند افتخار کنند که رهبری همچون لطفی با آنها کار کرده و تجربیات ارزنده خود را در اختیارشان قرار داده است . لطفی از ارکان و قله های آهنگسازی و نوازندگی ماست و حضور او در جمع جوانان بیش از اندازه می تواند به رشد و بالندگی موسیقی ما کمک کند . مگر آنکه آفت همیشگی موسیقی ما که کبر و غرور است دامن آنان را بگیرد و یا جدالهای بی حاصل (جنگ قدرتها) در آینده گریبانگیر آنان شود .

 تصنیف زیبای وطنم ایران را با شعر محمد رضا لطفی و اجرای گروه شیدا و آواز محمد معتمدی موسیقی متن وبلاگ است و می توانید از سمت چپ وبلاگ دانلود کنید و از شنیدن آن لذت ببرید

به بالاترین بفرستید: Balatarin  نوشته شده در  شنبه پنجم مرداد 1387ساعت   توسط بیداد  |