تبليغاتX
بیـــداد نوشته هایی درباره موسیقی اصیل ایرانی در وبلاگ بیداد
 

     تور کنسرت گروه "قمر" به سرپرستی نوید دهقان و آواز سالار عقیلی از 10 مهرماه در شهرهای رشت،لاهیجان،زنجان ،تهران، همدان و کرمان برگزار می شود.
    نوید دهقان سرپرست گروه موسیقی "قمر" با اعلام این خبر  گفت : پس از برگزاری کنسرت گروه "قمر" در رشت، لاهیجان و زنجان ؛ این گروه موسیقی در تاریخ 23 و 24 مهرماه در تهران و در تالار بزرگ کشور کنسرت می دهد و در ادامه این تور کنسرت به همدان و کرمان می رسد.پوستر گروه قمردر اجرای همدان سال گذشته
این آهنگساز که به تازگی آلبوم "بی گاه" با صدای سینا سرلک را منتشر کرده است در خصوص کم و کیف تولید این اثر گفت : آنچه بیش از هر عنوانی در تولید این اثر مدنظرم بود انتخاب اشعار این آلبوم بود و به شدت تاکید داشتم که با فضای امروز ایران همخوانی داشته باشد و در طول کار قصد داشتم با نوع موسیقی که بر این اشعار می گذارم پاسخگوی نیاز جامعه باشم ؛ به شکلی که هم شنونده های خاص موسیقی ایرانی و هم عامه مردم علاقمند به این نوع موسیقی از آن لذت ببرند.
وی در ادامه خاطرنشان کرد : به عنوان آهنگساز این آلبوم نمی توانم از کلیت اثر تعریف کنم اما این اطمینان را می دهم به همه کسانی که آلبوم را گوش می دهند که در تمام مراحل آغاز و انجام کار حتی یک لحظه از اهداف هنری این کار غافل نبودم و سعی کردم از جهت منطق و مفهوم هنری پیامی برای شنوندگان در برداشته باشد.
     این نوازنده کمانچه در پایان افزود : برای نخستین بار است که در این آلبوم روی اشعار محمد زهری شاعر نوپرداز ایرانی تصنیفی به نام "به فردا" ساخته شده است همچنین برای دومین بار است که پس از آلبوم  "راه و ماه" با سینا سرلک همکاری می کنم.
جمشید عندلیبی نوازنده (نی)، محمد فیروزی و شهرام غلامی(عود)،مجید اخشابی (سنتور)،علی خشی نژاد( تار) و پژهام اخواص (تنبک) از جمله نوازنده هایی هستند که در تهیه این آلبوم نوید دهقان را یاری کرده اند.(منبع:خبرگزاری مهر)

پی نوشت : سال گذشته این گروه  کنسرتی را در همدان برگزار کردند که گزارش مشروح آنرا در وبلاگ آوازنوشتم . امیدوارم امسال نیز طبق قرارهای انجام شده این کنسرت برگزار شود و بتوانم گزارشی از آن در وبلاگ قرار دهم. با توجه به توانایی های بسیار این گروه می توان امیدوار بود که این کنسرت بهتر و غنی تر از سالیان قبل برگزار شود . نوید دهقان یک آهنگساز و نوازنده بسیار جوان و متبحر است که توانسته است راه بسیار طولانی را با همت و پشتکار در مدت کوتاهی طی کند . وی با سن و سال بسیار کم توانایی فراوانی در نوازندگی کمانچه دارد و آهنگسازی را سالهاست که در دستور کار خود قرار داده است .همچنین  سایر نوازندگان نیز توانایی های زیادی در اجرای جمعی  دارند . این گروه سال گذشته از وجود سه نوازنده زن  نیز بهره می برد که احتمال می رود همچنان در کنسرت جدید همراه سایرین باشند .  استفاده از خواننده مطرح کشور آقای سالار عقیلی  نیز قابلیت کار را مضاعف کرده است . وی که تجارب ارزنده ای در زمینه خوانندگی کسب کرده است می تواند منشا تحولات خوبی در این زمینه باشد . امید است همچنان شاهد رشد استعدادهای جوان در عرصه موسیقی اصیل و شریف ایرانی باشیم که سعادت فرهنگی و هنری  ما در گرو هنرهای ملی و ایرانی است .

به بالاترین بفرستید: Balatarin  نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم شهریور 1387ساعت   توسط بیداد  | 


     در یکی از نوشته ها  به آلبوم وطنم ایران پرداختم که گروه همنوازان شیدا به  سرپرستی و هماهنگی  استاد محمد رضا لطفی ماههای قبل انتشار یافت . خوشبختانه استقبال خوبی از آن نوشته صورت پذیرفت . خوانندگی اثر را محمد معتمدی بر عهده داشت که به سبب برخی ویژگی ها اختصاص یک پست مستقل جهت پرداختن به ایشان را لازم میدانم. چون بسیار معتقدم همچنان که شناخت به گذشتگان هنر موسیقی لازم و ضروری است پرداختن به امروزیان و بخصوص جوانان نیز امری حیاتی و کاملا مثمر ثمر است . متاسفانه این مورد خیلی مورد توجه نیست .محمد معتمدی
   1 - محمد معتمدی سن و سال زیادی ندارد و به این سبب که او در این سن به عرصه ای پانهاده که  اشخاصی چون لطفی و درخشانی از اوبهره میگیرند شایان توجه بسیاری  می باشد . 
   2- وی در ارائه کنسرتهای متعدد با گروههای معتبر کشور همچون خورشید ، همنوازان شیدا ، گروه همنوازان مهر  و ...  موفق عمل کرده است .
   3- ارائه کنسرت در خارج از کشور نیز متضمن دارا بودن قابلیتهایی است که معتمدی آنها را دارا می باشد .
   4-  فعالیت جهت  چند آلبوم زیبا  در یکسال اخیر

بیوگرافی محمد معتمدی :
     محمد معتمدی متولد شهر کاشان است و متولد دوم مهر سال 1357؛خواننده جوان گروه شیدا آواز را به شکل خودآموز آغاز کرد تا اینکه برای تحصیل به تهران ‌آمد و در کلاس‌های "حمیدرضا نوربخش" شرکت کرد.وی هرچند که در ابتدا به شیوه‌ شجریان و طاهرزاده کار کرده؛اما علاقه بسیاری به شیوه آواز" تاج اصفهانی" دارد و به واسطه همین علاقه بسیار زیاد که به شیوه آوازی تاج اصفهانی و آوازهایی از آن دست داشته که بعضاً به آن مکتب اصفهانی می‌گویند،از طریق نوارها و آثاری که از استاد تاج اصفهانی باقی مانده کوشیده تا از روی آنها تمرین کند.در یک برهه کوتاه از راهنمایی‌های "مرحوم دکترحسین عمومی" نیز بهره برد.طی این چند سال هر وقت که فرصتی دست داده از دانسته‌های آقای "علی اصغر شاه زیدی" درباره شیوه آوازخوانی تاج و مکتب اصفهان استفاده کرد.معتمدی پیش از این با گروه‌های شیدا و همنوازان مهر در داخل و خارج کشور اجراهایی داشته است. وی به واسطه‌ حضور در گروه هم‌نوازان شیدا و کنسرت اردیبهشت ماه گذشته همراه با «محمدرضا لطفی» و به دنبال آن انتشار آلبوم «وطنم، ایران» به اهالی موسیقی سنتی ایران معرفی شد .

سابقه كاري:
- همكاري با گروههاي موسيقي خورشيد و همنوازان مهر.
- اجراي كنسرت بداهه خواني درتئاتر دولاويل شهر پاريس.
- اجراي كنسرت در كاخ ورساي پاريس.
- اجراي كنسرت در مقر اصلي يونسكو- پاريس.
- برگزاري ورك شاپ موسيقي در فرانسه.
- اجراي كنسرت در تئاتررازا «اوترفت» روتردام و ميدل بروخ هلند و تروپن تئاتر آمستردام.
- اجراي كنسرت مشترك به همراه اركستر بزرگ كنسرواتوار موسيقي رم- ايتاليا.
- اجراي كنسرت در مادريد اسپانيا.
- شركت در جشنواره جهاني صوفي در كراچي پاكستان و دريافت لوح و نشان افتخار

    معتمدی خوانندگی یک آلبوم را نیز  به نام " از بودن " بر عهده داشته است که آهنگسازی آنرا مجید درخشانی در آواز بیات ترک انجام داده است و باگروه خورشید اجرا شده است  . یکی از کارهای خوبی که باید مورد نظر خوانندگان و یا اهالی موسیقی باشد  ارائه آلبومهایی است که می تواند برای جوانان و علاقمندان موسیقی مفید باشد . متاسفانه خوانندگان معاصر و بزرگی که زحمات فراوانی در این عرصه کشیدند  سالهاست که خاموش مانده و علاقمندان را محروم از آموخته های خود کرده اند . جهاندار و شفیعی و  نوربخش و ...و بنگرید که نزد استادی بزرگ تعلیم دیدند و چند دهه است که تنها یک یا دو آلبوم روانه عرصه موسیقی کرده اند . محمد معتمدی شاید بخواهد اینگونه نباشد واین بسیار قابل تقدیر است . چقدر خوب است که آلبوهایی به سرپرستی اساتید بزرگ و  نوازندگی و خوانندگی جوانان با کیفیت دیجیتالی و استریو  در دسترس باشد که قطعا اینگونه تلاشها خلاصه ای است از زحمات گذشتگان  که به همت هنرمندان امروزی تهیه شد . به عبارتی مثلا اگر نوازنده یا خواننده ای میخواهد آواز دشتی و ظرایف آنرا یاد  بگیرد  میتواند آلبوم وطنم ایران را به صورت عمیق و با شنیداری  متفاوت از گوش دادن صرف ، بشنود .
     در انتها مصاحبه محمد معتمدی را باصدای ایران جهت دانلود قرار داده ام که با می توانید با شنیدن کلام  معتمدی نکات بیشتری از راهی که تا کنون پیموده و همچنین فعالیتهای وی دریابید .

دانلود مصاحبه معتمدی با صدای ایران(حجم 2.76 مگابایت)

به بالاترین بفرستید: Balatarin  نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم شهریور 1387ساعت   توسط بیداد  | 


         محمد حسین صفار هرندی وزیر ارشاد اسلامی درباره عدم نمايش سازهاي موسيقي در تلويزيون گفت: ترويج موسيقي جزو شئون اسلامي و ايراني نيست و ما وظيفه ترويج را جزو شئون تلقي نمي کنيم اما جامعه جوان ما به موسيقي نياز دارد. که اين نياز از طريق گرايش عده اي به رشته هنر موسيقي برآورده مي شود.

      وی این ایرادات  کوته فکرانه را در حاشيه برگزاري دومين همايش ملي نخبگان جوان کشور، کميسيون فرهنگي دولت با حضور  زاهدي وزير علوم و جمعي از نخبگان جوان کشور در سالن اجلاس سران کشورهاي اسلامي  ابراز نمود .

     دکتر!محمد حسین صفار هرندی در حاشیه اختتامیه بیست و سومین جشنواره بین المللی موسیقی فجر پارسال  نیز افاضه کرده بود : به طور حتم صدا و سیمایی هابرهان مستحکمی دارند برای اینکه آلات موسیقی را از تلویزیون نشان نمی دهند ( البته منظور وزیر اعظم سیمایی هاست زیرا صدا نمیتواند چیزی را نشان دهد!!)  . اما واقع مطلب این است که آنچه که ما از موسیقی طلب می کنیم آثار موسیقایی است .وی توضیحی نداده است که برهان تلویزیون برای نشان دادن شنیع ترین تصاویر از جمله تزریق مواد مخدر توسط زنان ترکیه ای بدون حجاب در فیلمی پخش شده از این کشور و از این قبیل چیست؟

 صفار هرندی کیست؟

    محمدحسین صفارهرندی در سال ۱۳۳۲ در تهران متولد شد. وی در سال ۱۳۵۲ در رشتهٔ راه و ساختمان دانشگاه علم و صنعت پذیرفته و وارد این دانشگاه شد. سپس در سال ۱۳۷۲ دورهٔ دانشکدهٔ فرماندهی و ستاد و در سال ۱۳۷۳ دورهٔ نظری مدیریت استراتژیک (بدون ارائهٔ پایان نامه دکتری) را به پایان رساند. محمود احمدی نژاد در تاریخ ۲۳ مرداد ۱۳۸۴ وی را برای تصدی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به مجلس معرفی کرد. وی در کنفرانسی خبری در اردیبهشت ۱۳۸۷ در تهران از نویسندگان خواست که برای جلوگیری از «اعمال‌نظارت سخت» بر ادبيات و ديگر هنرها در جامعه اسلامی، خود «مطالب مشکل‌دار را حذف کنند» . همچنین وی وی عضو هیت تحریره روزنامه تند رو و بی نزاکت کیهان بود که بعد از آن سمت به عنوان وزیر ارشاد برگزیده شد . این شخص در حالی یادداشت نویس و یکی از اعضا اصلی روزنامه یاد شده بود که در زمان عضویت وی در هیات تحریریه کیهان  ،  روزنامه ایران از دروغگویی های کیهان در ستون پیامهای خوانندگان پرده برداشت . به  این صورت که پیامی از خواننده ای در مورد مقاله ای از کیهان درج شده  بود که آن مقاله تا آن موقع در روزنامه کیهان نوشته  نشده بود و روزهای بعد انتشار یافت . به عبارتی معلوم نبود چگونه ممکن است  خواننده در مورد مطلبی در روزنامه نظر بدهد که هنوز انتشار پیدا نکرده است. حال می توان عنوان نمود که چنین شخصی که از آن جایگاه آمده است چگونه میتواند باعث رشد و ارتقا هنر به خصوص موسیقی شود .

به بالاترین بفرستید: Balatarin  نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم شهریور 1387ساعت   توسط بیداد  | 


     1 - یکی از مهمترین عوامل یادگیری بسیاری از هنرهای تجسمی ، دیدن حرکات اجرایی دست استاد  است  . مثلا در هنر خوشنویسی  اصلی ترین  و اساسی ترین شکل یادگیری دیدن نحوه بدست گیری قلم و چگونگی اجرای حرکات دست استاد و حتی وضعیت مرکب برداری است . همه این عوامل به سرعت در ذهن هنر آموز نقش می بندد و بسیاری از اینها نیز ناخواسته صورت میگیرد . به طوریکه در مراحل تمرین  هنر جو سعی در تقلید محض حتی در کوچکترین اعمال استاد میکند .
هنر موسیقی نیز از این قاعده مستثنی نیست و دیدن جزو ارکان اصلی آموزش است . درست است که در موسیقی گوش نقش بسیاری در فراگیری دارد ولی تاثیری که دیدن بخصوص درآموزشهای نوازندگی دارد انکار ناپذیر است . جهت آموزش آواز دیدن چگونگی نشستن استاد و نحوه تنفس  و وضعیت دهان و لبها  و درنهایت صدا دهی به سرعت در ذهن هنرجو نقش می بندد .
در یادگیری ساز این مورد دارای تاثیر بیشتری است . مثلا جهت آموزش سه تار نوع بدست گرفتن ساز و مضراب زدن و پردگیری در بین اساتید یکسان نیست و هنرجو با دیدن این موارد از استاد خود تاثیر پذیرفته و بعد از چند صباحی حرکاتش شبیه وی می شود .
به همین دلیل است که اساتید معمولا مایل هستند با افرادی که نزد استاد دیگری تعلیم ندیده اند کار کنند. زیرا  تاثیر دیدن به حدی است که هنرآموز به سختی می تواند از آموخته های دیداری خود دست بردارد و اساتید مجبورند انرژی زیادی را برای رفع عادتهای نادرست صرف کنند.
        2- نکته دیگری نیز که مدتها بود در همین راستا قصد طرح آنرا داشتم توصیه به دیدن نوازدگی یک نوازنده  است که میتواند بسیار بیشتر و موثرتر از گوش دادن صرف به آموزش کمک کند . lotfiیک نوازنده تار یا سه تار می تواند بارها و بارها  به آلبومهای اساتید (مثلا استاد لطفی) گوش فرا بدهد و نکات مهمی را در یابد . اما همین هنرجو با دیدن مثلا آلبوم نیاوران استاد لطفی بسیار بیشتر و بهتر می آموزد. این آلبوم تصویری  به خوبی زوایای ساز و حرکات استاد مسلم و پرآوازه تار و سه تار ایران را به نمایش گذارده است. شخصا با دیدن این اثر بسیاری چیزها آموختم. حرکات دست چپ لطفی هر چند کند تر از دوران جوانی هایش بود ولی اتفاقا برای آموزش خیلی بهتر کمک کرد . پاساژهای لطفی خیلی شفاف و زیبا بودند و بار آموزشی بسیاری داشت . کمانچه نوازان نیز میتوانند از این اجرای تصویری بهره های زیادی ببرند . اجرای تصویری تنبک نوازی محمد قوی حلم نیز برای هنر جویان تنبک بسیار مفید و موثر است . توصیه بر این است که در حد امکان فایلهای تصویری از نوازندگی و خوانندگی اساتید تهیه کنید که یک روش خوب و درست برای آموزش است  . بیاد دارم که یکی از وبلاگها این روش را در وبلاگ خود در پیش گرفته بود و سعی در ارائه فایلهای تصویری داشت که متاسفانه کار و وبلاگ خود را رها کرد .
      3- تلویزیون می توانست با تهیه فیلمهای مختلف با کیفیت  از اساتید موسیقی   و به معرض نمایش گذاشتن آنها به پیشرفت این هنر  در بین علاقمندان کمک شایانی بنماید  چرا که تاثیر دیدن ،  قابل مقایسه با شنیدن صرف نیست و هزاران برنامه همچون نیستان و گلهای ایرانی و  غیره در رادیو  نمی توانند تاثیر دیداری تلویزیون را داشته باشند . نکته مهم و پایانی اینکه دیدن ، می تواند باعث جذب علاقمندان بیشتری به موسیقی اصیل ایرانی شود به عبارتی خیلی ها ندیده اند و نمیدانند که این هنر چیست .  بهترین راه جلوگیری از آنچه امروزه تهاجم فرهنگی خوانده می شود این است که موسیقی فاخر ایرانی به چشمهای ایرانیان هدیه شود نه به گوشهای آنان. چرا که شنیدن کی بود ماندن دیدن .

به بالاترین بفرستید: Balatarin  نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم شهریور 1387ساعت   توسط بیداد  | 


    سه شنبه شب ۵/۶/۸۷  ، تلویزیون در برنامه ای تحت عنوان "شوک"  وضعیت فلاکت باررسوخ  فرهنگی غرب در جامعه را مورد بررسی و تحلیل قرار داد و قصد دارد این برنامه را در روزهای آتی نیز ادامه دهد . بخش قابل توجهی از این برنامه به وضعیت موسیقی در بین جوانان و گروههای موسوم به رپ و متال و هوی و غیره  اختصاص یافت .
    رسانه غیر ملی در این برنامه  به اشاعه وسیع و دهشتناک موسیقی رپ در پارتی ها ، مجالس  خصوص و نیمه خصوصی ، موبایلها  و ...  اشاره کرد و جوابهایی که از  شنوندگان می شنید را به معرض قضاوت بینندگان میگذاشت . اغلب گروندگان به این موسیقی اصلا از نوع و وضعیت این موسیقی سر در نمی آوردند و تنها دلیل استفاده از آن را تقلید از غرب و جدا بودن ازسلایق  سایر جوانان دانستند .
در بخشهای دیگری از این برنامه استودیهای زیرزمینی به نمایش درآمد که در آن چند جوان با وضعیتهای مشمئز کننده و غیر عادی در حال اجرا و ضبط برنامه موسیقی به صورت تصویری و صوتی بودند که موسیقی پر سر و صدا  و شلوغی آنها را همراهی میکرد . لازمه اجرای این برنامه مصرف قرص های روانگردان یا همان اکس و استفاده از مشروبات الکلی ومواد مخدر بود . در این برنامه به طور شفاف اشاره شد که مصرف این مواد و استفاده  از این نوع موسیقی ها تاثیرات مخرب و غیر قابل جبرانی بر روی جسم و ذهن شنونده و  اجرا کنندگانش میگذارد . قطعا در این برنامه  فیلمها و تصاویر وحشتناکتری از سیر قهقرایی جوانان و دامهایی که در آن افتاده اند وجود داشت که نشان داده نشد .
     صدا و سیمای انحصاری درحالی   پس از سالهای متمادی به طور واضح و صریح از گسترش موسیقی های  نامانوس با جامعه در بین اقشار مختلف و بخصوص جوانان ابراز نگرانی می کند که مسبب همه این مشکلات و پیامدهای ناشی از محو ارزشهای ملی و میهنی خود اوست .  من در یکی از مقاله های قبلی یک بیت شعر را در انتها آوردم با مضمون   چندین چراغ دارد و بیراهه می رود / بگذار تا بیفتد و بیند سزای خویش"  و اینک مصداق این شعر مشاهده می شود .  صدا و سیما باید بمیرد و ببیند سزای کار خویش را که در مدتی بیش از یک ربع قرن دیدن سازهای ملی را از چشمان میلیونها ایرانی دریغ کرد  و به جای نشان دادن چهره و ساز نوازندگان  ، آنها را در پشت دیوارهای  احکام به اصطلاح الهی  نشاند . صدا و سیما اینک باید بمیرد و ببیند سزای خار کردن موسیقی ملی را . صدا و سیما باید بمیرد و ببیند سزای کارخویش را وقتی سالهاست با شخص اول آواز ایران زمین قهر است و با سرقتی آشکار آثار او را در عین نارضایتی وی نشان میدهد .
    رسانه غیر ملی باید بداند که تنها وظیفه اش در جهت اهداف حکومت مداران نیست . وظایف او بسیار خطیرتر و اساسی تر است و یکی از آنها حفظ سرمایه های ملی ایران زمین است. اینک در حالی او چهره های بسیاری از جوانان شیطان پرست  گریزان از دین را نشان میدهد که خود سالها چهره تابان اهالی موسیقی را از نظرها دور کرد . خیلی از جوانان صدای چاوشی و یگانه و بنیامین را به خوبی از هم تشخیص میدهند و گوشهایشان به سادگی آنها را بدون دیدنشان  تفکیک میکند ولی هنوز فرق تار و تنبک را نمیدانند و شکل آنها را هم که اصلا نمی شناسند .
    رسانه غیر ملی باید بداند که خیلی دیر به فکر رفع ناهنجاریهای فرهنگی و به خصوص در عرصه موسیقی افتاده است . احتمالا از این پس مجبور است خیلی چیزهای دیگر هم نشان بدهد .

 پس باز هم باید بگویم که:چندین چراغ دارد و بیراهه می رود.... بگذار تا بمیرد و بیند سزای خویش

 

به بالاترین بفرستید: Balatarin  نوشته شده در  چهارشنبه ششم شهریور 1387ساعت   توسط بیداد  |