بمناسبت هفته جهانی کودک
همه بر این معتقد هستیم که بهترین وقت یادگیری موسیقی از دوران کودکی است. دوران کم سن و سال 4 تا 10 سالگی با ذهن قوی و آماده کودک ، عالی ترین زمان برای یادگیری مفاهیم بنیادی و اساسی موسیقی است . تغییر نگرش کودک به صداها و ایجاد ذهن خلاق و پویای وی می تواند به طور شگفت آوری در رشد و شکوفایی موسیقیایی وی موثر باشد . یادگیری نتها و ضربها که اصلی ترین مطالب موسیقی است در این دوره بهتر از هر وقت دیگر میتواند صورت بگیرد .
در دوره حاضر به اهمیت یادگیری موسیقی برای کودکان پی برده شده است . نمونه اش افزایش گسیل خانواده ها برای ثبت نام کودکانشان در آموزشگاههای موسیقی است که حداقل نسبت به دو دهه گذشته چشمگیر تر شده است .هر چند بسیاری از آنها بدون شناخت و فقط بر اساس یکسری شنیده ها اقدام به این کار کرده اند و پس از مدتی عطای کار را به لقای خویش خواهند بخشید و کودکشان را دوباره به منزل برخواهند گرداند ، اما از این میان تعدادی باقی مانده و مسیر را ادامه میدهند .
"بدون تردید بیشتر افراد به موسیقی علاقه داشته و توانایی یادگیری آواز خوانی و برخی نیز حتی نواختن ساز را کم و بیش دارا هستند. بخصوص هنگام نوجوانی این علاقه فطری برای یادگیری بیشتر جلوه میکند. بسیاری از پدران و مادران که در دوران کودکی و نوجوانی توفیق یادگرفتن یکی از شاخه های هنر موسیقی را نداشته اند، هم اکنون با علاقه به موسیقی گوش می دهند و در عوض سعی میکنند تا فرزندان خود را از فراگیری این هنرروح نواز محروم نکنند."
اما مشکلات اساسی در این مسیر وجود دارد . آن بخشی که منظور اصلی من است و به این وبلاگ و محتوای اصلی آن ارتباط دارد راه یابی کودکان به موسیقی اصیلی ایرانی است . آموزشهای کنونی بر مبنای ارف نامگذاری شده است و بر اساس سازهایی همچون بلز و فلوت است . این سازها هر چند در یادگیری کودک بسیار مفید و موثر است اما بر اساس متد غربی است و معلوم نیست آیا روش کنونی آموزش می تواند کودک را به غیر از علاقه مندی به پیانو و گیتار و امثالهم او را به سوی سه تار و کمانچه و ضرب رهنمون سازد ؟
و اما بخوانید از یک وضعیت تاسف بار در همین عرصه :
کانون پرورش کوکان و نوجوانان به عنوان اصلی ترین نهاد آموزش غیر درسی به کودکان ، دهها سال است بخش آموزش موسیقی را از کارهای خود جدا کرده است . این نهاد سالهاست به دلیل تفکر حاکم بر مدیریت آن ، در کنار آموزشهای فرهنگی و ادبی و هنری خود حاضر نشده است موسیقی را در زمره آموزشهای رایج به کودکان بگنجاند و تا کنون مهدهای کودک تنها مرجع برای آموزش کودکان بوده اند. سر انجام پس از سالها ، به تازگی دستورالعملی مبنی بر آموزش موسیقی به کودکان در این ارگان به تصویب رسید و گردانندگان و تصمیم گیرندگان نهایتا به این نتیجه رسیدند که موسیقی در افزایش بهره هوشی و استعداد کودکان دارای قابلیتهای فراوانی است . حال سوال اینجاست چگونه این نهاد میتواند پاسخگویی بسیاری از کودکانی باشد که سالها پیش دارای استعداد در امر موسیقی بوده اند و به دلایلی که ذکر شد از آن دریغ گردید؟ در هر صورت همین را هم به فال نیک میگیریم و همینکه مسئولین به نقش ارزنده موسیقی در تربیت کودکان رسیدند جای شکر دارد . تنها نکته اساسی این است که باید بیشترین راه آموزش موسیقی به کودکان از هر طریقی که باشد بر مبنای موسیقی ملی ما باشد و به آن ختم شود . اگر هم افرادی وجود داشتند که به چیزی غیر از آن علاقمند شدند ایرادی ندارد .
نوشته ای به مناسبت سالروز تولد استاد محمدرضا شجریان
نکته : این مطلب را به سفارش دوست گرانقدرم سهند سلطاندوست جهت انتشار در سایت شجریانی ها نگاشته ام که با کسب اجازه از ایشان در اینجا هم می آورم .
تاریخ آوازاصیل ایرانی قصه طول و درازی دارد . بخشهای مهمی از آن در کتاب سرگذشت موسیقی ایران نوشته استاد و محقق بزرگ موسیقی جناب مرحوم روح الله خالقی نگاشته شده است . افرادی که در این وادی زحمات و تلاشهای فراوانی کرده اند کم نیستند . هر چند معتقدم اشخاصی که فعلا در نظرها و خاطر ها موجود است کفایت همه کسانی را که بی وقفه و مجدانه تلاش کرده اند نمیکند ولی ما نیز به همین بسنده میکنیم . از همت و زحمات گذشتگان دورتر نظیرقلی خان شاهی ، سعادتمند قمی ، اقبال آذر ، طاهر زاده ، ظلی و ... تا فعالیتهای آوازخوانان کنونی همه و همه نقشی مهم در تاریخ آواز اصیل ایرانی داشته اند . اما بدون تردید و به گواه اکثر کارشناسان موسیقی شخص استاد شجریان بیشترین تاثیر را بر روی این هنرایرانی داشته است و حاصل قریب نیم قرن فعالیت و مرارتهای وی تکامل آواز ایرانی است .
دو کتاب راز مانا و هزار گلخانه آواز گوشه های مهمی از تلاشهای این استاد بی بدیل آواز را به تحریر درآورده اند که مطالعه هر دو را به علاقمندان و محققان توصیه میکنم . در کتاب هزار گلخانه آواز خاطراتی از استاد شجریان وجود دارد که انسان متحیر می ماند از چگونگی تلاشهای شجریان در امر یادگیری آواز .
استاد شجریان پس از فراغت از چند دهه آموزش با صدایی زیبا در برنامه های گلها وارد می شود . به نظر من آوازهایی که شجریان در گلها خوانده است از بسیاری جهات متمایز و شاخص هستند . شجریان در آن روزگار هنوز تجربه های زیادی (همانند یکی دو دهه) اخیر کسب نکرده بود ولی با نگاهی به آثار وی در می یابیم که او تا چه اندازه در تسلط بر صدای خویش و اجرای گوشه های آوازی متبحر بوده است . حتی وی در آن سالها برخی گوشه ها را به عنوان سمبل و نماد برجای گذاشت که میتوان به راکهای ماهور با مطلع مرا دو چشم براه و دو گوش بر پیغام / تو فارغی و به افسوس می رود ایام ، اشاره کرد . وی در چهار بیت این شعر راکها را یکی پس از دیگری با تسلطی مثال زدنی اجرا میکند که در بسیاری از کلاسهای آواز فعلی تدریس می شود . نکته دیگر چگونگی تحریرهای وی در آن سن و سال بود . معتقدم تحریرهای شجریان در برنامه های گلها بسیار روان و شفاف و کم نظیر هستند .تحریرها از جمله بلبلی و چکشی ، به خصوص آنانکه با ادای کلمات شعر ادا می شوند آنقدر روان هستند و به خوبی بر شعر می افتند که انسان فکر میکند تنها جای تحریر همین جاست و لاغیر و نوع تحریر نیز همان .
شجریان همگام با گلها و پس از آن در محافل خصوصی و کنسرتها به اجرای برنامه می پردازد . ولی منحنی پیشرفت شجریان هنوز در اوج است . با شروع انقلاب اسلامی گروه شیدا و عارف با فعالیتهای همچون چاوش برگ زرینی بر افتخارات شجریان و صد البته همراهان او می باشد . هیچگاه نمی توان چاوش را نام برد و از لطفی و مشکاتیان و علیزاده وکامکارها و عندلیبی و دیگران در آن یاد نکرد. حتی اگر بخواهیم صرفا از شجریان بنویسیم . بدون تردید موفقیتهای شجریان وامدار نوازندگان و آهنگسازان بزرگی است که در همه مراحل فعالیتهای او با او همراهی کرده اند . چاوش از جمله والاترین اجراهای شجریان است . تصانیف متعدد وی در ذهن همه علاقمندان نقش بسته است و یاد آور خاطراتی از آن دوران است .
صدای شجران همچنان پخته و عاری از ایراد است . اینک شجریان آماده است تا در تاریخی نوین از کشور، آواز را وارد مرحله جدیدی کند. او اولین فعالیتش را بعد از پیروزی انقلاب با آلبوم گلبانگ آغاز میکند . جذبه کارهای او او را به مرد اول آواز ایران تبدیل کرده است . حتی عوام هم نام او را می دانند . در مرحله بعد که من نام آنرا "دوره خلق آثار دستگاهی" می نهم ، شجریان که اینک سرشار از تجربه است با سعی و تلاش برای هر آواز یا دستگاهی دست کم یک آلبوم در متعالی ترین سطح به یادگار میگذارد و به تعبیری تابلویی بیکران و بی نهایت زیبا از هر آواز و دستگاهی ترسیم میکند . برای دستگاه چهار گاه ، دستان را خلق میکند . برای دستگاه سه گاه جان جانان و آسمان عشق را می آفریند ، برای نوا نوا ، برای ابوعطا عشق داند ، برای همایون بیداد ، برای بیات ترک بیاد عارف و ..... . و خدمت شجریان به آواز ایرانی دو سویه می شود . همچنانکه روح و روان آواز ایرانی دستگاهها و آوازها هستند و شجریان از آنها سود می برد ، اینک آنها هستند که به سبب این آلبومها جانی دیگر میگیرند و به مرحله تکاملی می رسند . همچنان تاکید دارم که همراهان وی در این آثار نقش هایی بسیار والا و ارزشمند داشته اند و نباید از آنها یاد نکرد. کامکارها ، پیرنیاکان ، درخشانی ، بیگجه خوانی و .... نیز در بوجود آمدن برخی از این آثار سهم بزرگی داشته اند .
شجریان پس از چند سال کاهش فعالیتها مجددا در سالهای اخیر به اجراهایش در قالب آلبوم و کنسرت سرعت بخشیده و آستانه هفتاد سالگی با قدرت و صلابتی بی نظیر همچنان می خواند . کنسرت هم نوا بابم و کنسرتهای وی شمار علاقمندان زیادی را به سوی موسیقی اصیل روانه کرده است . کارگاه آواز وی می تواند چندین آواز خوان و مدرس دیگر را روانه عرصه کند . با توجه به بی مهری ها و کار شکنی ها و شیطنت ها به فاصله چند ماه از یک کنسرت ، کنسرت دیگری را برگزار میکند تا آن دسته از دوستدارن که نتوانسته اند در اجرای قبلی شاهد کار وی و گرو شهناز باشند به چشمه زلال آواز وی آمده و سیراب شوند .
شجریان ما حصل قریب به نیم قرن تلاش و کوشش است . او گوهری است که در زمان ما وجود دارد و باید بر خود بالید که او را داریم . هر چند این گوهر سالهاست که موردد بی مهری و بی توجهی رسانه ها واقع است اما شجریان آنقدر بزرگ است که نیازی به آنها ندارد. شجریان مایه مباهات موسیقی است . شجریان اوج هنر اصیل ایرانی است . شجریان تکامل آواز ایرانی است .
نوشته شده در جمعه نوزدهم مهر 1387ساعت   توسط بیداد
|
