ازمجموعه کتاب سبز(دانستنیهای پزشکی شماره 75 ) کتابی منتشر شده است که موسیقی درمانی نام دارد . من آنرا اخیرا تهیه کردم و مطالعه نمودم و بخشهای بسیار مفیدی در آن یافتم که پس از اتمام مطالعه ، برآن شدم که این کتاب سودمند را هم به شما معرفی کنم .
کتاب موسیقی درمانی در قطع کوچک ،توسط سید علیرضا تولیت و بنفشه رجبیان ترجمه شده است و به همت دکتر مهدی خزعلی ویراستاری شده است .
در دو مقدمه کتاب از نامبردگان متن زیبایی در مورد موسیقی نگاشته شده است و ذکر گردیده این کتاب ترجمه The miracle of music Therapy به قلم راجندز منن ، نویسنده صاحب نام هندی می باشد .
در سراسر کتاب به تاثیر فوق العاده موسیقی در درمان بسیاری از بیماری ها که برخی صعب العلاج هم بوده اند اشاره می شود .
فصل هفتم بخش اول کتاب ، تماما ، به درمان بیماری سخت آلزایمر اشاره میکند و خاطرات جالبی از برخی علاج یافتگان بیان میدارد . همچنین موسیقی موتزارت به عنوان یک موسیقی خاص در درمان بیماری ها برگزیده شده است و علت آن در فصل ششم بخش دوم توضیح داده شده است . در فصل هشتم به موسیقی مذهبی به عنوان یک موسیقی شفا دهنده اشاره شده است . کتاب در ادامه به درمان عقب ماندگان ذهنی توسط موسیقی اشاره می کند که جای شگفتی فراوان دارد . در قسمت بسیار زیبایی از این کتاب آواز را یک معجزه موثر در درمان بیماری میداند و معتقد است که کسانی که آواز میخوانند باعث ایجاد نشاط و سرزندگی و انرژی برای خود شده و آواز ایجاد رابطه صمیمی با هم نوعان میکند .
در قسمتهایی از این کتاب می خوانیم :
مردی که از بیماری آلزایمر رنج می برد بعد از گذشت 5 سال از شروع بیماری وقتی تحت درمان با موسیقی قرار گرفت ، مسیر بهبود را بخوبی پیمود و در درجه قابل ملاحظه ای از سلامتی قرار گرفت. همسر او میگوید " همسرم بعد از 5 سال زندگی را بازیافت" او در حالی که اشک می ریخت گفت من موسیقی را گرامی میدارم چرا که موسیقی درمانی بوده که همسرم مرا به وضعیت سلامت خود بازگرداند.
کتاب دارای قسمتهای متنوعی است که مطالعه آن برای اهالی موسیقی و غیر موسیقی بسیار سودمند میباشد .
افتخاری در برنامه ای در تلویزیون که در ایام ماه رمضان بصورت زنده پخش می شد به ابراز دیدگاههایی پرداخت که به قول معروف از زمین تا آسمان بین حرف و عملش فاصله بود . در این برنامه که با حضورامیرحسین مدرس و رامبد جوان مجری گری می شد به مباحثی در خصوص موسیقی پرداخته شد . بخشهایی از این برنامه و اظهارات افتخاری را با موبایل از تلویزیون ضبط کرده ام که در به دو صورت در انتهای این نوشتار برای دانلود می آورم که خودتان بشنوید و قضاوت کنید . هر چند مدرس تا حدودی به موسیقی آشناست و دستی نیز بر این فضا دارد ولی روشن بود که رامبد در این وادی سررشته ای ندارد و نحوه نشستن و افاضات وی در حضور افتخاری برنامه را بسیار سبک و سخیف کرده بود .
افتخاری در این برنامه برخی مطالب را مطرح کرد که سعی میکنم به صورت تیتر وار بیاورم .
1- وی گفت من ادای خوانندگان را در می آورم و به اصطلاح خواننده نیستم . هر چند مجری برنامه گفت شما شکسته نفسی میکنید ولی افتخاری آن را رد کرد و اصرار داشت که وی فقط ادای خوانندگان را در می آورد . به نظر من هم این حرف وی در سالهای اخیرش یک واقعیت است و اعتراف او جای تقدیر دارد .
2- وی یک عبارت مشهور که برخی اهالی موسیقی به شدت از آن عصبانی می شوند را تکرار کرد که موسیقی از شیراز آمد و در اصفهان تکمیل شد و در تهران خراب شد . به نظرم بدون توجه به صحت یا عدم صحت این سخن این حرف در شان او نبود واگر موسیقی در تهران خراب شده است چرا همه مشهوران موسیقی و از جمله خود او برای پیشرفت راهی تهران شده اند ؟
3- افتخاری به وضعیت اسف بار حال حاضر موسیقی اشاره کرد که همه چیز در پول خلاصه شده است و مبلغ قرار دادها بر وضعیت موسیقی سایه افکنده و حال و هوای موسیقی اصیل در وانفسای مبالغ هنگفت مادی از بین رفته است . دیگر خبری از عشق نیست و مبلغ قرار داد ملاک کارهاست .
4- وی نقل به مضمون اشاره کرد که موسیقی کنونی با آمدن تکنولوژی های دیجیتالی و کامپیوتری خراب شده است و امروزه خوانندگان کلمه به کلمه میخوانند و متصدی ، آنها را به هم وصل میکند . موسیقی عصر صبا و تاج اصفهان کجا و این موسیقی کجا ! افتخاری اضافه کرد استاد تاج اصفهان در پل خواجو میخواند و در پل مارنان صدایش شنیده می شد . اما خوانندگان فعلی چنین نیستند . افتخاری به تمجید از صبا پرداخته و او را فردی بزرگ در موسیقی می داند که هر صد سال یا هزار سال یکی ممکن است مانند او بیایید .
5- افتخاری گفت دیگر از آواز های قدیم خبری نیست که تمام کائنات ، انسان را هنگام شنیدن همراهی میکردند . اینها همگی به سبب روحیات قدما بوده است و الان دیگر آن حال و هوا وجود ندارد .
اینها را ذکر کردم و در فایل انتهای مطلب نیز خواهید شنیدبرای آنکه بگویم به مصداق این عبارت : چرا چیزی را میگویید که خود به آن عمل نمیکنی ؟ آقای افتخاری چرا اینها را میگویی ولی سالهاست که خود از آنها فاصله گرفته ای و عمل نمیکنی؟ چگونه است که شاگرد تاج اصفهان صحبت از تاج و صبا میکند وخودش روی به خواندن آوازهای مبتذل و سطح پایین کرده است؟ و اینکه چگونه است که افتخاری در جای دیگر آواز را امری تکراری و خسته کننده در موسیقی ایرانی به حساب آورده و سعی در تخطئه آن داشته است؟
چگونه است که افتخاری می گوید صدای تاج چنین بود و چنان و صحبت از تخریب موسیقی توسط تکنولوژی میکند آنگاه خود در کنسرتش لب زنی میکند تا به جای صدایش ، صدای از قبل ضبط شده اش پخش شود وبدین ترتیب اعتراض حضار را بر می انگیزد و میلیونها تومان خسارت برای عدم برگزاری کنسرت در یکی از شهرهای شمالی کشور متوجه مردم میکند ؟ واقعا چه بر سر خواننده راز گل آمده است؟واقعا انسان در می ماند از حرف تا عمل وی؟
در این برنامه پس از سخنان افتخاری اثری که از او پخش شد بدون توجه به سخنانش ، جزو همان تراوشات سالیان اخیر و سالهای گریز از موسیقی اصیل است که به واقع در وادی آهنگهای حمیرا و هایده است و به نظرم صدای این خانمها بسیار بهتر و گیراتر و جذاب تر بر روی اینگونه ترانه ها می نشیند و بیشتر به جوانان این دوره حال میدهد!!
تصور کنید ایده های نوین افتخاری را نیز خوانندگانی همچون شجریان و ناظری و سراج و مختاباد و نوربخش و قربانی و عقیلی و ... هم داشتند . آنگاه چه بر سر موسیقی اصیلی می آمد که صدها سال با خون دل خوردن به بار نشسته است و اینک همین افتخاری که پیشینه موسیقی را تمجید میکند خود آنرا تخریب کرده است . چرا که سبک جدید وی با توجه به علاقمندان زیادی که افتخاری به سبب حضور بیش از اندازه در رسانه غیر ملی و ایجاد شهرتش دارد می تواند تاثیر زیادی بر روی مخاطبانش بگذارد .
... با این وصف باید اظهار داشت هرچند با عدول از افکاری که افتخاری سخنانی از آنها را برای خالی نبودن عریضه بیان کرده است ، موسیقی اصیل به همت بسیاری از گذشتگان و حتی جوانان توانایی که برخی از این چهره ها در همین وبلاگ معرفی شده اند به راه درخشان خود ادامه میدهد و اینگونه تغییر مسیرها هر چند از جانب شخص معروفی همچون افتخاری صورت گیرد خدشه ای بر موسیقی فاخر و ارزشمند میهن ما وارد نمی سازد.
در راستای برخی از اهداف این وبلاگ ، در معرفی و بها دادن بیشتر به هنرمندان نسل امروز ، این بار به معرفی یک خواننده جوان دیگر و بسیار توانا در عرصه موسیقی اصیل ایرانی می پردازم و او کسی نیست جز سید مرتضی (بامداد) فلاحتی خواننده گروه استاد ذوالفنون .
بیوگرافی بامداد فلاحتی :
بامداد فلاحتی متولد هشتم تیرماه 1361 شهر یزد و فارغ التحصیل رشته سرامیک صنعتی است .وی اکنون نیز دانشجوی موسیقی جهاددانشگاهی دانشگاه تهران است . وي آواز را از كودكي نزد پدر خود «سيدحسين فلاحتي» آغاز کرد . همچنین ساز تنبك را نزد «مهدي مثنوي» و سپس ساز سهتار را با «اصغر حسيني» فرا گرفت . در ادامه یادگیری آواز صداسازي را نزد استاد «پرويز مشكاتيان» ، رديف آوازي را نزد استاد «احمد ابراهيمي» و «محسن كرامتي» و مكتب اصفهان را نزد زنده ياد «حسين عمومي» فرا گرفت. فلاختی حدود پنج سال است که با گروه " جلال ذوالفنون " همکاری می کند و کنسرتهای متعددی را در داخل و خارج از کشور داشته است .
" باز باران " اولین کار « بامداد فلاحتی » در قالب آلبوم است . وی در فستیوال موسیقی هند شرکت داشته است . آلبومهای بی من مرو و هفت شهر عشق و دلامون گرفته یا علی به بازار آمده است . همچنین آلبوم سیم آخر نیز قرار بود در مهرماه روانه بازار شود .
آلبوم " باز باران" متشکل از 5 قطعه با نامهای « بازباران» در مایه شوشتری بر اساس اشعاری از « گلچین گیلانی » (میر فخرایی ) ، « شب فراق » بر روی شعری از (رهی معیری) ، « جان جهان » در چهارگاه و بیداد از اشعار (مولانا) ، « نشان بی نشانی » در مایه شوشتری و اصفهان (مولانا) و قطعه بی کلام « در ثنای نبی اکرم (ص) » در دستگاه اصفهان است که نوازندگانی چون « فردین کریم خاوری : سه تار ، سه تار باس ، هم خوان» ، « مهرداد کریم خاوری : دف ، ضرب زورخانه » ، « فردین لاهور پور : نی ، هم خوان » ، « آزاد میرزاپور : تارباس » ، « بامداد فلاحتی » را به عنوان خواننده همراهی کرده اند . این آلبوم به همت مرکز موسیقی حوزه هنری منتشر شده است .
"فردین كریم خاوری" آهنگساز «باز باران»در بروشور این اثر آورده است:این مجموعه پس از تولید اثر«دردی كشان» دومین كاری است كه در آن سعیمان بر این بوده تا ضمن حفظ هویت موسیقی ایرانی، آن را با نگرشی جدید و برای طیف وسیعی از مخاطبان ارایه كنیم، چراكه اگر خواهان حفاظت از ریشهها و رشد موسیقی ایرانی هستیم، میباید فضایی ایجاد نماییم تا در آن با تكیه بر اصول علمی موسیقی، بتوان موسیقی ایرانی را برای شنوندگان آن در جهان عرضه كرد.
تصنیف باز باران ، یک ایده نو می باشد. شعر مخصوص کودکان است ولی آواز بر روی آن مربوط به موسیقی اصیل می باشد که در نوع خود جالب است. ملودی بر روی این آهنگ هم معنای کودکانه شعر را تداعی میکند و هم دستگاه همایون را بیان میدارد . فلاحتی این تصنیف را به خوبی و با صدایی دلنشین خوانده است و گروه خوانی آن هم زیبا است. حتما این تصنیف را گوش دهید .
در مهرماه گذشته نیز گروه استاد ذوالفنون در نیاوران به اجرای کنسرتی پرداخت که برخی خبرگزاریها گزارشی از آن را آوردند و البته در وبلاگها کمتر اشاره ای به آن شد .خواننده این گروه نیز همچنان فلاحتی بود که قطعا اجرایی خوب را به یادگار گذاشته است .
در زیر تصنیف باز باران از این آلبوم را برای دانلود گذاشته ام که خیلی زیباست و امیدوارم از شنیدن آن لذت ببرید.

نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم آذر 1387ساعت   توسط بیداد
|
