تبليغاتX
بیـــداد نوشته هایی درباره موسیقی اصیل ایرانی در وبلاگ بیداد
 

    اولین بار که نام  مجید درخشانی را دیدم بر روی جلد آلبوم در خیال استاد شجریان بود . از او تصویر یک چهره  جوان در ذهنم مجسم شد. بسیار در دل او را تحسین کردم که چقدر آهنگهای این آلبوم زیباست و چقدر پیش درآمد و تصانیف سه گاه و بیات زند موجود در این کار در سطح متعالی کار شده و نو و بدیع است . به نظرم آمد بر روی اشعار "سر آن ندارد امشب که برآید آفتابی" یا " آمده ام که سر نهم"  فقط همین آهنگها  می نشیند و لاغیر . بالاخره تصویر او را در اینترنت دیدم و بسیار متفاوت تر از آنچه در ذهنم بود او را یافتم . تا اینکه روزی با پوستری مواجه شدم که قرار بود مجید درخشانی و سعید فرجپوری در همدان کنسرتی را اجرا کنند . این فرصتی بود تا درخشانی را از نزدیک ببینم. در خشانی و فرج پوری به نحو مطلوبی به اجرای برنامه پرداختند و در بین اجرا همان پیش در آمد  موجود در آسمان عشق را که فرجپوری در آن نقش داشت را نواختند. تکنوازی درخشانی در این کنسرت نیز  مورد توجه قرا گرفت .
    درخشانی در گروه  چاوش تربیت یافته و با بزرگان این عرصه دمخور بوده و به طور مستقیم از محضر استاد لطفی بهره برده است .  او پس از بازگشت به کشور در سالهای اخیر ، با همت به تاسیس گروه خورشید توانست به سرعت این گروه را به عنوان یکی از گروههای مستعد و تاثیرگذار معرفی کند . وی در همین دوران در گروه آوا به همراه استاد شجریان به فعالیت مشغول شد و آهنگسازی برخی قطعات را نیز به انجام رسانید .
    درخشانی یکی از نوازندگان منحصر به فرد از نظر بدست گیری ساز است . او ساز را برعکس معمول در دست میگیرد و با دست چپ مضراب میزند . اهالی موسیقی میدانند که آموزش به اینگونه افراد دشوارتر است و استاد لطفی واقعا به خوبی توانسته است شاگردممتازی با این وضعیت تربیت کند. همچنین  آموزش نزد چنین افرادی سخت است و هنرآموزان راست دست بخوبی نمیتوانند پرده گیری استاد را با خود هماهنگ کنند. با این اوصاف درخشانی از نظر رشد و اعتلای خود به خوبی توانسته است این مشخصه بارز  و ناهماهنگ خود را به کمال برساند .
   درخشانی یک چهره درخشان  در موسیقی ایران است که حق مطلبش به طور کامل ادا نشده است . هرچند وی با توجه به توانایی ها و قابلیتهایی که پیدا کرده است ، میتواند بسیار مستقل تر از اجراهای اخیر با گروه استاد شجریان انجام دهد ولی ترجیح میدهد همچنان به کسب تجربه همت گمارد. وی از زیر سایه ماندن در گروهی که استاد شجریان در آن حضور دارد هراسی ندارد و آنرا مایه پیشرفت خود میداند . قطعا این شاخصه می تواند درخشانی را یکی از قله های افتخار موسیقی ایرانی کند .
    درخشانی دارای یک ویژگی ارزنده دیگر است . آنچه که بسیاری دیگر از همطرازان او مایل به انجام آن نیستند . بها دادن و آوردن جوانان به گروهی که میخواهد در سطح اول موسیقی کشور به اجرای برنامه همت گمارد . در خشانی ضمن اشاره به این مساله  عقیده دارد همنسلان او  راه‌ها را براي جوانان بسته‌اند و اجازه نمي‌دهند آنها به ميدان بيايند و به همین دلیل استعداد جوانان به منصه ظهور نمی رسد . این نگرش درخشانی را باید به فال نیک گرفت که خود او قصد داشته و دارد که جوانان را وارد عرصه ای  کند که حتی می توانند جا پای خود او بگذارند و وی هیچ نگرانی از بابت ندارد .
      از دیگر مشخصه های قابل تقدیر درخشانی کارکردن وی با بانوان و هنرمندان زن است . با نگاهی به آلبومهایی که درخشانی اخیرا آنها را رهبری کرده است به نوآوری هایی نیز میرسیم . آلبومهایی که در آنها خواننده هایی همچون  به اجرا پرداخته اند . همچنین کارهایی چون آسمانه و نیز با بدایعی در موسیقی اصیل توانسته است از درخشانی یک استاد واقعی بسازد .
     به نظر من درخشانی در دوبعد اصلی فعالیت میکند. یکی کار با بزرگان و پیش کسوتان  و دیگری تلاش در عرصه ای که خود در آنها نقش اصلی را بر عهده دارد . این میتواند  منجر به تلفیقهایی شود که شاید تا کنون کسی به آنها دست نیازیده است . به همین خاطر در خشانی را باید قدر دانست و از تلاشهای بی وقفه و گسترده اش در ابعاد گوناگون تقدیر کرد . نمیخواهیم از او یک اسطور بسازیم کما اینکه خودش نیز این رانشان نداده است . ولی درخشانی ، بدون هیاهو  ، در راهی که پیش میرود تمجید همه را برانگیخته است . همانگونه که لطفی و علیزاده واسطه ای بین نسل برومند و عبادی با نسل درخشانی بوده اند ، درخشانی  میتواند ارتباط دهنده  مناسبی برای نسل لطفی و علیزاده با جوانان کنونی باشد و به همین دلیل نقش حساس  او  بیش از پیش عیان میگردد.  

به بالاترین بفرستید: Balatarin  نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم بهمن 1387ساعت   توسط بیداد  | 


با فرا رسیدن روزهای پیروزی انقلاب ، تنها چیزی که از آن به عنوان یادآورنده خاطرات استفاده می شود موسیقی است . استفاده از موسیقی برای برپایی شور و شوق در جامعه تقریبا از همان دوران به ثمر رسیدن انقلاب مرسوم گشت و تا کنون نیز ادامه دارد . صدا و سیما در این ایام  سعی میکند بیش از هر زمان دیگر موسیقی پخش کند و آن هم موسیقی هایی از دوران هایی که شاید خودش هم نمیداند چه افراد و گروه هایی در پدید آمدن آن نقش داشته اند . ولی سوال اساسی این جاست که با توجه به سخنان مسئولین در مورد اینکه ترویج موسیقی جزو شئونات جامعه نیست  ، چگونه است که در این روزها با استفاده ابزاری از موسیقی سعی در ایجاد ذهنیت روزهای آغازین انقلاب در اذهان مردم دارند؟  امیدوارم فایل تصویری پست قبلی را دانلود کرده باشید .
به دنبال اینگونه صحبتها بسیاری از موسیقی های دوران آغازین انقلاب از دانشگاه بوده است و دانشجویان در ارائه اشعار و آهنگهای آنها نقش داشته اند .ولی به شدت از ترویج موسیقی در مراکز آموزشی جلوگیری شده وحتی صحبت بر این است که باید برعکس عمل شود. یعنی به گفته ایشان موسیقی باید در این مراکز تخریب شود . گروه چاوش  نیز موثرترین گروه موسیقی در پدیدآمدن نواهای انقلابی است . شجریان ، لطفی ،علیزاده ، کامکارها ، ناظری ، درخشانی و بسیاری دیگر آهنگهایی را اجرا کرده اند که هر فردی با شنیدن آنها یاد انقلاب و تحرکات آنروزها می افتد و بدین ترتیب هدف مسئولین به ثمر میرسد . با این حال هیچگاه سعی نشد که افرادی که در پدید آمدن موسیقی های انقلابی نقش داشته اند معرفی شوند. عموم مردم نامهای فوق را نشنیده اند . تقریبا به غیر از اهالی موسیقی کسی لطفی وعلیزاده و کامکارها را نمی شناسد . به این میگویند استفاده ابزاری از موسیقی...

 

 

به بالاترین بفرستید: Balatarin  نوشته شده در  سه شنبه هشتم بهمن 1387ساعت   توسط بیداد  | 


مقدمه(طولانی تر از متن اصلی!!) :
       به احتمال زیاد برنامه نود را دیشب مشاهده کردید. اگر سری به سایتها و وبلاگها زده باشید از مدتها قبل و از لحظه  شروع برنامه و بلافاصله بعد و از آن تا کنون مطالب زیادی درباره آن نوشته اند.برنامه دیشب یک برنامه استثنایی و تاریخی در مدت بیش از ده سال پخش این برنامه بود . نود تنها برنامه آزاد اندیش تلویزیون به یمن وجود شخصی به نام  عادل فردوسی پور نماد عدالت و شجاعت است . اما عادل دیشب  در رسانه غیر ملی ، نخندید و زیاد صحبت نکرد و جمله " بسیار خوشحال هستیم که باز هم با برنامه نود در خدمت شماییم" را نگفت . این بار بنا به مصلحت نالایقان مسئول ، صدای عدالت را ساکت کرده بودند . جوان پاک و با صداقتی که حضورش در صدا و سیمای انحصاری یک اتفاق بوده است این بار سراسر مدت  برنامه را بغض کرده اجرا کرد و این بغض را به قلب میلیونها طرفدارش انتقال داد .  بدون شک  شخصی همانند او  در این رسانه ناپاک ، دلیرتر و متهورتر نیست .  اما عادل دیشب غمگین و افسرده برنامه را به سرعت تمام کرد و رفت و گفت : "اگر عمری باقی باشه و بشه روی این صندلی از حق و حقانیت دفاع کرد، هفته‌ی آینده هم در خدمتتون هستیم..." و همه مخاطبانش را میخکوب بر سر جای خود نشانید .
     به نظر من عادل فردوسی پور نه فقط در فوتبال بلکه در جامعه یک تحول گفتاری و نقادانه ایجاد کرده است . او از طریق نوع رفتار و سخنان مستدل با ارائه مستندات و سایر روشهای  نوین مصطلح در دنیا ، نحوه به چالش کشیدن مسئولین را آموزش داده است . عادل فردوسی پور می تواند برای مسئولان و بالا نشینان یک الگو و درس باشند . همه آنان باید در محضر وی شاگردی  کنند و یاد بگیرند که چگونه میتوان بی واهمه و هراس و بدون چاپلوسی حق و باطل را نشان مردم داد و بزرگان را به چالش کشید . هر چند این رویه باعث شد تا سرداران و نالایقان فدراسون فوتبال و رییس تربیت بدنی او را مزاحم کارهای نادرست خود بدانند و تحریمش کنند ولی چهره تزویر و نادرستی برای همه مردم عیان شد که چگونه حتی میتوان مخابرات را وادار به تحریم این برنامه نمود .
     همه ما و بخصوص سران بالای مملکتی  باید سخن گفتن ، ادب ، متانت ، سواد ، صداقت ، پاکی ، بی پروایی و .. را از فردوسی پور بیاموزیم و بیاموزند. فردوسی پور و برنامه محبوبش را در روزهای قبل بدلیل آنکه برخی سران ورزشی را در معرض دید عموم به قضاوت گذاشته بود تحریم کردند . مسئولان شبکه سه نیز او را ساکت کردند تا لب از لب باز نکند و مخابرات انحصاری نیزدر شبکه  Sms هایش برای این برنامه اختلال ایجاد کند تا خاموشی "عادل" به عنوان وجدان آگاه مردم تکمیل شود .
دیشب میلیونها نفر موبایل به دست آماده بودند از عدل طرفداری کنند وقرار بود بسیاری از دوستداران آزادی و عدالت ، دست کم  5 میلیون sms برای حمایت از یگانه برنامه خوب رسانه غیرملی ، به این برنامه ارسال کنند تا مشت محکمی بر دهان قلدر مابان باشد که سرداران و بلندپایگان اجازه آنرا ندادند. خوب که نگاه کنیم وضعیتمان از غزه بدتر است و بمب بارانهای فجیعتری و از نوع حکومتی بر سرمان می شود ولی ... . مثلا چرا باید دیشب این همه مشتاق برنامه نود به خاطر دستور برخی اینگونه تحمل دیر شروع شدن برنامه ، مدت زمان اندک آن ، مجری ناراحت و افسرده و .... بدهند .

...واما مطلب مرتبط :
        ای کاش در مورد وضعیت موسیقی هم برنامه ای به سیاق نود وجود داشت که ارکان و متولیان فرهنگی و هنری را در مورد موسیقی به چالش و تنگنا میکشید . ای کاش از این افراد و سیاستهایشان بازخواست می شد که  چگونه به سبب افکار متحجرانه و منجمد آنها موسیقی ملی و میهنی ما در سیمای حکومتی نمایش داده نمی شود و روز به روز منزوی تر شده و در اثر سیاستهای نابخردانه مسئولین ، پاپ و رپ و هوی و جاز و متال و ..... جای خود را در میان جوانان باز کردند ونوا و شمایل  تار و سه تار و کمانچه از ذهنها حذف شده است . ای کاش به جای  سهیل محمودی و محمد رضا جعفری که در برنامه های کلیشه هایشان  ، فقط به تمجید می پردازند  یک عادل فردوسی پور شجاع و بدون تملق هم برای موسیقی ، برنامه اجرا میکرد  و از این راه  اصلی ترین نهاد هنری موسوم به وزارت ارشاد را زیر سوال می برد که چرا وزیر مربوطه در یک کلام  نابخردانه ترویج موسیقی را جزو کارهای وزارت خانه اش به حساب نمی آورد .
امیدوارم این فایل تصویری به اندازه کافی گویا باشد

به بالاترین بفرستید: Balatarin  نوشته شده در  سه شنبه یکم بهمن 1387ساعت   توسط بیداد  |