تبليغاتX
بیـــداد نوشته هایی درباره موسیقی اصیل ایرانی در وبلاگ بیداد
 

  رسانه شنیع ، ناپاک و غیرملی ، که سالهاست با سرقت آثار استاد بی بدیل آواز ایران  سعی در اجرای سیاستهای ناپاک حاکمان را دارد این بار در جریان  قتل عام و سرکوب هم میهنانمان ، از صدای استاد شجریان استفاده ابزاری کرده و سرودهای ملی و میهنی ایشان را که در شرایطی خاص اجرا کرده اند پخش میکند .به همین دلیل استاد محمدرضا شجريان در نامه‌اي به عزت‌الله ضرغامي رئيس سازمان صداوسيما از او خواست تا از پخش سرودهاي وي خودداري كنند. متن نامه به شرح زير است:

     "همانطور كه اطلاع داريد صداوسيما در شرايط فعلي مستمرا اقدام به پخش سرودهاي ميهني اينجانب به ويژه سرود «ايران اي سراي اميد» مي‌كند. جنابعالي مستحضريد اين سرود و ديگر سرودهاي خوانده‌شده متعلق به سال 1357 و 1358 است و هيچ ارتباطي به شرايط كنوني ندارد."
        اينجانب در سال 1374 نيز اعلام كردم راضي به پخش آثار خود از صداوسيما نيستم، مجددا تقاضاي خود را تكرار كرده و تاكيد مي‌كنم، آن سازمان هيچ نقشي در تهيه اين آثار نداشته و شايسته است به حكم شرع و قانون سريعا كليه واحدهاي آن سازمان از پخش صدا و آثار من خودداري كنند.             ۲۵ /۳/۸۸

    رسانه انحصاری ضرغامی  در روزهایی که تعداد زیادی از هم میهنان جنایات حکومت توسط عناصر دجال در خون خود غلتیده اند  مبادرت به پخش برنامه های کمدی  همچون چارلی چاپلین و جری لوئیز می کند  و شبها طبق معمول برنامه های سخیف خود را  ادامه داده و گوشه ای از جنایات هولوکاستی عوامل حکومتی را ،  همچون لبنان و غزه  نشان نمیدهد .

   رسانه غیر ملی در جریان اعتراض میلیونی  مردم به  انتخابات ، که غیر مستقیم حکومت را نیز  معترض هستند ، به جای آنکه واقعیات و جنایات اراذل و قاتلان باتوم بدست پایگاهی را نشان بدهد ، میلیونها نفر را اراذل و اوباش معرفی میکند  و به جای نشان دادن شهدای این روزها ، سعی در انحراف افکار عمومی با نشان دادن تخریب اموال عمومی ، مهر دیگری بر باطل بودن صاحبان خود دارد . این رسانه یادش رفته که در سال 56 و 57 نیز بسیاری از اموال عمومی از جمله  سینماها ، مغازه ها ، اتومبیلها ،  فرهنگسراها ، موزه ها ، آثار باستانی  چند هزار ساله و ... تخریب می شد .همچنین این رسانه از قطعی چند روزه سیستم اس ام اس ، قطعی ارتباط تلفنی با تهران ، فیلتر شدن بسیاری از سایتها ، اختلال مخابرات در شبکه اینترنت ، عدم اجازه فعالیت به خبرگزاریهای خارجی و ... چیزی نمیگوید .

به بالاترین بفرستید: Balatarin  نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم خرداد 1388ساعت   توسط بیداد  | 


مقدمه

امیدوارم حوصله کنید و متن زیر را که استاد محمدرضا لطفی درباره آلبوم "صبح سحر"  نوشته است بخوانید . این آلبوم سال گذشته به بازار آمد و نشان از یک اثر خاص با آهنگسازی شایسته حمیدرضا مرتضوی است . آنچه محمد رضا لطفی  در این باره نگاشته است، همان است که در این وبلاگ به دفعات آنرا ذکر کرده ام و همانا عدم توجه به جوانان نسل امروز  است که در امر موسیقی واقعا تلاش کرده اند و به درجات بالایی چه در امر آهنگسازی و نوازندگی و چه در حیطه آواز دست یافته اند و تنها به سبب جوانی و در قید حیات بودن ناشناخته باقی مانده اند و کمتر کسی حاضر به گوش دادن به آثار آنهاست . گفته هایی نظیر "تار فقط جلیل شهناز " یا " آواز فقط شجریان" يا "سه تار فقط عبادي"نه تنها باعث بزرگی اين هنرمندان نمی شود بلکه خدشه ای است برموسیقی ملی ما که دایره اش بسته شده است و به منتهای خود رسیده است .

راست پنجگاه دستگاه نسبتا مهجوری است که گذشتگان هم  در آن خیلی وارد نشده اند و  مرتضوی و خدایی با شجاعتی خوب و مثال زدنی قسمتي از  آلبوم زیبای خود را در این دستگاه خلق کرده اند. صدای گرم و دلنشین خدایی واقعا شایسته تقدیر است . حتما آنرا می پسندید .

من واقعا درخواست دارم که متن زیر را با دقت بخوانید و ارائه نظر کنید که خودم بارها و بارها آنرا خوانده ام و  سیراب شده ام . زيرا حرف دل بسیاری است که از قلم  استادی بزرگ تراوش شده است .

---------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

اثر "صبح سحر" ساخته حمیدرضا مرتضوی نشان می دهد که این آهنگساز جوان و پر کار راه موفقیت خود را به خوبی هموار نموده و آینده بسیار خوبی را برای خود و موسیقی کشور هموار می نماید. یکی از مشکلات عمده بیشتر آهنگسازان جوان عدم آشنایی آنها به فرم در موسیقی ایرانی است. نبودن مدرسه ای تعریف  شده برای آهنگسازی در فرمهای ایرانی و کم توجهی مراکز علمی موسیقی به امر آهنگسازی را علت اصلی این ناتوانی ها می توان برشمرد. در هر کشوری تولید قائم به آموزش درست  است اما در عرصه هنر موسیقی در این سی سال، بیشتر مراکز علمی موسیقی با کمبود مدرسینی لایق و با سواد مواجه بوده است.

 ایجاد مرکزی برای تداوم راههای درست رشته های گوناگون موسیقی ایرانی مانند: نوازندگی ، ردیف نوازی ، سازندگی در فرمهای گوناگون ، تجزیه و تحلیل ، تاریخ موسیقی ، آشنایی با متون قدیمی ، عدم همکاری با موسسات عالی آموزشی در سطح منطقه و کم توجهی به امر علمی موسیقی و دهها عوامل دیگر راه پیشرفت این علم قدیمی و مدون را مسدود نموده است. جوانانی مانند مرتضوی و صدها تن دیگر از این بی توجهی رنج برده و آنها بصورت خودجوش در حد امکانات شخصی خود چیزهایی را به طور پراکنده فرا می گیرند که در حیطه ی کار حرفه ای بسیار اندک است.

کسانی که ذوقی در امر « بداهه نوازی» دارند، در امر ساخت ملودی های زیبا و ماندگار نیز قادرند هنرشان را ارائه دهند ، اما متاسفانه تعریف بداهه نوازی در موسیقی دستگاهی هم در این 20 سال دچار سوانحی لاعلاج گردیده است. با این درهم ریختگی آموزشی مسلم است که ساخته ها نمی توانند جوابگوی نیاز میلیونها ایرانی باشد. اینگونه است که وحدت شنوایی که ریشه در ملیت و اعتقادات ایرانیان دارد تضعیف شده و می شود. در این اثر که اینجانب تلاش نموده ام تا نظارت داشته و راهنمای ایشان باشم، کار به مرزهای حرفه ای تری نزدیک شده ، اما کار اصلی ، همان توجه به امر آموزش این جوانان در دانشکده ها و مراکز علمی هنر آهنگسازی است.

اگر چه جوانان ما هنوز در این عرصه متاثر از نامدارانی مانند علیزاده و مشکاتیان و خودنگارنده هستند  اما باید آنها را راهنمایی کرد تا به بیان مستقل خودشان برسند . هیچ یک از آهنگسازان قدیمی که دارفانی را وداع گفتند کرسی مستقلی در هیچ یک از دانشکده های آهنگسازی در فرمهای ایرانی نداشتند . هنگامیکه با این خلأ ، تلاش کسانی مانند مرتضوی را می بینید ، هنوز به عشق این جوانان به کشور ایران می بالند .

 باید توجه داشت که مخارج تولید اثر هنری آنقدر بالاست که حتی اگر کسی یا کسانی ذوقی داشته و علاقمند باشند تا کاری برای خود و موسیقی انجام دهند ، پشیمان شده ، کنار می کشند. هیچ یک از تولید کنندگان حاضر به سرمایه گذاری برای کسانی که شناخته شده نیستند، نبوده و همین مشکل ، کار این جوانان را متوقف می کند. وزارت محترم ارشاد و نهادهای دیگر تلاشی در جهت کمک به این جوانان نمی کنند. دوستان عزیز تنها شما هستید که با خرید آثار این جوانان می توانید نشان دهید، قادر به حمایت از آنها هستید . تا شما دوستان عزیز برای این جوانان سرمایه گذاری نکنید، کار به جلو نمی رود. مصرف کنندگان موسیقی خوب ، باید حامیان موسساتی باشند که دلشان می خواهد این جوانان به جلو حرکت کنند.

درباره آقای علی خدائی ، خواننده اثر 

هنگامیکه برای اولین بار صدای آقای خدائی را شنیدم احساس کردم که اعتقادی پشت خوانندگی ایشان وجود دارد. حس خود را در خواندن به کار می اندازد و تلاش می کند تا شعر و ملودی را با درک بخواند . ایشان مدتهاست که می خوانند و شاید صدها کار در این سالیان در رادیو ضبط نموده ، اما نمی دانم چرا این آثار ضبط شده و بایگانی می شوند. به نظر می رسد که پخش رادیو و تلویزیون تابع بازار بیرون است و این بازار موسیقی های روز است که رادیو و تلویزیون را رهبری می کند نه مدیریت شبکه ها ، هر تهیه کننده برنامه بر پایه مناسبات و روابط با تولید کنندگان موسیقی ، موسیقی رادیو و تلویزیون را هدایت می کند.این درد بزرگی است .

در زمان شاه نیز به همین صورت بود. آنقدر این کار را کردند که افرادی مانند وزیری، خالقی و صبا و خیلی از آهنگسازان معتبر ، کناره گیری کردند . با یک مطالعه سطحی از سیر موسیقی در رادیو از همان ابتدای تاسیس می توان این مشکل را مشاهده کرد. اگر مدیریت موسیقی در یک نهاد مهم مانند رادیو و تلویزیون نباشد چگونه می توان وحدت شنوایی ملی را رقم زد؟ رادیو همیشه در همه جای جهان تأثیر گذار بوده و هست.

 این روزها تصویر حرف آخر را می زند اما کمتر در تصاویر تلویزیونی می توان جای پای درستی از آثار هنری را دید. آقای خدایی و نمونه هایی مانند ایشان مدتهاست که می خوانند ، اما چرا کسی آنها را نمی شناسد؟ تا کی باید دولت به چند موسیقیدان مشهور قناعت کند . به خصوص که همه این نسل به سن پیری پا گذارده اند و باید جانشین داشته باشند. هزاران تولید داخلی رادیو و تلویزیون در آرشیوها گرد و خاک می خورند و تهیه کنندگان حتی به سراغ  آنها نمی روند. زمانی هر سرود رادیو و تلویزیون بارها از شبکه پخش می شد اما امروز تولیدات داخلی رادیو و تلویزیون فقط بایگانی می شود. تا اثری پخش نشود علاقمند تولید نمی کند. گوش باید به تمبر صدای ساز و آواز هنرمندان جدید خو کند. رجوع به بازار بیرون در عرصه موسیقی هنری و غیر هنری راه گشای این خوانندگان نیست.

در کلاس اینجانب خوانندگان توانمندی وجود دارند که دیگر از رفتن به کلاس و آموزش خسته شده اند . هر یک از اینها قادر هستند که خوانندگان بس قوی تر و بهتر از نامداران گردند، اما هیچ حمایتی از آنها نمی شود. صدای خدایی ها در سینه می ماند و زندگی روزمره جایی برای رشد بیشتر آنها نمی گذارد. همه خوانندگان و نوازندگان شغل  دوم و سوم آنها موسیقی است. این افراد باید روانه شش تا هشت ساعت به کار حرفه ای بپردازند اما کار در اداره به آنها این امکان را نمی دهد. خدایی از صدای گرمی برخوردار است و از سرشت بسیار انسانی و عاطفی برخوردار می باشد. رنج صدایش خوب و وسعت صدایش جوابگوی محدوده موسیقی ایرانی است. به گوشه ها تسلط داشته و وقت زیادی را صرف آموزش نموده است. با اینکه قبلا کارهایی را تولید کرده اما این اولین اثر اوست که به صورت مستقل به بازار ارائه می گردد.

موسسه آوای شیدا تلاش دارد تا با سرمایه گذاریهای گوناگون در این عرصه به معرفی این هنرمندان کمک نماید. با اینکه کار بس دشوار است اما شیدا اعتقاد دارد که تنها راه موفقیت این افراد تولید در بخش خصوصی و اتکاء به مردم علاقمند به خصوص جوانان است، اما موسساتی مانند ما در سطح کشور به تعداد انگشتان دست نمی رسد، زیان حاصل از اینگونه سرمایه گذاریها توان مالی این موسسات را هر روزه ضعیفتر می کند. اما باید ضرر داد تا در آینده سودی عادلانه برای این عزیزان یافت.

 در نوع خواندن و کرسی بندی این اثر دخالتی ننموده ام اما در روند کار و میکس اثر و شکل بندی آثار تلاش کرده ام تا قطعات و ساز و آواز بار هنری بیشتری برخوردار گردند. امید است خوانندگانی مانند خدایی بتوانند در همین مسیر بمانند و فریب بازار کاذب هنر را نخورند . من به هر دوی این افراد یعنی مرتضوی و خدایی تبریک می گویم که با عشق و عدم چشم داشت مالی همه تلاش خود را در معرفی کار نموده اند. آوای شیدا به خود می بالد که در حد امکانات می تواند به این افراد عاشق کمک کند. باشد که اینگونه افراد به جوانان دیگر نیز کمک کنند و با همین کمک هاست که تداوم این رشته مهم هنری هموارتر می شود.

 

         پیروز و سربلند باشید      باعشق محمدرضا لطفی     مدیر هنری آوای شیدا

 

محتوای آلبوم صبح سحر

 

*بخش اول دستگاه راست پنجگاه

1-      پیش درآمد                                                 4:16

2-      تکنوازی تار: ساناز ستارزاده                             3:26

3-      چهارمضراب همراه با آواز                                6:23

4-      ساز و آواز- سنتور : نسترن هاشمی                  3:50

5-      تصنیف خورشید                                           5:06

*بخش دوم دستگاه شور

6-      تکنوازی- سه تار: حمیدرضا مرتضوی                     2:18

7-      چهار مضراب                                                 3:30

8-      ساز و آواز - سه تار: حمید رضا مرتضوی                3:28

9-      تصنیف قدیمی ( دشتی)                                  4:06

10-   ساز و آواز- سه تار: بهراد توکلی                          3:55

11-   تصنیف سمن بویان                                          6:10

 

به بالاترین بفرستید: Balatarin  نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم خرداد 1388ساعت   توسط بیداد  | 


     صفار هرندی در گفتگو با خبرگزاری مهر : سیاست‌های موسیقی وزارت ارشاد تغییر نمی‌کند  .وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی گفت: ما همچنان بر سر اصول و مواضع مان هستیم و به فرض پیروزی آقای احمدی نژاد و بودن من در پست وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی تغییری در نوع نگاه دولت نسبت به موسیقی به وجود نخواهد آمد.

     محمدحسین صفار هرندی در پاسخ به این سوال که در صورت انتخاب آقای احمدی نژاد در دهمین انتخابات ریاست جمهوری و حضور دوباره شما در وزارت ارشاد چه تغییراتی را در حوزه موسیقی اعمال می کنید به خبرنگار مهر گفت: ما در طول این مدت بر اساس اصول و قواعدی عمل کرده ایم و مبنایی برای تعامل با عرصه موسیقی و هنرمندان این حوزه داشته ایم. ما همچنان بر سر این اصول و مواضعمان هستیم و قطعا اگر فرض شما درست از کار در بیاید ما دنباله همین روند را در پیش خواهیم گرفت.

    صفار هرندی درباره موسیقی فاخر و دلایل عدم اشاره به  ویژگیها و مصادیق تشخیص موسیقی فاخر از سوی خود تصریح کرد: روایت موسیقایی"فریاد هجران" که برای دیدن آن رفته بودم یکی از مصادیق همان موسیقی فاخر است که قبلا به آن اشاره کرده ام. در طول این مدت نمونه هایی از این دست با حمایت ارشاد اجرا شده و اگر اهالی موسیقی به ویژگیهای این کارها توجه کرده باشند قطعا می توانند معنا و مفهوم موسیقی فاخر را از دل آنها بیرون بکشند

.

 

به بالاترین بفرستید: Balatarin  نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم خرداد 1388ساعت   توسط بیداد  | 


استاد پرتلاش این روزهای  عرصه موسیقی ایرانی ، کسی نیست جز مجید درخشانی . گویا درخشانی میخواهد سالهای دوری از وطن را اینگونه جبران کند و خوشا به حال ما که میتوانیم از این نعمت بهره ببریم و از دریای علم و هنر او حض کافی و وافی ببریم. بی شک درخشانی از مناسب ترین افراد برای حلقه اتصال اساتید گذشته با هنرآموزان امروز ونقطه عطفی در نمودارروند پیشرفت موسیقی ملی ماست.

در این پست به معرفی آلبوم "بودن و سرودن" از کارهای جدید استاد درخشانی که در  سال گذشته به بازار آمد  می پردازم . این اثر بنا به نوشته روی جلد ، به استاد مسلم و آهنگساز بزرگ ایران ، حسین علیزاده تقدیم شده است و از هنرمند گرامی جناب بهداد بابایی نیز قدردانی شده است.  وجود بیست و نه نفر درگروه خورشید که این آلبوم را اجرا کرده اند از نکات جالب توجه است . ظاهرا درخشانی برای میدان دادن بیشتر به جوانان سعی میکند از افراد بیشتری بهره ببرد تا اعتماد به نفسی در آنان ایجاد کرده باشد به طوری که برای هر ساز چند نفر بکارگرفته شده است . مثلا وجود هفت نفر نوازنده تار، چهار نفر نوازنده نی و سه نفر کمانچه نواز و ....

"بودن و سرودن "به خوبی در حال و هوای بیات ترک شکل می گیرد و در این آواز شنونده را چه در اجرای آوازها و چه در تصانیفی که به خوبی در بین تراکها جای گرفته اند ، سیراب می سازد و بنا به عقیده ام با توجه به اجرای بیشتر گوشه های آوازی و سازی ، منبع خوب آموزشی برای هنرجویان است . تکنوازی های این آلبوم نیز جالب است که در این میان  سهم بیشتر را تار و سنتور بر عهده گرفته اند.

به نظرم معتمدی دراین آلبوم فراتر از "وطنم ایران"  آواز خوانده است. هم  از نظر گستره صدا و اوج خوانی و هم از نظر قدرت و توانایی در ارائه تصانیف سخت و مشکلی که درخشانی آنها را ساخته است .به خصوص تصنیف تراک  یازدهم که دارای اجرای پیچیده و دشواری است و وجود تحریرهای متعدد بر روی کلمات اشعار، آنرا دارای ویژگیهای متفاوتی کرده است . معتمدی در این اجرا نشان داده است که روند رو به رشد خود را ادامه داده است و صد البته بکارگیری خوب درخشانی از صدای او توانسته است ، آواز معتمدی را متعالی و بی نقص جلوه دهد. با این اجرا میتوان امیدوار بود که معتمدی بتواند به خوبی پا در جای بزرگانی گذارد که همچنان سایه سنگین آنها اجازه نمیدهد معتمدی ها مطرح شده و اهالی موسیقی به صدای آنها گوش بدهند .

دانلود كنيد :تصنيف خموشانه

دانلود كنيد : تصنيف بودن و سرودن

به بالاترین بفرستید: Balatarin  نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم خرداد 1388ساعت   توسط بیداد  | 


     وبلاگ بیداد را یک سال پیش در چنین روزهایی  ایجاد کردم . دو هدف اساسی جهت تاسیس این وبلاگ داشتم. یکی تقسیم دل نوشته ها و نظراتم با دیگران و دیگر، اشاعه و نشر موسیقی اصیل ایرانی در بین آنانکه علاقمند هستند و یا ممکن است در گشت و گذار در شبکه اینترنت به این آشیانه برسند و قدری توقف نمایند . هرچند بر اساس شمارش گر ، بازدید از این وبلاگ اندک  است  ، ولی مطمئن هستم آن قلیل افرادی که از این وبلاگ بازدید میکنند از دوستداران راستین و واقعی موسیقی اصیل هستند و قدری  هم علاقمند به قلم این حقیر.  به همین خاطر خرسندم که این افراد نه به سبب آنچه که وبلاگهای بسیار پربازدید در خود دارند (همچون وجود دانلود و  عکس و فیلم و..... ) بلکه به خاطر موسیقی اصیل و نوشته هایم اینجا را انتخاب کرده اند و به نظر من همین بیست ، سی نفری که بطور متوسط روزانه اینجا میایند برای من کافی است واین دلیل می تواند پاسخی باشد بر ،تذکر برخی دوستان که کم بودن شمار بازدید را متذکر می شوند . البته واقعا میتوان آمار را بالا برد  واین متضمن گذاشتن وقت  است. با به روز کردنهای مرتب ، گشت و گذار در دیگر وبلاگها و تبلیغ و معرفی  ، ثبت وبلاگ در برخی سرورها و مکانهای اینترنتی ، ارسال ایمیلهای متعدد به هزاران نفر  و ... میتوان وبلاگ را بیشتر معرفی کرد و آمار را بالا برد  . ولی واقعا برای من که هم امورات روزمره دارم و هم در سه کلاس مجزای موسیقی مشغول یادگیری هستم ، سخت و دشوار است . در همین جا نیز باید از کم بودن مطالب و به روز کردنهای دیر به دیر عذرخواهی کنم که همین مقدار نیز برای خودم غنیمت است و امیدوارم دوستان بپذیرند .لوگوي وبلاگ
     در یکسال گذشته 75 متن نوشتم که بيشتر آن در خصوص نسل جدید و جوان موسیقی اصیل بود . در این وبلاگ بیشترین سعی من شناساندن نسل نو و جدید به دوستداران است . نوازندگان و خوانندگان جوانی که در روزهای زندگی ما با ما هم عصرند و معتقدم تعریف و تمجید بی پایان و بی حد و حصر از هنرمندان متوفی برای موسیقی اصیل کافی نیست و سرمایه های زنده و حاضر نباید در این گیر و دار نادیده گرفته شوند .
    بر مبنای خط مشی زندگی شخصی ام در محیط مجازی نیز  دوستان بارزی نداشتم که بخواهم از آنها نام ببرم . ولی دوستان نام آشنا ولی واقعی  که همیشه آمدند و سر زدند بسیار بودند که جا دارد از این عزیزان تشکر کنم  . و صد البته بسيار خرسندم از چند نفري از دوستان و بخصوص بانواني كه به سبب چند نوشته اي از من در خصوص خوانندگي ، اطلاعات و جوابهايي  را در مسنجر خواستار شدند و سعي كردم با بضاعتهايي كه در اين زمينه دارم راهنماي آنان باشم . همچنين در آخرين لحظاتي كه خواستم اين متن را در وبلاگ بگذارم ، نظر يكي از عزيزان با اسم رهگذر در انتهاي نظرات نوشته قبلي ، تواني را در من ايجاد كرد كه با خود بيانديشم واقعا اين قليل افرادي كه نوشته هاي مرا ميخوانند ، چقدر مشتاق ، صميمي و نكته سنج و دقيق خوان هستند. اين نظر باعث شد بيشتر متوجه شوم كه هستند افرادي كه حوصله كنند و برخلاف ديگران كه دنبال دانلود هستند ، وقت بگذارند و از آرشيو مطالب را مرور كنند و براي من همين افراد كافي هستند ، حتي اگر شمار بازديد كنندگان من بيشتر از تعداد انگشتان يك دست نباشد.
     در آخر اين متن جا دارد از زحمات آقاي امين اسدي ، از اقوام من ،  كه بنر بالاي وبلاگ را هنرمندانه طراحي كردند تشكر كنم و احساس علاقه ايشان را به موسيقي فاخر ، گرانقدر و ملي ايراني ارج بنهم . در پايان ذكر كنم كه خط مشي اين وبلاگ همچنان مطابق متني است كه بالای وبلاگ سمت چپ نوشته ام  و دیگر عرضی نیست جز سلامتی شما ....

به بالاترین بفرستید: Balatarin  نوشته شده در  سه شنبه پنجم خرداد 1388ساعت   توسط بیداد  |