تبليغاتX
بیـــداد نوشته هایی درباره موسیقی اصیل ایرانی در وبلاگ بیداد
 

انتشار کتاب الکترونیکی «دروغ های کیهان»

بیش از 200صفحه خبر و اطلاعات مستند درباره سوابق، روابط و شیوه‌های  روزنامه کیهان

کتاب «دروغ‌های کیهان» که حاوی بیش از دویست صفحه اطلاعات مستند، مقالات، تحلیل‌ها و اظهارنظرهای مختلف درباره سوابق تیره‌ی روزنامه‌ی دولتی کیهان است، در اینترنت منتشر شد.

     این کتاب که در ده فصل و یک ضمیمه از سوی «انجمن حرفه‌ای متفکران و محققان» تهیه شده، در فصول مختلف خود به بررسی سابقه روزنامه کیهان، برخی نامه‌ها و شکایات مطرح شده علیه این روزنامه، موضوع دروغ پراکنی، مدل و روش خاص کیهان در دروغ پراکنی، پروژه‌های جعل و تخریب که در این روزنامه اجرا شده، بحران‌سازی‌ها و پرونده‌سازی‌های این روزنامه به خصوص در دو دهه‌ی هفتاد و هشتاد می‌پردازد و سپس ماموریت‌های کیهان، پیشینه و موقعیت حسین شریعتمداری، نیمه‌ی پنهان کیهان و در نهایت آسیب‌شناسی امنیتی و فرهنگی این روزنامه را مورد بحث قرار می‌دهد.

    در این کتاب، نیمه‌ی پنهان روزنامه کیهان بررسی می‌شود، همانطور که این روزنامه در طول سالیان گذشته اتهامات گزاف بسیاری را به نام «نیمه‌ی پنهان» علیه نخبگان و روشنفکران، فعالان سیاسی و مدنی، روزنامه‌نگاران و دیگر دلسوزان ایران منتشر کرده است.

   تنها تفاوت در اینجاست که کتاب «دروغ های کیهان» نیمه‌ی پنهان کیهان را نه به شیوه‌ی غیرانسانی و غیر حرفه‌ای کیهان و کیهانیان، بلکه به طور کاملا مستند و با ذکر منبع در خصوص هر نقل قول و ادعایی بررسی می‌کند.

   در مقدمه این کتاب آمده است:

   فرقه کیهانیسم و پدیده مافیای رسانه‌ای در ایران، با گردانندگی حسین شریعتمداری- نماینده ولی فقیه و از چهره‌های معروف دستگاه امنیتی ایران - یکی از چالش‌ها و عوامل بحران ساز در دوران پس از انقلاب اسلامی ایران به شمار می‌آید. بررسی و تحلیل موضع‌گیری های این روزنامه در جوسازی و بحران‌سازی‌های وقایع سال‌های اخیر از حضور قدرتی پشت پرده و سادرغگوی بزرگ قرنیه نشین در کنترل و راهبرد فکری اذهان عمومی خبر می‌دهد، چنانچه موضع گیری های اخیر این روزنامه در انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری ایران نیز خود گویای این واقعیت است.

    در حالی که متاسفانه سیستم رسانه ای و اطلاع رسانی در ایران به عنوان یکی از دروغگوترین و جعل کارترین ها در عرصه بین المللی شناخته شده است، آمار دروغ پردازی های این روزنامه به روشنی از نفوذ دروغ در نظام فرهنگی کشور، (مستقل از نظام اقتصادی، سیاسی، مذهبی و ...) پرده برمی دارد.

   دروغ پراکنی، تحریف و کاریکاتوریزه کردن حقایق، توهین و ترور شخصیت افراد بویژه طیف نخبگان و روشنفکران جامعه، پرونده سازی های امنیتی، توجیه و تحریک افکار عمومی و طیف مسئولین و تصمیم گیرندگان حکومتی، پشتیبانی پروژه های تواب سازی و اعترافات دروغین در برنامه روزانه کیهان بوفور دیده می شود. واقعیت این است که چیرگی دستگاه امنیتی در سیستم فکری و فرهنگی جامعه و تزریق خوراک فکری و کنترل اذهان عمومی با هدف راهبرد پروژه های امنیتی از جمله آسیب های فرهنگی و اجتماعی در سی سال گذشته صورت گرفته است.

    در این کتاب (که برگرفته از یک مجموعه تحقیقاتی چند جلدی است) سعی شده با کالبد شکافی پرونده سیاه کیهان و افشای گوشه مختصری از اسناد دروغپردازی های آن به عنوان سردمدار مافیای رسانه ای و تریبون دستگاه قدرت، در دفاع از حقوق پایمال شده روشنفکران ، دگراندیشان و ملت ایران، گامی هر چند کوچک به سمت حرکتی موثر برداشته شود

این کتاب از این آدرس اینترنتی قابل دریافت است:    دروغ های کیهان

به بالاترین بفرستید: Balatarin  نوشته شده در  سه شنبه سی ام تیر 1388ساعت   توسط بیداد  | 


روزنامه بی ادب کیهان و ابلهان انصار این روزها از رفتار استاد شجریان بی نهایت عصبانی هستند و عدم توجه استاد شجریان ، نیز باعث بیشتر عصبانی شده این قماش شده است .تقریبا در هر شماره از این روزنامه متحجر ، در ستون کیهان و خوانندگان(بخوانید کیهان و گردانندگان) ، پیامی از یک خواننده در حمله به استاد شجریان چاپ می شود . البته همه میدانند اینها پیام خوانندگان نیست و پیام مسئولین مطرود کیهان است که به اسامی مختلف ارائه می شود .

با نگاهی به سایتهای مختلف و پیامهایی که مراجعه کنندگان بر روی آنها میگذارند متوجه این نکته می شویم که بیشترین حمایت از استاد شجریان میشود و به عبارتی انزوای کیهان و دوستداران اندکش هر روزه بیشتر می شود .

در یکی از پیامهای دروغین و ساخته و پرداخته ذهن کیهانی ها  ، خواننده ای گفته است بعد از خواندن مطلب کیهان در مورد شجریان، تمام کاست هایش را زیر پایم خرد کردم! 

اگر این پیام را واقعا از سوی یک خواننده کیهان بدانیم پاسخهایی که به این شخص در بالاترین  داده شده است را با هم مرور میکنیم که برخی از آنها حاوی نکات قابل توجهی است . لازم به ذکر است تعداد زیادی از پیامها بدلیل استفاده از برخی کلمات حذف شده یا ویرایش گریدند وگرنه تعداد مخالفان ، بیش از حد تصور است  .

 * بهتر! مطمئن باش استاد هم خوشحال شد. لیاقتش رو نداری.

* منم آنقدر عصبانی شدم که دارم هرروز به نوارهای استاد گوش می کنم.

* فکر کنم خود شجریان از اینکه این یارو دیگه نوارهاشو گوش نمیده خوشحال باشه!!

* ای کیهان ، از دست ما عصبانی باش و از این عصبانیت بمیر !

* آدم می مونه چطور یک نفر روی حرف یک روزنامه(اونم چه روزنامه ای) تمام باور هاشو دور میریزه .

* خود شکن آئینه شکستن خطاست  .

* من موندم یه همچین احمقی اصلا چرا نوار‌های استاد رو نگه میداشته، مثل چارپایی  که کتاب بارش کنن. همون بهتر که شکست .

* می تونست به جاش سخنرانی های فلانی  رو ضبط کنه که پسرش زیر پاش خورد کنه، چرا این ملت نمی دونن کار درست چیه؟

* شدیدا موافقم, به این آدم ها میگن : دامهای  دنباله رو!

* برادر یا خواهر ارزشی ...... شما بهتر است فقط به صدای  سخنان مسئولان  گوش فرا دهید .

* چارپا اگر روزنامه خوان شود ... بازم چمن را می‌خورد!

* گوش کردن نوارهای سخنرانی .....  را برای شما توصیه می‌کنم.

* خاک بر ........ بکنن!! می دادیشون به یه بدبختی استفاده کنه!

* کسی که اهل نوارهای شجریان است کیهان نمیخونه . این ستون رو خود کیهانی ها مینویسند

* از این چارپایان فقط در کیهان یافت میشوند.

* امثال تو حکومتی هاش باید ...... گوش بدهند٬ پهلوی هاش شماعی زاده. شجریان را چه به شماها؟

* این نامه ها که همش ساخته و پرداخته خودشونه. واقعا کسی که از آواز شجریان لذت ببره که همچه کاری نمیکنه. تازه کیهان رو هم نمیخونه چی برسه به اینکه به کیهان نامه بنویسه!!

*  اسبِ تازی را دو روزی گر ببندی پیشِ خ...   رنگشان همگون نگردد، طبعشان همگون شود

حالا تازه معلوم نیست این برادر یا خواهرمون اصلاً چنین بوده باشه. به هرحال طبع ایشون هرچی بوده حالا دیگه با کیهان همگون شده.

* سردبیر کیهان رو میفرمائید !؟

* آفرین! تو اسلام رو از خطر نجات دادی. تو پیرو بر حقی . حوری ها منتظرند. یه بمبی چیزی به خودت ببند یه چند تا کافر رو بترکون بلکه زودتر برسی اون طرف.

* مگر خوانندگان روزنامه كيهان به غير از نوحه برادران چيز ديگري هم گوش ميدهند!

* پیام های سیاسی بدست خود عوامل کیهان نوشته میشه.

* عجب ابلهی  بودید که تا حالا گوش می کردید !

* پیشنهاد می کنم به پاس قدردانی از استاد شجریان از حالا به بعد از تکثیر آثار ایشون خودداری کنیم و نسخه مادر رو بخریم. این هزینه برای هیچ کس غیرقابل پرداخت نیست .

* آقایون یک چیزی می‌گم منفی الکی بدون فکر ندید. شجریان آدم بزرگیه، هنرش هم به همه اثبات شده. اما پیش‌وند "استاد" به کار بردن در دیالوگ‌هاتون و قراردادن کسانی در عرش از طرف دوستان گونه‌ای از مقدس سازی هست. لطفا کمی سعی کنیم اشتباهات تاریخی خودمون رو تکرار نکنیم.

* در ضمن دیگه کسی کاست گوش نمیکنه که‌! اون سی‌دیه مجید دلبندم. میشکننش وقتی عصبانی میشن.

* اتفاقا من بعد از خواندن مطلب کیهان در مورد شجریان، رفتم و تمام کاست های اوریژینال ایشون رو خریدم. به کوری چشم روانپریشانی همچون شریعتمداری!

* به جهنم! ما هم به کوری چشم اون میریم هر چندتا از آلبوم های استاد رو که بتونیم می خریم که حمایتش کنیم.

* به درک...استاد به جانورانی مثل تو نیاز ندارد.

* مطمئن باشید که نه تنها استاد که هوادارانشون که مردم و ملت ایران هستند از جدا شدن لکه  ننگی همچون تو و دیگر انصار همفکرت خوشحالند.بسیجیان واقعی آنهایندکه روزگاری با خون خود از خاک وطن پاسداری میکردن نه چماق بدستانی که خاک وطن را به خون فرزندانش گلگون میکنند.

 جمعبندی : استاد شجریان و دوستداران ایشان  بسیار خوشحال می شوند معدود افرادی با افکار متحجر و با اعمال متقلبانه از شجریان رویگردان شوند .

به بالاترین بفرستید: Balatarin  نوشته شده در  سه شنبه سی ام تیر 1388ساعت   توسط بیداد  | 


ای "نوا"ی دل انگیزت" آرام جان" .

در "آسمان عشق" توبه پرواز در می آییم و دل به "آستان جانان" می سپاریم که نغمه های تو دیری است با دل ما آشناست .

"دلشدگان" صدایت از دیرباز قدر و منزلت "آهنگ وفا"ی تو را میدانند ، اما خفاشان عرصه زور و قدرت  طوفانی هستند بر "پیام نسیمت" و گستاخانه بر  "دل مجنون " ما می تازند .

"سر عشق" ما با تو در فهم کج فهمان کور دل  نمی آید و  " در خیال " آنها نمی آید که این چه "راز دل" است میان ما با تو .

"زمستان است " و گرگان  نعره بر می آورند و ما همچنان "چهره به چهره" آنان در حیرتیم ، که چگونه می شود بر بیش از نیم قرن "سرود مهر" ، چنین ابلهانه تاخته شود .

"بیداد"ت را شنیدیم و حسرت خوردیم که چرا  دیو سیرتان با توهم عصرند که سزاوار چنین خوش الحانی چنین نیست .

"فریاد" بر آوردی از  دست اندازی بر خون دلهایت که  بی هنران عرصه هنر ، بی محابا و گستاخانه همه را به سرقت می برند تا بنام خود به گوشها برسانند  و دیو سیرتان چگونه فهم کنند "بیاد عارف" را که "جام تهی" است ، سر هایشان .

نشاید که "خزان " صدایت را ببینند و کور و کر شود چشم و گوششان .

"گلبانگ" آشنای صدایت همچنان بر "گنبد مینا" ، "چشمه نوش " قلبهاست . با ربنایت "بوی باران" رمضان را استشمام می کنیم و افطار را با "دود عود"  معطر می سازیم و در "بهار دلکش " ، " به یاد پدر"  قرآن  تلاوت میکنیم.

ان عشاق" ما  پروانه وار بر گرد شمع وجودت میگردد  و"دستان" ما زخمه می زند بر "ساز قصه گو" یت و  آنچنان "فریاد"  بر می آوریم تا گوششان کر شود که "بی تو به سر نمی شود".

به بالاترین بفرستید: Balatarin  نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم تیر 1388ساعت   توسط بیداد  | 


  من آنم که در پاي خوكان نريزم              مر اين قيمتي در لفظ دري را

          جناب آقای دکتر لاریجانی، شما به خوبی می دانید که موسیقی ایرانی چه فراز و نشیب پردردی را از سر گذرانده است و از پس چه بی شمار حوادث و درشتی های روزگار تا بدین مایه در دستان ماست .هم اکنون میراث دار هنری هستیم که به خون دل و عشق بی پایان هنرمندان آن به دست ما رسیده است . هنرمندانی که درشتی ها را تحمل کردند ، خواریها کشیدند تا امروز گنجینه ای از نواها ونغمه ها یی را داشته باشیم که بخشی از هویت ما را تشکیل می دهد . با وجود سختی روزگار ، مردم ما موسیقی خود را دوست داشتند و آن را پاسداری می کردند . پیشینیان ما ، هنرمند را ارج می گذاشتند و به مهر کارشان را قدر می نهادند و آن را گرامی می داشتند .سرگذشت موسیقی ایران ، سرگذشت غریبی هنرمندان این دیار است . در روزگاران گذشته ، جفاکارانی که از ذوق و سلیقه و مهر بهره ی اندکی برده بودند ، تاب موسیقی نمی آوردند و کردارشان آزار هنرمند و ستیز با هنر بود . هنر و هنرمندان ایمن نبودند تا آن روز که سازمان رادیو و تلویزیون ملی در ایران تاسیس شد و به کانون اصلی این جفاکاری تبدیل شد .جناب آقای دکتر لاریجانی ، روزی که در سال هزارو سیصد و پنجاه و پنج در اعتراض به آشفته بازار موسیقی و ابتذال حاکم بر موسیقی رادیو و تلویزیون، از این دستگاه کناره گرفتم ، رئیس وقت سازمان قول هرگونه حمایت از هنر اصیل را داد و از من خواست که همچنان در این سازمان باقی بمانم اما من که می دانستم سرشت این دستگاه با اصالت سازگار نیست ، به وی گفتم که این دستگاه از روز نخست ، با هدف ویرانی و نابودی هنر اصیل این سرزمین پا به عرصه ی وجود گذاشته است .جناب آقای دکتر لاریجانی ، تجربه ی سالهای بعد سبب شده است تامن هنوز هم بر رای خود مبنی بر کناره گیری خود از سازمان پابرجا بمانم . از همین روی ، از آن روز تا سال هزاروسیصدوهفتاد و دو از حضور در این رسانه پرهیز داشتم تا آنکه پس از هفده سال به درخواست مکرر جنابعالی دوباره در تلویزیون حضور یافتم.

جناب آقای دکتر لاریجانی ، شما هم حتما به یاد می آورید که چه امیدهایی در مورد سیاستهای جدید موسیقی و حمایت از شرافت و اصالت داده شد. من به عنوان عاشق موسیقی این سرزمین ، تمایل داشتم در این خوش بینی با مسئولان وقت شریک باشم . اما تجربه ی طولانی در رادیو و تلویزیون ، مرا از این خوش بینی باز می داشت .اکنون سه سال بعد از آن ماجرا ، امیدوارم محک تجربه ، صدق آن رای را بر شما هم اثبات کرده باشد . سر آن ندارم که از وضعیت موسیقی در این رسانه سخن بگویم که سخن فراوان است و متاسفانه تکرار دیگر گونه ای از همان سرگذشت اندوهبار موسیقی است که به آن اشاره کردم . صدا و سیما در حال حاضر تسلیم گرایشهای سطحی در موسیقی شده است و ما شاهد تقلید ناشیانه و ابتدایی از خوانندگانی هستیم که از این رسانه کنار گذاشته شده اند. در حال حاضر ، از این رسانه انواعی از موسیقی پخش می شود که فاقد کمترین ارزش هنری است .درک و شعور موسیقی در این دستگاه عریض و طویل گاه تا بدان مایه نازل و اندک میشود که مبتذل ترین قطعات موسیقی را که ما نام موسیقی خال طوری ( موسیقی کافه های لاله زاری ) ، بر آن می گذاریم ، به عنوان آرم برنامه پخش می کنند .حتما شما هم در تجربه ی چند ساله ی خود در صدا و سیما ، دریافته اید که آرم برنامه ، پرچم و نشانه ی اصلی برنامه است و همیشه تلاش می شود تا زیباترین نوا برای آن انتخاب شود ، شگفتم از این همه بد سلیقگی وبی ذوقی و اندک مایگی در درک موسیقی ، آن هم در مهمترین دستگاه فرهنگی کشور .کاستی های سیاست موسیقی صدا و سیما محدود به پخش برخی آثار بی ارزش و تکرارهای تقلیدی نمیشود .مهمترین نکته در سیاست صدا و سیما ، نادیده گرفتن حقوق هنرمندان از سوی این رسانه است .جناب آقای دکتر لاریجانی ، در صدا و سیما به خود حق می دهند ، به هر نحو که خواستند رفتار کنند .آثار هنری را بدون اجازه پخش می کنند ، بدون اجازه و به سلیقه ی خود سانسور می کنند و ساده ترین و بدیهی ترین اصل یعنی رعایت حقوق هنرمند را زیر پا می گذارند . صدا و سیما به خود حق هرگونه تملک و دست اندازی در آثار هنری را داده است . اگر روزگاری فریاد ما از دست تولید کنندگان غیر مجاز نوار بالا بود ، امروز صدا و سیما خودغیر مجازترین کار را در عرضه ی آثار هنری انجام می دهد. سازمان صدا و سیما موظف است برای پخش آثار هنرمندان از آنان کسب اجازه کند و حقوق مادی آنان را هم برای هر نوبت پخش آثارشان رعایت کند .

من نمیدانم صدا و سیما به چه حقی و بر اساس کدام مجوز روی آثار من تصویر می گذارد و آن را به نام ویدیو کلیپ پخش می کند ؟ این روال جاری رادیو و تلویزیون در همه ی کشورهای متمدن جهان است . از این گذشته من نمیدانم صدا و سیما به چه حقی و بر اساس کدام مجوز روی آثار من تصویر می گذارد و آن را به نام ویدیو کلیپ پخش می کند ؟ فرض کنید قانون رعایت حقوق مولفان ومصنفان وجود ندارد ، و باز هم فرض کنید اگر وجود دارد ، کسی به هر دلیلی مایل نیست از طریق دستگاه قضایی ، احقاق حق کند . آیا شما شرعا این مشکل را برای خود حل کرده اید ؟ چگونه است که بدیهی ترین حقوق مالکیت حقوقی که مورد تاکید قوانین جاری کشور است زیر پا گذاشته می شود ؟ در تحیرم که نادیده گرفتن حقوق هنرمند از سوی مهمترین و وسیع ترین رسانه ی کشور نشانه ی چیست ؟ مردم چه می گویند وقتی می بینند از صبح تا شام ، این رسانه پیامهای اخلاقی در رعایت حقوق دیگران پخش می کند ، اما خود به آن عمل نمی کند ؟جناب آقای دکتر لاریجانی ، من بارها ناخوشنودی خود را از کار صدا وسیما اعلام کرده ام . من تنها به دنبال حقوق خود نیستم ، هرچند اگر به دنبال این هم بودم ، باز خرده ای بر من وارد نبود .من فقط قصد دارم یک نکته را به این دستگاه عریض و طویل یادآوری کنم و آن رعایت حقوق دیگران است . صدا و سیما باید بیاموزد که حقوق آثار هنری و حتی بسیار گسترده تر از آن هر اثر فرهنگی متعلق به پدید آورندگان آن است و ملک طلق این دستگاه عظیم نیست .

ای کاش دست اندازی به اثر هنری و بی اعتنایی به حقوق هنرمندان به همین ختم می شد . سالها پیش ، به هنگام جنگ عراق علیه ایران ، در دفاع از سرزمین مادری تصنیفی به نام " میهن ای میهن " اجرا کردم ، این تصنیف ستایش سرزمین مادری و مهرورزی بدان بود . بگذریم که آن تصنیف ، مدتها اجازه ی پخش نداشت . اما اکنون هم که اجازه ی پخش یافته است ، بخشی از آن حذف شده است .از شما می پرسم آیا عشق به سرزمین و میهن گناه نابخشودنی است که باید حذف شود ؟ اگر شما تصنیفی را نمی پسندید ، چرا آن را پخش می کنید و چرا آن را مطابق سلیقه خودتان مثله می کنید ؟

به صراحت اعلام میکنم که مایل نیستم صدای من از صدا و سیمایی پخش شود که بی اعتنا به حقوق هنرمندان است .قاطعانه از جنابعالی می خواهم که دستور دهید هیچ اثری از من مطلقا از رادیو و تلویزیون پخش نشود . چون در ماه مبارک رمضان هستیم ، تنها به احترام این ماه مبارک و ادای دین به نیک سرشتی مردمی که در دامان آنها پرورش پیدا کرده ام ، پخش "مناجات" و " ربنا " را اجازه می دهم .

امیدوارم با این اقدام ، سنت حمایت از حقوق هنرمندان را در این دستگاه پایه گذاری کنید . حمایت از اصالت و شرافت هنر ، بدون رعایت حقوق هنرمند ممکن نیست .

 منبع:روزنامه "سلام" ۱۸/۱۱/۷۵

به بالاترین بفرستید: Balatarin  نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم تیر 1388ساعت   توسط بیداد  | 


      دقایقی پیش با خبر شدیم، استاد محمدرضا شجریان از طریق شکایت به قوه‌ی قضاییه، پیگیر عدم پخش آثارشان در صدا و سیما هستند. استاد در گفت‌وگویی ، اعلام کردند به‌دلیل ادامه‌ی پخش آثارشان از صدا و سیما، موضوع ممنوعیت پخش صدای‌شان در این رسانه را از طریق مجاری قانونی پیگیری خواهند کرد. ایشان همچنین تأکید کردند که نگران مشکلات احتمالی آتی نخواهند بود و موضوع را تا رسیدن به حق خود پیگیری خواهند کرد.به گفته شجریان فقط صدا و سیما اجازه دارد دعای ربنا را پخش کند و پخش سایر سرودها و ترانه های ایشان به طور کلی برخلاف میل او است.
لازم به توضیح است که استاد شجریان چندی پیش با ارسال نامه‌ای به  ضرغامی رئیس صدا و سیما خواستار عدم پخش ترانه‌های خود در تلویزیون شده بود. ا

منبع : شجریانی ها - موسیقی ما


به بالاترین بفرستید: Balatarin  نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم تیر 1388ساعت   توسط بیداد  | 


دجال انصار حزب الله با کوفتن بر طبل رسوایی خویش بیش از گذشته چهره سیاه و خبیث  این گروهک کریه را در ذهن میلیون  ها  ایرانی عیان کرد . مهرداد موزونی ، جیره خوار و مزد بگیر انصار حزب الله ، یکبار دیگر در توضیح یاوه های حمارانه خود در جسارت به فخر موسیقی ایران زمین ، حضرت استاد محمد رضا شجریان  ،این بار علاوه بر وی به همه دوستداران و عاشقان او توهین کرد . هر چند وی  در برخی قسمتهای نوشته جدید خود از مواضع قبلی بسیار عقب نشست ، و به دفعات به تمجید از شجریان و همایون پرداخت ولی هیچپگاه نتوانست ، چهره رذل  موجود در اذهان ملت ایران یعنی انصار حزب الله را از ذهنها پاک کند .

موزونی به این دلیل برای خزعبلات اولیه خود توضیح نوشته است که عاشقان بی باک استاد شجریان در تمامی نقاط کشور بر علیه او خروشیده اند و او  ، خود ، گروهکش و معدودی را تنها و بی یاور دیده و از دهان سایت فیلتر شده خود عربده های جدید رانده است و سعی کرده دل هواداران شجریان را بدست آورد .

پرداختن به نوشته شخص روسیاهی همچون موزونی کاری نادرست است و همانطور که خود او گفته است یک نفر نیز پیدا نشده است که بر مطلب او نقدی کارشناسانه بنویسد چرا که اصولا حرف او را حتی یک نفر  هم کارشناسی ندیده که بخواهد کارشناسانه نقد کند . "ابلهی  که حتی نمیداند همایون شجریان کاستی به اسم هوای گریه ندارد!!" .  بنابر این فقط جهت اطلاع مراجعه کنندگان ، مطلب او را می آروم و اساسا هیچ نقدی را نمی توان و نباید بر این نوشته بی شرمانه  نوشت و آنانکه این نوشته را به نقد گرفته اند سخت اشتباه کرده اند و آب به آسیاب کوته فکران ریخته اند .چرا که اساسا در عرصه سیمرغ پرداختن به مگس متعفن و بدبو کاری اشتباه است .

تنها نکته قابل ذکری که موزونی  گفته همان التماس وی از ضرغامی برای عدم پخش ربنای استاد در ماه رمضان است . این می تواند صورت بگیرد و ای کاش صورت بگیرد . در آن صورت است که  هنگام اذان مغرب  مردم بیشتر پی خواهند برد (و البته بسیار پیشتر پی برده اند) که مغربهای ماه رمضان بدون  "مثنوی افشاری"  و "ربنا" با صدای ملکوتی استاد حال و هوایی ندارد . آنجاست که درخواست موزونی باعث عظمت بیش از گذشته  شجریان خواهد شد  و تیری است بر پیکره کروهک وی و البته صدا و سیما . البته مطمئن هستم  صدا و سیما چنین حماقتی را نخواهد کرد .

متن توضیحات موزونی در زیر می آید که مجددا به تفکرات و یاوه گویی های  گروهک یاد شده بیشتر پی ببرید .

 

مهران موزونی

مطلبی که در خصوص رفتار نابخردانه شجریان نوشتم، درست مانند این بود که برای گردهمایی اوباش و خس وخاشاکی که در فتنه سبز، میان هواداران موسوی پنهان شده بودند «فراخوان» داده باشم، در فضای سایبر، یک موج «لجن‌پراکنی» بر علیه نگارنده به راه افتاد، ده‌ها وبلاگ و سایت جورواجور، گویی که مقدسات و محرمات خانوادگی‌شان به خطر افتاده باشد، توهین و فحشی نبود و نماند که نثار بنده نکنند، عجیب‌تر اینکه همگی آنانی که مدام، نظام و دولت نهم را به تقدیس‌گرایی متهم می‌کنند، شجریان را چنان در زر ورق قداست پیچیده وآنکارد کردند که لحظه‌یی به یاد حملات دوم خردادی‌ها در دوران سیاهشان به معصومین و بعضا ذات اقدس پروردگار در روزی‌نامه‌هایشان افتادم.

خدا می‌داند که هرچه گشتم در سراسر وب یک نقد و یا اعتراض بدون فحاشی به متن نوشته‌ ندیدم، کافی است تا در گوگل سرچ نمایید: «حمله سایت انصار به شجریان» و ببینید که چه کلماتی از طرفداران سبز شجریان تراوش کرده است، آنهم مثلا خواسته‌ا‌ند مرا در نقدم به شجریان، تقبیح کنند. یکی دو نفر هم که دشنام نداده‌اند، صرفا شجریان را تسبیح نموده‌اند، اما دریغ از یک پاسخ مستدل به اين نقد.
از رییس رسانه ملی درخواست عاجزانه کرده بودم صدای کسی را، که خودش از بودن صدایش روی آنتن صداوسیما «شرم» می‌کند، از شبکه‌های صدا و تصویر رسانه بردارد، مگر اینکه که خود شجریان همانگونه که کتبا و شفاها اینگونه خواسته است، مجددا، کتبا و شفاها درخواست پخش آثارش از صداوسیما را مطرح نموده و از ساحت ملت طلب بخشش نماید. (که با توجه به روحیه مغرور این استاد، بعید می‌دانم. اکنون تکرار می‌کنم:


به بالاترین بفرستید: Balatarin  نوشته شده در  شنبه بیستم تیر 1388ساعت   توسط بیداد  | 


      توضیح : این پست از آن جهت مهم است که نقش موسیقی در شکل گیری و بهره وری موثر مغز اثبات شده است . به عبارتی در این تحقیق ، دریافت شده است کودکانی که در فرایند یادگیری یک ساز موسیقی به سر می برند شنوایی و موتورهای محرک مغز آنها بسیار قوی تر از سایر کودکان  بوده و تصاویر ام آر آی مغز آنها نسبت به سایر کودکان این موضوع را ثابت میکند. هر دو موضوعی که در این پست آمده است بیانگر نقش موسیقی در کودکان است و به صورت بسیار علمی و با تجهیزات مدرن در یک کشور صاحب علم پزشکی به انجام رسیده است . این دو موضوع  قابل توجه آنانی است که کودکان را از رفتن به کلاس موسیقی منع می کنند یا تحریم بر آن جاری می سازند .

آموزش موسیقی عملکرد مغز کودکان را بهبود می‌دهد

      دانشمندان هاروارد پس از مطالعه بر روی گروهی از کودکان 6 ساله اعلام کردند آموزش موسیقی عملکرد مغز کودکان را بهبود داده و آنها را در انجام فعالیتهای پیچیده یاری می کند. 
     اسکن مغز کودکان موسیقیدان قبل و بعد از آموزش موسیقی نشان می دهد پس از آموزش موسیقی مغز کودکان در انجام کارهای پیچیده از تبحر و توانایی بیشتری برخوردار خواهد شد.

 

       مطالعات پیشین بیانگر این نکته است که کودکان موسیقیدان نسبت به کودکانی که از موسیقی آگاهی ندارند از مغزهای متفاوتی برخوردارند اما تاکنون ذاتی بودن این خصلت تعیین نشده بود.
محققان هاروارد به منظور اثبات ذاتی نبودن این خصلت بر روی کودکان 6 ساله ای که از موسیقی اطلاعاتی نداشتند مطالعه کرده و به 15 تن از آنها به صورت هفتگی و به مدت 6 ماه نواختن یک ساز را آموختند.
       پس از آن محققان با مقایسه تصاویر به دست آمده از MRI که در قبل از آموزش و بعد از آن به ثبت رسیده بود دریافتند که شنوایی و موتورهای محرک در مغز تنها در کودکانی بهبود پیدا می کند که دوره های آموزش موسیقی را سپری کرده اند.      بر اساس گزارش نیوساینتیست، به گفته دانشمندان این نشان می دهد که سلولهای مغز نیز مانند ماهیچه های بدن در اثر تمرین تغییر کرده و بهبود پیدا می کنند. بر همین اساس توانایی مغزی بیشتر در کودکان موسیقیدان را می توان توجیه کرد.

موسیقی به رشد نوزادان نارس کمک می کند

    پژوهشگران کانادایی دریافتند که پخش موسیقی در واحدهای مراقبت از نوزادان به رشد بهتر و سریعترنوزادان نارس کمک می کند. محققان دانشگاه آلبرتا در تحقیقات خود نشان دادند بیمارستانهایی که در بخش نوزادان نارس موسیقی پخش می کنند به این نوزادان در رشد بهتر و سریعتر کمک می کنند. 
     به گفته این محققان، موسیقی در نوزادان نارس، رنج ناشی از روند درمانهای دردناک را کاهش می دهد و به آنها کمک می کند که بیشتر غذا بخورند.
      به نظر می رسد که موسیقی اثرات مثبتی بر روی پارامترهای فیزیولوژیکی مثل ضربان قلب و تنفس دارد. در کانادا بسیاری از واحدهای مراقبت از نوزادان از موسیقی برای درمان و رشد کودکان نارس استفاده می کنند.
      براساس گزارش نیویورک تایمز، این بررسیها نشان می دهد که "لالایی" و اصوات دیگری که برای نوزاد تداعی گر صداهایی است که در دوران جنینی خود می شنیده است می توانند در رشد بهتر آن نقش داشته باشند. به علاوه موسیقی کلاسیک مثل آثار موتزارت نیز عملکردی شبیه لالایی دارند.

به بالاترین بفرستید: Balatarin  نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم تیر 1388ساعت   توسط بیداد  | 


      این خبر گرچه موسیقیایی نیست ، ولی از آن جهت که این رسانه بیشترین  جفا را به موسیقی اصیل کشور و هنرمندان این هنر گرانقدر همچون استاد شجریان ، کرده است دارای اهمیت است . میلیونها نفر در سرتاسر کشور از این خبر خوشحال شدند و آنرا به فال نیک گرفتند . این رسانه کم کم باید باور کند واقعا غیر ملی است و در یک نظر سنجی آزاد ، بیشتر مردم نسبت به برنامه های کسل کننده ، غم انگیز و جهت گیری های آن اعلام انزجار خواهند کرد .

     در پی اتفاقات اخیر ، اتحادیه رادیو و تلویزیون‌های اروپا نام تلویزیون دولتی ایران را از فهرست شرکت‌کنندگان در مجمع عمومی سالانه خود حذف کرد.اتحادیه رادیو و تلویزیون‌های اروپا با نام اختصاری «ای‌بی‌یو» دلیل لغو دعوت خود از تلویزیون دولتی ایران را «سیاست‌های ایران در قبال خبرنگاران خارجی در خلال حوادث پس از انتخابات» اعلام کرده است.
       در واکنش به این حذف ، صدا وسیما گفته است  "این به دور از اخلاق رسانه ای است و نگرانی اتحادیه رادیو و تلویزیون اروپا از وضعیت خبرنگاران خارجی در ایران بی اساس است و برخلاف واقعیت های موجود در کشور است."

به بالاترین بفرستید: Balatarin  نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم تیر 1388ساعت   توسط بیداد  | 


روزنامه متحجر ، واپس گرا و بی نزاکت کیهان در مطلب امروز خود استاد گرانقدر و بی نظیر تاریخ موسیقی ایران را را وطن فروش خواند . این روزنامه در پی  حمله به استاد شجریان،  درمقاله ای که دهم تیر ماه ، منتشر ساخت از قول "برخی موسیقیدانها" که اسامی آنها را فاش نساخت شجریان را به باد انتقاد گرفت . حملات سه گروه فشار انصار حزب الله ، انصار نیوز و کیهان به استاد شجریان در پی آن اتفاق افتاد که استاد شجریان طی نامه ای به ضرغامی اعتراض خود را به سو استفاده رسانه غیر ملی از سرودهای انقلابی وی  و بخصوص تصنیف "ای ایران ای سرای امید"  ابراز داشت و همچنین مصاحبه وی با شبکه بی بی سی که در آن به سخنان احمدی نژاد که طیف گسترده میلیونی مخالفان خویش را خس و خاشاک نامیده بود معترض گشت .

در مطلب امروز کیهان ، این روزنامه طبق معمول بافته های ذهنی خود را از قول اساتید آوازی که در سرتاسر مطلب خود صور مبهمی از آنها ارائه داد و تحت عنوان " تعدادي از اساتيد برجسته موسيقي ايران" از آنها نام برد . کیهان همیشه به موسیقی و موسیقیدانها و فعالان آنها حمله میکند و نمونه اش روزنامه 25 آذر سال گذشته است که چند سری مطلب برعلیه موسیقی نوشت و حتی از مردم خواست که کودکانشان را به کلاس موسیقی نفرستند  و نقد آنها را می توانید در همین وبلاگ  بخوانید . ولی وقتی همین اهالی به نفع کیهان حرف بزنند آنها را اساتید برجسته می خواند .

خوشبختانه استاد شجریان ، بدلیل آنکه این گروههای فشار در اقلیت به سر می برند ، تا کنون واکنشی به آنها نشان نداده است که نشاندهنده بی اهمیتی وی به یاوه گوی هایی  طالبان میهنی است . استاد شجریان دارای  منزلت شایسته ای است و پاسخ به شریعتمداری ، موزونی و از این قماش بی ادبان،  از ارج و قرب  او خواهد کاست .

مطلب گستاخانه و بیشرمانه کیهان به شرح زیر در روزنامه امروز چهاردهم تیرماه  منتشر شده است :


ما مثل او وطن فروش نيستيم (خبر ويژه)

درپي درج يادداشتي تحت عنوان «ياران را چه شد؟، سخني با محمدرضا شجريان» در تاريخ دهم تيرماه در صفحه ادب و هنر كيهان، تعدادي از اساتيد برجسته موسيقي ايران در تماس تلفني با كيهان از پشت پرده پروژه تخريبي دشمن در حوزه موسيقي خبر دادند.

يكي از خوانندگان برجسته موسيقي سنتي كه نخواست نامش عنوان شود در اين باره به كيهان گفت: پس از اعلام نتايج انتخابات تماس هاي مكرر تلفني از سوي مجريان شبكه هاي ماهواره اي خارجي و برخي افراد در داخل داشتم و از من خواستند به نتايج اعلام شده انتخابات اعتراض كنم.
اين استاد آواز ايراني تصريح كرد: افرادي كه به تحريك ما مي پرداختند براي اين كه ما را بيشتر وادار به عكس العمل كنند به محمدرضا شجريان اشاره مي كردند و مي گفتند آقاي شجريان را ببينيد كه چگونه با صراحت به نتايج انتخابات اعتراض نمود و به رئيس صدا و سيما نامه نوشت!! اين خواننده معروف در پاسخ به خبرنگاري كه از انگليس با وي تماس گرفته بود گفت: ما ايراني مسلمان هستيم و مانند كساني كه با شما همكاري مي كنند وطن فروش نيستيم.

يك خواننده ديگر نيز كه در زمره برجستگان آواز ايراني محسوب مي شود به كيهان گفت: وقتي كه تلويزيون يكي از آهنگ هاي مرا بر روي تصاوير حضور گسترده مردم در نماز جمعه هفته گذشته تهران پخش مي كرد تماس هاي پي درپي از داخل و خارج داشتم و از من مي پرسيدند كه چرا به صدا و سيما اعتراض نمي كنيد؟ مگر شما از استاد شجريان كمتر هستيد؟!

يكي ديگر از اساتيد موسيقي هم مي گفت كه تماس هاي تلفني به شماره منزل و موبايلم براي اعتراض به نتايج انتخابات آنقدر زياد بود كه تا چند روز گوشي تلفن همراهم را خاموش كردم.
يك آهنگساز پيشكسوت موسيقي ايراني نيز در تماس با كيهان ضمن اشاره به اين تماس ها، افراد تماس گيرنده با هنرمندان موسيقي را برخي شبكه هاي ماهواره اي ضد انقلاب، تعدادي از خبرنگاران و سردبيران روزنامه هاي زنجيره اي مدعي اصلاح طلبي و برخي چهره هاي با نفوذ در جبهه اصلاحات عنوان مي كند. با اين حال بايد اذعان داشت كه پاي بندي و تعهد بسياري از اساتيد موسيقي ايران به ميهن اسلامي با توجه به نقدهاي جدي كه به متوليان موسيقي كشور وارد است، و چاپ به موقع يادداشت كيهان خطاب به محمدرضا شجريان در همسو شدن وي با جريان هاي برانداز و ضد انقلاب آن سوي مرزها سبب خنثي شدن ترفند دشمن در حوزه موسيقي و ناكام ماندن آنان از سوءاستفاده از هنرمندان پاك و بي غل و غش اين حوزه گرديده است.
گفتني است كه محمدرضا شجريان در جريان آشوب هاي اخير عليرغم نامه به رئيس صدا و سيما براي عدم پخش آثارش از رسانه ملي، با بي بي سي فارسي هم به گفت وگو پرداخت و مردم را از نتايج انتخابات اخير رياست جمهوري در بهت و حيرت خواند. مصاحبه كوتاه شجريان با بي بي سي در همان ايام و به مدت چند روز و هر نيم ساعت يك بار از رسانه استعمار پير پخش مي شد و هم اينك نيز اين گفت وگو در سايت فارسي بي بي سي قرار دارد. شجريان در اين مدت به مهره مناسب اجنبي و استعمارگر پير مبدل گرديد كه ماموريت اهداف پشت پرده دولت انگليس را در جامعه موسيقايي ايران به انجام رساند. اين در حالي است كه بسياري از اساتيد برجسته موسيقي حاضر به وطن فروشي نشدند.

استاد شجریان چه متعالی اینگونه فحش نامه ها را بی جواب گذاشته که جواب بی ادبان خاموشی است.

به بالاترین بفرستید: Balatarin  نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم تیر 1388ساعت   توسط بیداد  | 


هفته نامه یا لثارات الحسین خواستار برخورد عملی با استاد شجریان شد

 ارگان انصار حزب الله موسوم به یا لثارات الحسین خواستار برخورد عملی با محمدرضا شجریان شد. انصار حزب الله پس از تکذیب هر گونه ارتباط متن گستاخانه سایت انصار نیوز با این گروه ، خود در مطلب موهن دیگر خواستار برخورد عملی با استاد شجریان شد . این گروه نیز همانند گروه دیگر در اقلیتی  بسیار ناچیز نسبت به علاقمندان استاد شجریان می باشند و البته فکر میکنند عقاید عقب گرای آنها باید در کشور پیاده شود ، تا مردم راهی دورخ نشوند و به بهشت بروند .

     هفته نامه یالثارات در مطلبی پیرامون اعتراض شجریان به صداوسیما از وی انتقاد کرد و نوشت: یکی از تلخ‌ترین رویدادهای فرهنگی در طول 30 سال گذشته، مصاحبه «محمدرضا شجریان» با بی‌بی‌سی (بخوانید بنگاه لجن پراکنی استعمار پیر) است. اگر چه «استاد» در این سال‌ها، با چنین شبکه‌هایی، زیاد دم‌خور شد، اما این بار، بحث از موسیقی و هنر فراتر رفت و سیاسی شد.

     نویسنده یالثارات در ادامه به طرح پرسش هایی از این استاد موسیقی ایران پرداخته و نوشته است: آقای شجریان! چرا در حالی که تمام اعتبار، شهرت و ثروت خود را مدیون ملت ایران هستی، در این هنگامه به مخالفت با رأی همین مردم در انتخاب می‌پردازی و با دشمنان این مرز و بوم «هم‌آواز» شده‌ای؟

     یالثارات ادامه داده است: آقای شجریان! چرا از یک طرف کینه‌ورزانه با صدا و سیما (که ملی‌ترین رسانه کشورمان است) برخورد می‌کنید، اما از طرف دیگر با بی‌بی‌سی (که بدخواه‌ترین رسانه علیه ایران عزیزمان است) صمیمیت به خرج می‌دهی؟ ابراز دشمنی با صدا و سیمایی که علیرغم داشتن نقاط ضعف فراوان، بدون شک شریف‌ترین و پاک‌ترین دستگاه رادیو ـ تلویزیونی در دنیاست چه دلیلی دارد، در حالی که شما با صدای انگلستان که خبیث‌ترین و ضدبشرترین رسانه دنیاست همراهی می‌کنید؟

    ارگان انصارحزب الله در ادامه با انتقاد از مسئولان فرهنگی کشور نوشته است: البته از این گونه رخدادهای نامیمون، ناشی از سهل‌انگاری مدیران فرهنگی است. لازم است با تعیین قوانینی و تبیین آنها برای اهالی فرهنگ و هنر، مصاحبه و همکاری اشخاص که در کشورمان فعالیت می‌کنند با شبکه‌ها و رسانه‌های ضد ایرانی ممنوع شود.

    گفت‌وگوهایی نظیر آنچه بی‌بی‌سی با شجریان انجام داد، مصداق بارز اقدام علیه امنیت و مصالح ملی ما محسوب می‌شود و باید با چنین افرادی که خود را حراج دشمنان ایران و اسلام می‌کنند، برخورد قانونی شود.

    قبلا نیز این گروه فشار از برگزاری کلاسهای آواز بانوان ابراز نگرانی عمیق کرده بود و نوشته بود محمد رضا شجریان گزینش هنر جویان دخترراجهت آموزش آواز برعهده گرفت .قراراست دختران گزینش شده در رشته آواز درمحضر استاد شجریان کسب فیض کنند.این اتفاقات درخانه موسیقی رخ داده حسب اقوال وارده!، چشم متدینین وبرادر صفار هرندی و معاونت مربوطه در وزارت ارشاد روشن!!

به بالاترین بفرستید: Balatarin  نوشته شده در  چهارشنبه دهم تیر 1388ساعت   توسط بیداد  | 


    خروش یکپارچه اهالی موسیقی اصیل ایرانی و عاشقان استاد بزرگ تاریخ موسیقی ایران ، در پاسخ به یاوه گوی های انصار حزب الله نشاندهنده عمق علاقه میلیونها عاشق این مرد بزرگ است . کسی که بیش از نیم قرن در راه اعتلای موسیقی ایران کوشیده و این هنر را از خطه ایران زمین به جهان معرفی  است . با مطالعه برخی کتب همانند راز مانا و هزار گلخانه آواز می توان به گوسه هایی از زحمات این استاد گرانقدر در راه تحصیل علم و هنر آواز ایرانی پی برد و دریافت که ایشان چگونه ذره ذره دانش خود را با سختی تمام و ممارست فراوان تحصیل کرده است و صد البته که شاگردان فراوانی را تا کنون به جامعه آواز ایران معرفی نموده که هر یک سرآمدی در این هنر هستند .

 

نوشته موهن یاد شده ثمراتی هم داشته است که شاید کمتر کسی به آن توجه نموده باشد :

۱- مهمترین ثمره آن مخدوش و کریه تر شدن بیش از پیش چهره این گروه فشار برای همکان بود . خیلی ها بیشتر متوجه شدند که عمق حماقت و جهالت آنان تا چه حد است .

۲- آشکار شدن بیش از پیش بی ادبی و بی نزاکتی این گروه  در سایه چهره هایی به ظاهر فریبنده و دو رو . تقریبا عباراتی که دارای ادب باشد در نوشته یاد شده وجود ندارد . اینان که همیشه از پارچه های سبز استفاده میکنند اینک عباراتی نظیر بستن پارچه سبز به دم سگ را برای تخریب مقابل بکار میبرند .

۳- آشکار شدن اینکه این گروه خود در خلوت به انواع و اقسام آنچه محرمات خوانده می شود گرایش دارند . مانند دیدن انواع و اقسام شوها و رقصها و دنس ها و پارتی هایی که در آنها ساسی مانکن و ام کلثوم و... در آنها نقش بازی میکنند .

زاهدان کاین جلوه در محراب و منبر میکنند     چون بخلوت می روند آنکار دیگر میکنند(حافظ)

۴-آشکار شدن بیخردی جمعی این طایفه نسبت به هنر و هنرمند و فحاشی آنها به هر شخصی حتی استاد شجریان وقتی موافق آنها نباشد .

۵-عدم تحمل حرف مخالف و قانون مداری بر خلاف ادعای گوش فلک کرکننده آنان

۶-ایجاد اختلاف بین این قبیله طالبان میهنی با صدا و سیما بر سر پخش آثار استاد شجریان

۷-ایجاد اختلاف بین این گروه و گروه دیگری با همین نام و با آدرس اینترنتی دیگر و تبری جستن آنان از اینان

۸- و بسیاری دیگر ...


گفت و شنودی به سبک کیهان از وبلاگ ساده لوح

  • گفت: تحلیل و نامه فوق‌العاده انصارنیوز را درباره شجریان خوانده‌ای؟
  • گفتم: نه، چی نوشته؟
  • گفت: نوشته تو در حد ساسی‌مانکن هم نیستی. نوشته تو چرا برای رسانه مقدس ملی، عشوه‌های شتری می‌آیی! و از این حرف‌ها...
  • گفتم: جدا ٌ این‌ها را نوشته؟ تا جایی که می‌دانم این حزب‌اللهی‌های دوآتشه، صنمی با موسیقی و آواز ندارند که بخواهند توی این حوزه‌ها اظهارنظر کنند.
  • گفت: قبول، ولی نامه فوق‌العاده‌ای بود. استاد را حسابی ضایع کردند.
  • گفتم:یاد جوکی افتادم.
  • گفت: چه جوکی؟
  • گفتم: یک روز فرانکی و آرنولد (دو تا از معروف‌ترین ورزشکاران سینمایی دنیا) دعوایشان می‌شود. نیروی انتظامی می‌آید و آن‌ها را دستگیر می‌کند و می‌برد. یک بنده‌خدایی هم که آن‌ وسط بوده و داشته ماجرا را تماشا می‌کرده، برای این‌که معروف شود، خودش را می‌اندازد بین آن‌ها و داد می‌زند که: ما سه تا را کجا می‌برید؟!!!
به بالاترین بفرستید: Balatarin  نوشته شده در  چهارشنبه دهم تیر 1388ساعت   توسط بیداد  | 


      بعد از آنکه انصار حزب الله با قلم یکی از مزدوررانش به استاد شجریان تاخته بود و نوشته بود "اینجانب از رییس غیور رسانه ملی عاجزانه درخواست دارم تا صدا و تصویر شجریان و خاندانش را برای همیشه از آنتن (همانگونه که خودش خواسته است) کنار بگذارد تا زمانی که این آوازخوان فرصت‌طلب به خویش آید و بداند که بیشترین شنوندگان صدایش در همان جمعیت 24‌میلیونی که به احمدی‌نژاد رای دادند هستند، نه کسانی که رنگ سادات را به دم سگ بسته و اکثرشان دیوانه موسیقی ساسی‌مانکنی‌اند، نه «نوا»ی شما" دیشب  تلویزیون با بی اعتنایی به این خواسته  در برنامه ای با عنوان آوای ایرانی اقدام به پخش تصنیف " جان عشاق " با تصاویری از هنر خوشنویسی و برخی دیگر از هنرهای ایرانی نمود . هر چند اقدام سیما در پخش آثار شجریان مورد اعتراض است ولی این کار در مقطعی که انصار بی تفکر حزب الله و طالبانان میهنی خواستار عدم پخش آثار شجریان شده اند نشان دهنده شکاف عمیق بین تفکرات مضحک حزب الله و رسانه ضرغامی دارد .

 

        

 

 

در هر صورت بسیار بعید است که انصار حزب الله بتواند صدا وسیما را مجاب به این امر نماید ولی در هر دو صورت ثمره مفیدش برای ما دوستداران موسیقی ملی و شجریان است .

۱- اگر  صدا و سیما بخواهد طبق خواسته حزب الله عمل نماید در آنصورت خود  و مخاطبانش را از صدای استاد محروم کرده و این همانست که شجریان میخواهد . یعنی عدم پخش آثارش از تلویزیون.

۲-اگر صدا وسیما به مطلب حزب الله عمل نکند(که احتمالش بسیار است)در آنصورت حزب الله باید برود و سماق بمکد  و بداند که حتی رسانه ها نیز پشیزی ارزش برای  فحشنامه اش قائل نشده اند و این هم پیروزی ماست .

به بالاترین بفرستید: Balatarin  نوشته شده در  سه شنبه نهم تیر 1388ساعت   توسط بیداد  | 


پخش آوای ایرانی بدون صدای شجریان

    برنامه آوای ایرانی را که حتما یادتان هست . در این وبلاگ مطلبی راجع به آن نوشته بودم که از اینجا میتوانید آنرا بخوانید . پخش این برنامه ماههاست که بدلایل نامعلومی  قطع شده است و بدلایل نامعلوم تری پخش سری جدیدتر آن مدام به تعویق میافتد . جعفری ، تهیه کننده این برنامه گفته است :سری جدید "آوای ایرانی" که قرار بود با پخش صدای 8 استاد آواز ایرانی روی آنتن سیما برود فعلا بدون صدای محمدرضا شجریان در کنداکتور پخش قرار دارد.  با توجه به اتفاقات روزهای اخیر و همچنین نامه استاد شجریان به آقای ضرغامی فعلا برای پخش صدای استاد دست نگه داشته ایم، اما امیدواریم این مشکل به زودی حل شود.

    کارگردان مجموعه آوای ایرانی در ادامه افزود: سری سوم این برنامه قرار بود از فروردین امسال روی آنتن برود که این امر به تعویق افتاد و طبق آخرین گفتگوهایی که در مورد پخش آن با مسئولان داشته ایم از نیمه دوم تیر ماه علاقمندان می توانند بیننده آوای ایرانی در 52 قسمت باشند.

     جعفری همچنین تصریح کرد: در سری اول برنامه تنها آوازهای استاد شجریان پخش می شد که در سری دوم آوازهای استادان بنان ، حسین قوامی و محمودی خوانساری را نیز به آن اضافه کردیم . در سری جدید آوای ایرانی علاوه بر آوازهای این چهار استاد ،قطعاتی از اجراهای تاج اصفهانی ، ادیب خوانساری ، عبدالوهاب شهیدی و ناصر مسعودی را نیز به مجموعه اساتید قبلی افزودیم.

   در هرصورت امیدواریم یک بار دیگر مشکل پخش صدای استاد شجریان از صدا و سیما حل شود.

 ... وما امیدواریم این مشکل حل نشود تا وقتی صدا و سیما و بخصوص سیما  از جاهلیت خارج شده و به تکامل فکری برسد و قدر و منزلت موسیقی ایرانی و ساز ایرانی و اشخاصی همچون استاد شجریان را بداند . آوای ایرانی برنامه ای است  نه چندان مطلوب و در خور حد موسیقی ایرانی . این برنامه فقط به سبب خالی نبودن عریضه پخش می شود و  طبق معمول هنگام نوازندگی و خوانندگی در و دیوار و برخی آثار هنری را نشان میدهند .

به بالاترین بفرستید: Balatarin  نوشته شده در  دوشنبه هشتم تیر 1388ساعت   توسط بیداد  | 


     انصار حزب الله که نامشان در اذهان بسیاری از مردم ما یادآور خشونت و بی تفکری است ، در سایت فیلتر شده خود  انصار نیوز مطلب بسیار بی شرمانه و گستاخانه ای به قلم یک دجال ، موسوم به "مهران موزونی" نسبت به نابغه تاریخ موسیقی ایران و مایه فخر و مباهات این سرزمین حضرت استاد شجریان نوشته اند  . این مطلب بدنبال سیلی محکمی است که شجریان در رابطه با دزدی های مکرر صدا و سیما از آثارش به سیمای استبدادی ضرغامی زد ، نوشته شده است و نویسنده بقدری اختیار از کف داده و الهی! شده است و احتمالا هاله ای از نور دیده  که فکر کرده سایتش هم همانند پایگاه مقاومتش مجهز به  باتوم و گرز و گلوله است و می تواند بر سر دهها میلیون عاشق استاد فرود آورد .  این مطلب بقدری مضحک و بی مغز است که فقط جهت اطلاع می آورم و بزودی آنرا حذف خواهم کرد چرا که کمتر کسی این سایت فیلتر شده را نگاه میکند و اساسا نابخردی گروه طالبان میهنی سالهاست برهمگان آشکار است . لازم به ذکر است نویسنده به مصداق شعر حافظ که در "خلوت آن کار دیگر می کنند"  خود همه شوهای غربی و عربی مدل روز را به وفور نگاه کرده و همه را با اسم و رسم و مشخصات میداند و از انتهای نوشته این نکته بر می آید .

متن کامل نوشته بی ادبانه، وقاحت آمیز  و در شان خود حزب الله به ساحت استاد محمد رضا شجریان به شرح زیر است :

   پس از پیام تبریک مقام معظم رهبری برای مشارکت بالای مردم در انتخابات، تکلیف خویش دانستم تا دست به قلم نبرم و برای بهانه ندادن به فتنه‌گران، به سهم خویش کمکی در حفظ آرامش کرده باشم، اما مصاحبه محمدرضا شجریان با  بی‌بی‌سی فارسی را که شنیدم طاقت از کف دادم .

 زمانی او را «استاد» می خواندم، اگر کسی نامش را بدون پیشوند استاد در برابرم می‌برد محترمانه تذکرش می‌دادم که: شجریان نه! استاد شجریان.

سال 74 وقتی در نامه‌یی سرگشاده به دکتر لاریجانی، تقاضای حق و حقوق مادی پخش آثارش را نمود، صرف‌نظر از اینکه انتظارش برای دریافت «مزد حنجره‌اش» از صداوسیما تا چه میزان بجا یا نابجا بود، نوع  ادبیات تبخترآمیز شجریان در آن نامه و سرگشاده بودنش، قلب بسیاری از کسانی  که او را از فرهیختگان عالم موسیقی ایران زمین می‌شمردند جریحه‌دار شد. من نیز به عنوان یکی از ارادتمندان این آوازخوان ایرانی از حرکت ناپخته او مکدر شده، لکن همانند سازمان صداوسیما سعه صدر به خرج دادم و شجریان را صرفا از سرزمین دلم اخراج، ولی صدایش را در گوشم ابقاء کردم و از آن پس «استاد شجریان» در ذهن و زبان بنده به «شجریان» تنزل یافته و سهم شنیداری صدایش را با دیگر سنتی‌خوانان این کشور یکسان قرار دادم.

البته مبنای قضاوت، تنها آن نامه سرگشاده  به لاریجانی نبود، بلکه پیش از آن نیز دیکته شجریان نزد همه کسانی که فراتر از حنجره‌اش سوابق او را داشتند، غلط‌های متعدد داشت، لیکن بزرگواری ملت هنردوست ایران، در همیشه تاریخ، حداکثر گذشت را داشته است، آنهم نسبت به هنرمندانی که علی‌رغم داشتن «دانش هنر»، از «بینش هنری» لازم برخوردار نبوده‌اند .

اینکه کسی با داشتن یک حنجره قوی و مسلط و چهره‌یی زیبا، برای مردم دل‌فریبی کند و یک کاراکتر مهربان و دارای روح لطیف را به خورد یک ملت بدهد، اما با قساوت تمام به عنوان یک شکارچی، منابع طبیعی این ملت را آماج تفنگ و کارد خود قرار دهد یک پارادوکس غیرقابل هضم است .

اینکه یک آوازخوان ماهر، خود را «مردمی» بخواند و در محفل دوستان افاضه فیوضات کند که: «من آروغ هم بزنم این مردم مرا تحسین می‌کنند» نشان از غرور و کبر است، نشان از حقیر شمردن شعور مردم این سرزمین است .

من دشمن کراوات و کراواتی‌ها نیستم، اما اینکه کسی با تاختن بر موسیقی پاپ و سخیف‌شمردن موسیقی غربی، خود را علمدار حفظ «سنت» نشان دهد و همچنان با آویختن زنار (کراوات) بر گردن، خود را دلبسته فرهنگ غربی به‌جا مانده از دوره طاغوت بداند نفاق با مردم است .

نمی‌خواهم وارد زندگی خصوصی شجریان شوم که جناب ایشان از اسلام آنچه را که خوشایندشان است، بر می‌تابد مانند تعدد زوجات و آن قضایای ... اما چه قدر خوب است که انسان یا زنگی زنگ باشد یا رومی روم، خصوصا کسی  كه خود را در ردیف نخبگان یک ملت تصور نماید.

شجریان سی‌سال است که مشخص نیست با نظام جمهوری اسلامی قهر است یا آشتی؟ سی‌سال است که با دست پس می‌زند و با پا پیش.برای پخش صدایش از آنتن مقدس رسانه نظام عشوه‌های شتری می‌آید اما با امتیازات متعدد آشکار و نهانی که در ادامه مطلب به آن اشاره خواهد شد کاملا آشتی است.


همان سال 74 با «نادیده گرفتن» گستاخی شجریان در نامه سرگشاده‌اش به لاریجانی مخالف بودم و به عنوان یک ایرانی که سهمی از آنتن ملی دارد، معتقد بودم باید همان‌گونه که خودش در نامه‌اش خواسته است، نادیده گرفته شود، اما این‌گونه نشد و نگاه بزرگوارانه دکتر لاریجانی به این موضوع، متاسفانه به تبختر و نخوت این آوازخوان باسابقه، دامن زد و همین شد که، محمدرضا شجریان روی آنتن بی‌بی‌سی با همان حنجره‌یی که برای این ملت «ربنا» خوانده است، در اقدامی خائنانه، سخنان رییس‌جمهور را در «خس و خاشاک» خواندن آشوبگران، به تمسخر و توهین گرفته و خود را تلویحا جزو آشوبگران و فتنه‌گران خیابانی قلمداد کرده و عنوان نمود که در نامه‌یی به ضرغامی درخواست کرده تا صدای «غیرمردمی‌اش» از آنتن صداوسیما پخش نشود. او با این موضع فتنه‌جویانه، به این دروغ دامن زد که منظور احمدی‌نژاد از خس و خاشاک همه 12‌میلیون نفری بوده‌اند که به موسوی رای داده‌اند، و این خیانتی نابخشودنی است. رییس‌جمهوری که در طی چهار سال دولت نهم، بعضا توهین‌های ارسالی مخالفانش را نیز در بخش نظرات وبلاگش در دیدگاه عموم قرار می‌داد .

حتی «اوبامای متغیر» نیز می‌داند که تخریبگران و آشوبگران خیابانی (نه همه ی تجمع‌‌کنندگان سبز) عده‌ای قلیل‌اند که بسیاری از رای‌دهندگان به موسوی نیز از آنها تبری می‌جویند و صدالبته منظور نظر احمدی‌نژاد همان چند صدنفری است که حسابشان با کرام‌الکاتبین است و خس و خاشاکی بیش نیستند.

 شجریان در ادبیاتی گستاخانه به رسانه جاسوس بی‌بی‌سی گفت که: «با پخش ترانه‌هایم در این روزها تنم می‌لرزد، مردم در بهت و ماتم فرو رفته‌اند.»

او همچنین اضافه کرد که «من در سال 74 هم گفته‌ام که از پخش صدایم از هیچ‌کدام از آنتن‌های صداوسیما راضی نیستم».

 این گفته شیطنت‌آمیز شجریان، سعی در القاء این نکته به آشوبگران سبز داشت که «من از سال 74 سبز بوده‌ام»، تا این چنین سابقه‌‌ي طلب «حنجره مزد» خویش را از رسانه ملی پاک کند.

اینکه شجریان نیز مانند معتمد آریا و دیگر «هنرنمامندان» این سرزمین با موج سبز بوی کباب شنیده‌اند و هر کدام از ظن خویش یار این موج فتنه شده‌اند، امری است علی‌حده، اما اگر کسانی مانند محسن مهملباف بدهی «استاد»شدن‌شان را به این نظام فراموش کرده و در آن‌سوی مرزها زنجیر پاره کرده‌اند را به لقای اینکه پرده از چهره برانداخته‌اند و آن‌روی ... خود را نشان می‌دهند و چیزی برای پنهان کردن نگذاشته‌اند ببخشیم، شما (شجریان) را چه کنیم که سی‌سال است از قبل نازی که جمهوری اسلامی از شما خریده، دکان دونبش گلویتان را تبدیل به یک فروشگاه زنجیره‌ای برای خاندان خود نموده و اکنون سر بزنگاه، نمک به حرامی را علنا به حد اعلی رسانده‌اید؟

خدا را گوه می‌گیرم که هیچ‌کدام از این سخنان را به قصد اسائه ادب نمی‌گویم بلکه حقیقتا واجد آنید.

 شما نبودید که حاضر نشدید نامه تسلیت هنرمندان به مناسبت فوت مرحوم حاج سید احمد را امضاء کنید؟ و تنها دلیل اینکار را «وارد نشدن به سیاست» عنوان کردید؟ اکنون چه شده که به ناگاه سیاسی شده‌اید؟ به خیابان می‌روید و در غائله سبز، انگشت پیروزی تکان می‌دهید؟ حقیقتا گفتن تسلیت برای داغدار شدن ملت در غم فقدان یادگار حضرت امام ورود به سیاست بود، اما تعبیری که از «خس و خاشاک خواندن تخریب‌گران خیابانی» توسط  رییس‌جمهور نمودید و خود را همپالگی آنان قلمداد فرمودید، ورود نابخردانه به سیاست نیست؟

راستی شما که اکنون برای خس و خاشاک خواندن چند صد نفر خرابکار خیابانی، تمام ملت را مبهوت و ماتم‌زده می‌دانید و داغدار این بهت ملت!! هستید، در ماتم از دست‌دادن فرزند امام که ملت شوکه و مصیبت‌زده بودند چگونه توانستید دل ملت را از یک تسلیت خشک و خالی محروم کنید؟ هر چند که تسلیت کسی چون شما برای ملت ، فی‌نفسه ارزش خاصی ندارد، لیکن منظور از این یادآوری، صرفا آشکار کردن نفاق شماست .

 جناب شجریان، اگر شما را طبق فرموده رهبرمعظم انقلاب در 14‌خرداد امسال در دسته خائنان فتنه سبز قرار ندهیم ناچاریم شما را در رسته «بسیار غافلان» جای دهیم که در آن صورت، با این همه بینه و برهانی که اظهر من الشمس است تا بفهمید که این توطئه از کجا آب می‌خورد، ناچاریم برای شما پایین‌ترین ضریب هوشی ممکن را قائل شویم.

 راستی آیا در نامه‌تان به ضرغامی نوشتید که صدای شازده پسرتان را نیز از آنتن ملی پخش نکنند؟به راستی این نمک به حرامی نیست که طی دو سال اخیر صدای مخملی همایون‌تان از همین آنتن به مردم شناسانده شد و خدا می‌داند چه میزان زمان و هزینه لازم داشتید تا پیوستن پسرتان به دکان‌تان را به هفتاد میلیون مخاطب اطلاع‌رسانی کنید؟ همایون شما از سال 72 با کاست «یاد ایام» کنار شما تنبک به دست، ظاهر شد و تنها کسانی مانند من که ارتباط تنگاتنگی با صدای شما داشتند این را می‌دانستند، اما صدای نازنین فرزندتان طی دوسال گذشته به واسطه آنتن صداوسیما همه‌گیر شد نه  لوح‌های فشرده شرکت دل آواز .

 به راستی چرا برای اسپانسر رایگان فرزندتان اعتراضی نداشتید و زبان در کام داشتید؟ چرا؟ چون برایتان عایدی داشت؟ واقعا این رانت بزرگی نیست که هزاران فرزند این ملت با داشتن صدایی خوش و علم خواندن، از چنین مزیتی برخوردار نیستند؟ شاگردان کارگاه آوازتان خیلی خوب این نکته را درک می‌کنند. ولی بدهکاری شما به رسانه ملی و نظام تنها این نیست.

در بی‌بی‌سی ضجه زدید که مردم بهت زده و ماتم زده هستند و به فرزند راستین ملت (احمدی‌نژاد) تاختید و خود را دلسوز ملت جا زدید، این نشان می‌دهد که شما ذهن و دل پاک و معصوم میلیون‌ها جوان متولد دهه 60 را هدف قرار داده‌اید چرا که با این گفته خویش ثابت کردید از حافظه تاریخی جوان‌هایی که سابقه شما را درزمان جنگ تحمیلی نمی‌دانند هراسی ندارید .

 من به همه جوانان 18 تا بیست و پنج سال کشور عزیزمان یادآوری می‌کنم و شهادت می‌دهم که :

هیچ‌کس، در زمانی که دشمن کثیف بعثی شمشیر خود را برای جان و مال و ناموس این ملت از روبسته بود و جوانان رشید این کشور، روی خاک گرم جنوب در خون خویش غوطه‌ور بودند، ندید و نشنید که محمدرضا شجریان به درون جبهه‌ها رفته و دل شیرمردان این مرز و بوم را با صدای خویش گرم کند.

 دوستان و یاران هم‌وطن: من نیز چون شما در زمان جنگ شش روزه اعراب و اسراییل هنوز متولد نشده بودم، اما گواه تاریخ، چیزی نیست که من یا شما بتوانیم به راحتی از آن بگذریم و به فرموده قرآن، ما باید با مرور تاریخ برای حال و آینده خود عبرت بگیریم، نکته‌یی که امثال شجریان، تنها و تنها، مدل ماکیاولی آن را ملکه اعمال و رفتار خویش قرار می‌دهند .

 همه می‌دانند «ام کلثوم» خواننده زن مصری کیست؟ او در جنگ اعراب و اسراییل برای کمک مالی به جبهه اعراب، «نام خویش» را در بلیط‌های بخت‌آزمایی قرار داد تا هوادارانش به هوای به همسری گرفتن ام‌کلثوم اقدام به خریدن بلیط‌های بخت‌آزمایی نمایند و بدین‌سان یک زن آوازه‌خوان «بینش هنری‌اش» در قیاس کسی مانند شجریان به مراتب بیشتر بود.

 متاسفانه سخاوت نظام و رسانه ملی با این فرد، طی سه‌دهه گذشته موجب شده تا امر بر او مشتبه شود که شجریان یعنی همه موسیقی ایران زمین .

 جامعه‌شناسی این آوازخوان به اصطلاح مردمی آن قدر پایین است که نمی‌داند، در بستر هجوم انواع موسیقی غربی از راک و جاز گرفته تا پاپ و رپ، ذائقه جوانان در حال فرار از موسیقی سنتی است و امثال شجریان برای دیده شدن و شنیده شدن و ماندگار ماندن صدا و هنرشان سخت نیازمند لطف و همکاری رسانه ملی هستند.

 جناب شجریان، شما حقیقتا گمان کرده‌اید که مردم ایران ماه رمضان‌شان سر نمی‌شود، مگر با صدای ربنای شما؟

 حقیقتا شرم نمی‌کنید از اینکه سال هاست صدا و سیمای جمهوری اسلامی با وجود این همه مداح خوش الحان در کشور، فقط و فقط با پخش ربنای شما، برایتان جایگاهی معنوی و محترم به هم زده است؟ و این بزرگ‌ترین بدهی «مادی» و معنوی شما به رسانه ملی ایرانیان است.

 اینجانب از رییس غیور رسانه ملی عاجزانه درخواست دارم تا صدا و تصویر شجریان و خاندانش را برای همیشه از آنتن (همانگونه که خودش خواسته است) کنار بگذارد تا زمانی که این آوازخوان فرصت‌طلب به خویش آید و بداند که بیشترین شنوندگان صدایش در همان جمعیت 24‌میلیونی که به احمدی‌نژاد رای دادند هستند، نه کسانی که رنگ سادات را به دم سگ بسته و اکثرشان دیوانه موسیقی ساسی‌مانکنی‌اند، نه «نوا»ی شما.

جناب شجریان فراموش کرده اید که :اگر  «حسین فهمیده»  پیکرش را فدای من و شما نمی‌کرد، اگر «همت» جانش را به من و شما هدیه نمی‌نمود، اگر «متوسلیان» لشکر محمد رسول الله را به راه نمی‌انداخت، اگر مردم دزفول زمانی که شما در کوه‌های شمال  به شکار قوچ مشغول بودید و در تهران آروغ می‌زدید زیر جهنم موشک‌های اسکاد نمی‌ماندند و قطعه قطعه نمی‌شدند و اگر جهان‌آرا آن حماسه را خلق نمی‌کرد، اکنون نه شما با کراوات زیبایتان در کنسرت‌های داخل و خارج صدایتان رابه رخ همه می‌کشیدید، نه دخترتان مژگان شجریان می‌توانست برای کاست‌های شما و همایون عزیزتان طرح جلد کاست بکشد و معروف شود و نه آنتنی بود تا از رانت آن برای پسرتان بهره‌برداری کنید، شاید بگویید که صداوسیما، خود خواسته صدای فرزندنتان را پخش می‌کند که این عشوه‌ای کریه بیش نیست، چرا که از قدیم گفته‌اند سکوت علامت رضایت است.

 آقای شجریان، روراستی را از ساسی‌مانکن بیاموزید.باور کنید که شما، ام‌کلثوم که چه عرض کنم، ساسی‌مانکن هم نیستید.

از قدیم گفته اند :  با دهان ..... دریا نجس نمی شود .

به بالاترین بفرستید: Balatarin  نوشته شده در  شنبه ششم تیر 1388ساعت   توسط بیداد  | 


    پس از واکنش شدید استاد شجریان به رسانه غیر ملی  ، این رسانه برای القای بیشتر سیاستهای دروغین خویش و وارونه جلوه دادن جریانات جاری ،  در روزهای سختی که سعی در برون رفت از آن را دارند ،  به پخش سرود "وطنم" سالار عقیلی روی آورده است . این سرود  نخستین سرود ملی ایران مربوط به دوره قاجار است که موسیقی آن توسط موسیو لومر، موسیقیدان نظامی فرانسوی اعزامی به ایران در دوره قاجار، تصنیف شده است و در اصل برای پیانو نوشته شده و یک بار به هنگام ورود مظفرالدین شاه قاجار و در حضور وی در پاریس اجرا گردید. اجرای آن توسط ارکستر ملل نخستین اجرای رسمی و ارکسترال آن است كه به پیشنهاد رهبر کنونی ارکستر ترانه‌ای برای آن توسط بیژن ترقی سروده شد و به همراه خواننده اجرا گردید.              

     روش و منش سالار عقیلی  در برخورد با تلویزیون ، دو گانه و غیرمعقول است . وی از طرفی به انتقاد از رویه رسانه غیرملی در نحوه پخش موسیقی ملی  می پردازد و از طرفی با دوستان نوازنده خویش به اجرای زند ه در استودیو این رسانه ، می پردازد ، در حالیکه دوستانش را در پشت دیوار مخفی  کرده  و گل و بلبل زیادی بر روی چهره عقیلی می ریزد تا بینندگان راهی دوزخ نشوند .

به همین منظور شایسته است در ادامه تو دهنی استاد شجریان به رسانه استبدادی ضرغامی  ، سایر شاگردان و جوانان عرصه موسیقی همچون سالار عقیلی اجازه استفاده ابزاری  از اینگونه  آهنگهای ملی و میهنی را در جهت تداوم سرکوب  ندهند .

به بالاترین بفرستید: Balatarin  نوشته شده در  شنبه ششم تیر 1388ساعت   توسط بیداد  | 


      با وجود تذکر شدید استاد شجریان به رسانه غیر ملی ، این رسانه همچنان به پخش آثار وی اقدام میکند. رسانه ای که این روزها گوش فلک را مبنی بر اجرای قانون توسط ناراضیان کر کرده است خودش از قانون سرقت آثار هنری تبری جسته و بطور مداوم تصانیف استاد را پخش میکند.استاد شجریان چند روز گذشته ، قبل از پخش اخبار ساعت هفت صبح تلویزیون تصنیف مرغ سحر و امروز نیز در همان هنگام تصنیف صبح است ساقیا را پخش کرد . سرقت ادبی یکی از شیوه های زشت در دنیای امروز است که امروز داعیه دار قانون مداری ، جناب ضرغامی که نامه استاد ، مستقیما برای وی نوشته شده بود به آن متوسل شده است . بسیار خوب شد که استاد شجریان اجازه پخش سرود میهنی "ای ایران ای سرای امید" را نداد  که قطعا رسانه استبدادی میخواست بسیار از آن سود بجوید  و در این قتل عام پایگاهی، با تهییج افکار عمومی برگ برنده ای را به نام خود ثبت نماید .

     پخش تصنیف مرغ سحر از تلویزیون میتواند کوته فکری کارکنان این رسانه را بیان نماید . چرا که بر اساس برگزاری کنسرتهای استاد در یکی دو دهه اخیر  ، این تصنیف نماد اعتراض به حکومت از سوی حضار می باشد .  آنجا که جمعیت یکصدا میخوانند " ظلم ظالم ... جور صیاد ... آشیانم داده بر باد... ای خدا .. ای فلک.. ای طبیعت ... شام تاریک ما را سحر کن"   ولی حضرات فکر میکنند این تصنیف یک تصنیف عادی است و برای پر کردن بین برنامه های خود از آن استفاده میکنند .در هر حال به نظر میرسد ارسال نامه از سوی شجریان برای مجاب کردن عدم سرقت ، کفایت نمیکند و لازمه آن اقدام قانونی بر علیه رسانه منحوس غیرملی می باشد .

در انتهای این مطلب مشخصات تصنیف مرغ سحر بهمراه لینک دانلود آنرا که مناسب این روزها می باشد قرار میدهم . قسمت انتهایی تصنیف

آهنگ : مرتضی ني داوود      شعر : ملک الشعرا بهار
خوانندگان : قمرالملوک وزيری ، ملوک ضرابی ، شجريان ، هنگامه اخوان ، نادر گلچين ، فرهاد ، فاضل جمشيدی و ...
اجرا : ۱۳۰۴
دستگاه : ماهور

مرغ سحر ناله سر کن ..... داغ مرا تازه تر کن
    زآه شرر بار ، اين قفس را.................. برشکن و زير و زبر کن
بلبل پر بسته ز کنجه قفس درآ ..... نغمه آزادی نوع بشر سرا
وز نفسی عرصه اين خاك توده را .. پر شرر كن

ظلم ظالم ، جور صياد ......... آشيانم داده بر باد
اي خدا ، اي فلك ، اي طبيعت .......... شام تاريك ما را سحر كن

نوبهار است ، گل به بار است .......... ابر چشمم ، ژاله بار است
............. اين قفس چون دلم تنگ و تار است ..............
شعله فكن در قفس اي آه آتشين ..... دست طبيعت گل عمر مرا مچين
جانب عاشق نگه اي تازه گل از اين ... بيشتر كن ، بيشتر كن ، بيشتر كن
مرغ بي دل ، شرح هجران ........ مختصر ، مختصر كن ، مختصر كن
><><><><><><><><><><><><><><><><><
بند دوم:
عمر حقيقت به سر شد ................. عهد و وفا بي اثر شد
ناله عاشق ، ناز معشوق .......... هر دو دروغ و بي ثمر شد
راسته و مهر و محبت فسانه شد ..... قول و شرافت همگي از ميانه شد
از پي دزدي ، وطن و دين بهانه شد .. ديده تر كن

   جور مالك ، ظلم ارباب ................... زارع از غم گشته بي تاب
ساغر اغنيا پر مي ناب ............... جام ما پر ز خون جگر شد
اي دل تنگ ناله سر كن .............. از مساوات صرف نظر كن

    ساقي گلچهره بده آب آتشين ........ پرده دلكش بزن اي يار دلنشين
................. ناله بر آر از قفس اي بلبل حزين ...............
كز غم تو ، سينه من ...................پر شرر شد ، پر شرر شد

به بالاترین بفرستید: Balatarin  نوشته شده در  پنجشنبه چهارم تیر 1388ساعت   توسط بیداد  | 


      اخبار ناخوشایند منتشر شده در سایت دل آواز واقعا مایه تاثر است . محمدرضا شجريان در اطلاعيه‌اي اعلام كرد كه وي و گروه شهناز در تابستان 88 هيچ كنسرتي در داخل كشور نخواهد داشت. 
     در اين اطلاعيه كه در سايت دل آواز منتشر شده،‌آمده است: «در پي تماس‌هاي مکرر علاقمندان بدين‌وسيله به اطلاع مي‌رساند استاد محمدرضا شجريان و گروه شهناز در تابستان 88 در داخل کشور هيچ برنامه و کنسرتي نخواهند داشت. اطلاعات بيشتر در مورد کنسرت‌هاي اروپايي گروه شهناز به‌زودي در سايت شركت فرهنگي هنري دل‌آواز منتشر خواهد شد.»
      شجريان هفته گذشته هم در نامه‌اي به عزت‌الله ضرغامي رئيس سازمان صداوسيما از او خواست تا از پخش سرودهاي وي خودداري كنند .
     پيش از اين اعلام شده بود محمدرضا شجريان به همراه گروه موسيقي شهناز از نيمه دوم تيرماه، اجراي كنسرت‌هاي داخلي و شهريورماه كنسرت‌هاي خارجي خود را آغاز مي‌كند.
        قرار بود سازهاي جديدي با نام‌هاي بم سراهي، ساغر و كرشمه كه هركدام از لحاظ ساختار و صدا نزديك به خانواده سازهاي شناخته شده ايراني هستند در اين كنسرت‌ها نواخته شوند. «مجيد درخشاني» آهنگساز و سرپرست گروه شهناز در اين‌باره گفته بود: قصد داريم كنسرت گروه شهناز را تير ماه  سال‌جاري در برج ميلاد برگزار كنيم. بر اين اساس هفته گذشته براي تست سالن و چيدمان صحنه به برج ميلاد رفتيم و بعد از بررسي اين سالن را براي اجرا انتخاب كرديم. وي ادامه داد: هنوز تاريخ دقيق اين كنسرت مشخص نشده، اما 8 يا 6 شب خواهد بود. قرار بود اين كنسرت در دو بخش باشد؛ به‌طوري كه در بخش اول قطعاتي در بيات اصفهان بر اساس ساخته‌هاي استاد شجريان و درخشاني اجرا شود. بخش دوم برنامه نيز قرار بود با يك پيش‌درآمد آرام آغاز و به ساقي نامه وصل شود.
گفتني است استاد آواز ايران چندي پيش هم از پروژه باغ هنر بم کنار کشيد.

پی نوشت : اوضاع آشفته مملکت ما به گونه ای است که این استاد گرانقدر که مایه مباهات تاریخ موسیقی ایران است ، از ارائه یکی دیگر از فعالیتهای خود که این بار به شکلی جدید و در قالب سازهای ابداعی اش میتوانست تحولی در جامعه موسیقی و نوازندگی ما باشد ، همگان را تشنکام ساخت . در اوقاتی که به اصطلاح وضعیت مملکت مشکللات روزهای اخیر را نداشت ، بر اساس گفته های خود استاد ، ایشان دردسرهای بیشماری برای ارائه کنسترهایش داشتند حالا در این شرایط که بدتر . به قولی "گل بود به سبزه نیز آراسته شد".

به بالاترین بفرستید: Balatarin  نوشته شده در  سه شنبه دوم تیر 1388ساعت   توسط بیداد  |