فکر
کنم منو میشناسید. ولی باز خودم رو معرفیمیکنم. من از
شاگردای استاد مجید ناظم پور هستم که تو دانشگاه آزاد اسلامی واحدبافق
معماری میخونم. دانشگاه
ما دانشکده هنر نداره ولی یه ساختمون به اسمساختمون
فرهنگی هنری داره. از وقتی وارد این دانشگاه شدم اعلامیه های مختلفی رومیدیدم
که هنر مندای مختلف رو به فعالیت دعوت میکردن. خلاصه منم با خوشحالی ازاینکه
فعالیت های هنری تو این دانشگاه رونق داره به فکر تشکیل یه گروه موسیقی سنتیافتادم.
خوشبختانه چند روز بعد هم با یه همکلاسی آشنا شدم که
به ساز دف تسلط کامل وبه ساز دیوان اشراف داشت و قسمت هایی از
ردیف رو بلد بود. با
هزار امید و آرزووارد دفتر فرهنگی هنری شدم. مسئول این بخش
حجت الاسلام والمسمین - آقای علیزاده- بودکه یه دفتر
دار داشت. ما تصمیممون رو با این دفتر دار در میون گذاشتیم و ایشونگفتند
که گویا تا سال 82 یه گروه به اسم آژنگ فعالیت هایی داشته ولی بعدا مسئولانفرمودن
مگه اینجا دانشکده هنره که دانشجو ها ساز به دست میان دانشگاه؟ و گروه موفقآژنگ
که تونسته بود با با برگزاری چندین کنسرت در دانشگاه و شهر بافق، فضای شهر رو عوض
کنه به همین سادگی منحل میشه. بعد
از این گفت و گوهای امیدوار کنندهبه دیدار حاج آقا مشرف شدیم و ایشون هم
فرمودند که طبق بخشنامه دکتر جاسبی چون مادانشکده هنر
نداریم نمیتونیم فعالیت موسیقی داشته باشیم. بنده هم خدمتشون عرض کردمکه
چطوره که فعالیت هایی مثل عکاسی، خوشنویسی، نقاشی، معرق و ... داریم و فقطموسیقی
نمیتونیم داشته باشیم؟ و گفتم شما که این قدر به نامه های رمانتیک دکترجاسبی
پایبندید چرا به ما که طبق بند 3-1 آیین نامه نقل و انتقالات دکتر
جاسبیمجاز به گرفتن انتقالی هستیم، انتقالی نمیدید؟ چطوره که جناب
رئیس جمهور موسیقی رووالاترین هنر ها میدونن و شما به همه
فعالیت های هنری مجوز میدین به جز موسیقی؟ مگهمقام رئیس
جمهور از دکتر جاسبی پایین تره؟!(به خاطر این سوال آخر از وبلاگ بیدادممنونم) برای
این چند تا سوال هم جواب واضحی نگرفتم و فقط فرمودن که در صورتیاین
کار امکان پذیره که جناب رئیس دانشگاه امر کنند که به شما مجوز بدم و این کاربا
مسئولیت ایشون انجام شه(فکر کنم به فساد هایی که ما میخوایم با کنسرتمون رواجبدیم
اشاره داشت). در ضمن خاطر نشان کردن که حتما باید امر بشه و حتی در صورتدرخواست
مساعدت و ... هم این مسئولیت خطیر رو به عهده نمیگیرن. هی...جوونی...امروز
سه شنبه به دفتر رئیس رفتیم و از دفتر دارشون برای شنبه صبح(!) وقت ملاقاتگرفتیم
تا بلکه یه فرجی بشه. برامون
دعا کنید تا این کار انجام شه. اگه بشه قولمیدم عکس ها و
کلیپ های اولین کنسرتمون رو(تصویری یا صوتی) به مدیر وبلاگ تقدیم کنمتا
به دستتون برسونه.
وزير ارشاد
در نشست خود با اهالي موسيقي گفت: مقام معظم رهبري مدتي است كهمسائل فقهي مربوط به
موسيقي را در درس خارج خود مورد توجه قرار دادهاند. به گزارش
فارس، در اين نشست كه روز گذشته با حضور سيدمحمد حسيني وزيرفرهنگ و ارشاد اسلامي، محسن رجبپور
مدير موسسه ترانه شرقي،عليرضاافتخاري، خشايار اعتمادي، بنيامين بهادري،احسان خواجه اميري، عليتفرشي، قاسم افشار، حميد
خندان، مجتبي كبيري، مجيد رضازاده و اميرحسينخزعلي در سالن كنفرانس وزارت ارشاد
برگزار شد، وزير ارشاد گفت: مقام معظمرهبري مدتي است كه مسائل مربوط به موسيقي را در درس خارج خود مورد توجهقرار دادهاند، كارگروههاي
ويژهاي هم تشكيل شده تا مصاديق و موارد مختلفبه صورت جزئي مورد بررسي قرار گيرد كه
اميدواريم به زودي اين ديدگاه ها رابه صورت مكتوب در اختيار داشته باشيم تا چراغ راه ما در مباحث و موازينشرعي باشد. وي ادامه داد:
دولت دهم با توجه به تجربه دولت پيشين، توجه و اهتمام ويژهاي نسبت به مسائل فرهنگي و هنري دارد.
نمونه قابل توجه حضور رئيسجمهور درمراسم اجراي سمفوني مقاومت يا حضورشان در مراسم بزرگداشت حافظ در شيراز وهمچنين اولين سفر فرهنگي
ايشان. وزير ارشاد
همچنين به پايبندي هنرمندان به موازين قانوني اشاره كرد وگفت:ما تلاشمان را انجام خواهيم داد
تا هنرمندان متعهد و پايبند به قانونبتوانند در ساير كشورها نيز هنرشان را به ايراني هاي مقيم خارج از كشور وهمچنين مردم ساير كشورها
ارائه دهند. حسيني در
پايان صحبت هاي خود نسبت به برگزاري مجدد چنين جلسه هايي برايپيشبرد امور فرهنگي و هنري
در كشور اظهار اميدواري كرد و از هنرمندانخواست تا نظرات خود را به مديران
وزارت ارشاد ارائه دهند. در ادامه اين
نشست محسن رجب پور مدير شركت ترانه شرقي با گلايه از برخورديكسان مسوولان فرهنگي كشور با
هنرمندان قانوني و غيرمجاز گفت:امروز مهمترين موضوع در حوزه موسيقي كشور، اين
است كه بايد وضعيت گونه هاي موسيقي وفعاليتهاي مجاز موزيسينهايي كه قوانين وزارت ارشاد را رعايت مي كنند، ازحالت چراغ خاموش خارج شود. وي ادامه داد:
مديران بخشهاي مختلف هنري و از جمله حوزه موسيقي بايدحمايت شوند تا از جسارت و شجاعت لازم
براي تصميم گيري برخوردار باشند. مديران اين عرصه بايد بدانند كه موسيقي نميايستد و با دستور و آيين نامهبه مسير درست هدايت نميشود.
بايد فرصت براي بروز خلاقيت ها موجود باشد تاموسيقي غيرمجاز و زير زميني هر روز
گستردهتر نشود. يعد از صحبتهاي
رجب پور؛عليرضا افتخاري گفت : بايد هنرمند را آزاد گذاشتتا بر مبناي احساسات عاطفي، زيبايي را
بيافريند. هنرمند، مظلوم و معصوماست. طي سالهاي گذشته، برخورد و ارتباط با هنرمندان از لحاظ روانشناختيبسيار ضعيف بوده است. هنرمند
را دير مي توان شناخت و احساسات او را يافت. شما مي توانيد به اين دوستان نيرو و انرژي بدهيد. مسوولاني
كه در نهادهاياعطاي مجوز هستند، بايد اين مسائل را لحاظ كنند و براي كارشان دكترينداشته باشند. بنابر اين
گزارش؛ خشايار اعتمادي خواننده نسل اول موسيقي پاپ بعد ازانقلاب نيز با تشكر از وزير ارشاد
براي برپايي اين جلسه گفت: موسيقيپتانسيل و كاريزمايي در عالم هنر دارد كه سينما و كتاب و هنرهاي تجسمي بهگردش نميرسند، به همين
دليل بايد به حمايت و هدايت در اين عرصه نسبت بهمميزي اولويت بخشيد. وقتي حمايت و
هدايت جايش را به اخم هاي گره خورده ومميزي بدهد، فعاليتهاي غيرمجاز هم گسترش پيدا ميكنند. در پايان اين
نشست اميرحسين خزعلي نيز نسبت به ممنوعيت فعاليت هنرمندانيكه كليپهاي موسيقي داراي مجوزشان از
شبكههاي ماهوارهاي بخش ميشود،انتقاد كرد و پخش اين موسيقي و كليپها را در امتداد صدور فرهنگ توليديداخل كشور به خارج دانست.
وقتی دوسه ماه قبل شایعه شد که شجریان مشغول ضبط دو اثر جدید است، کمتر کسی تصور میکرد استقبال از این آثار تا این حد باشد.درست در بحبوحه اتفاقات پس از انتخابات بود و حتی شنیده شد که شجریان برای جلوگیری از هر گونه رویداد غیرقابل کنترلی، قید ضبط در استودیوهای عمومی را زده و بیش از صد میلیون تجهیزات را به درون دلآواز برده تا این کارهای جدید را آنجا ضبط کند.شجریان به فاصله کمی رندان مست را منتشر کرد. اما چه شد که در این مدت آدمهایی که تاکنون علاقه چندانی به شجریان و آثارش نداشتند، حالا به رندان مست گوش میکردند؟! آن زمان که برخی شجریان را با ساسی مانکن مقایسه کردند او ضربه بعدی را محکمتر زد و دل آواز سینگلی به نام زبان آتش را روی سایت قرار داد با شعری از فریدون مشیری که می گفت: تو از آئین انسانی چه می دانی؟اما سوای کلیه ویژگیهای فنی و تکنیکی و حتی محتوایی و اجتماعی زبان آتش بارزترین مشخصه آن را باید در جای دیگری جستوجو کرد: شیوه انتشار آن! که این شیوه آن را در دسته موسیقی زیر زمینی قرار میدهد مگر اغلب قطعات زیرزمینی دیگر چگونهاند؟ آنها هم معمولا شعری دارند که از فیلتر ارشاد عبور نمیکنند و نهایتا به صورت دیجیتال و روی اینترنت پخش میشوند . متن کامل این گزارش در هفتهنامه نسیمهراز شماره چهل و سوم به چاپ رسیده است.(خبر آنلاین)
در جشنواره یک هفته با کانون هزار کودک با سازهای موسیقی اصیل آشنا شدند.
(تهران-13تا19 آبانماه 1388)
مسوول غرفه سرود در جشنواره يك
هفته با كانون: هر روز بين 150 تا 200 كودك شش تا 12 ساله با ورود به اين غرفه، هم
با ابزارآلات موسيقي آشنا شدند و نواختند و هم مشاهير موسيقي ايران را
شناختند.
به نقل از روابط عمومي كانون مهدي آرايي در گفتوگو با روابط
عمومي كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان، به تشريح برنامههاي غرفه سرود در طول
پانزدهمين دوره از جشنواره يك هفته با كانون پرداخت و گفت: ما در دو بخش برنامههاي
خود را اجرا كرديم؛ بخش نخست مربوط به بزرگسالان بود كه در اين بخش درباره ضرورت
آشنايي كودكان با موسيقي صحبت كرديم و تاثيرات موسيقي را بر خلاقيت، مهارت و كارهاي
دستي و بدني بچهها، به والدين آنان يادآوري كرديم.
به گفته وي، اين غرفه از
طريق نشريههاي ديواري با موضوع معرفي مشاهير موسيقي و معرفي ابزارآلات موسيقي سنتي
ايران، خانوادهها را با مقدماتي از موسيقي ايران آشنا كرده است. آرايي ادامه
داد: بخش ديگر كار ما نيز به كودكان اختصاص داشت. ما علاوه بر معرفي سرود و موسيقي،
ريتم را به بچهها شناسانديم و ملودي را بهشكل كارگاهي با آنان كار كرديم. در اين
بخش همچنين سازهايي را به بچهها داديم و از آنان خواستيم فيالبداهه بنوازند.
او درباره فعاليت گروه سرود - كه از سوي اين غرفه هر روز، صبح و بعد از ظهر
اجرا داشتند - گفت: گروه سرود مورد استقبال بسياري از كودكان و نوجوانان و اولياي
مدارس و مهدها واقع شد. بسياري، شعرهايش را از ما گرفتند و كپي كردند. ملوديهاي
شاد، اشعار متناسب با فضاي كودك و خاطرهانگيزي سرودها باعث استقبال شد. اين
كارشناس فرهنگي كانون در يزد از مراجعه 150 تا 200 نفر در هر روز به غرفه سرود خبر
داد و افزود: روزانه نزديك به 1500 نفر از كودكاني كه از مقابل غرفه عبور ميكردند،
به اين غرفه و فعاليتهايش علاقه نشان ميدادند اما از اين ميان 150 تا 200 نفر در
روز وارد ميشدند و در غرفه فعاليت ميكردند كه اين امر به دليل محدوديت جا و مربي
بود. آرايي با اشاره به كمك جشنواره يك هفته با كانون در كشف استعدادهاي
كودكان، به فضاي اندكي كه به غرفه سرود و در كل به اين جشنواره اختصاص يافته بود
اشاره كرد و گفت: اگر سالني مجزا را در اختيار گروه سرود قرار ميدادند من روزانه
با 1000 كودك ميتوانستم كار كنم. من از مسوولان كانون تشكر ميكنم كه چنين شرايطي
را فراهم كردند تا ما در كنار همكاران خود، اين تجربه را كسب كنيم، اما خواهش
ميكنم در سالهاي آينده براي هر فعاليتي، وسعت بيشتري اختصاص دهند. چراكه استقبال
بيش از حد تصور ما است. جشنواره يك هفته با كانون از 13 تا 19 در تهران و تمامي
مراكز استاني برگزار شد. در اين جشنواره كه همزمان با جشنهاي روز جهاني كودك برپا
شد، بيش از سي موضوع هنري، فرهنگي و ادبي در قالب نمايشگاه و كارگاه به خانوادهها
و مدارس معرفي شد.
تا چند سال دیگر بدلایل بسیار بدیهی دانشمندان و هنرمندان بزرگ ایرانی از آن خارجی ها خواهد شد . همچنان كه اعراب، ابنسينا(پزشک و موسیقیدان ایرانی)، تركيه و افغانستان، مولانا و آذربايجان، نظامي گنجوي را از آن خود ميدانند. کافی است برای اینکه به عمق فاجعه پی ببرید به این اخبار نگاهی بیندازید:
دولت عربستان سعودی، در یک اقدام بیسابقه، با استفاده از برنامههایانیمیشن در برنامههای کودک و نوجوان کانالهای تلویزیونی خود و دیگرشبکههای تلویزیونی و ماهوارهای عربی، دانشمندان بنام ایرانی را به نفعجهان عرب مصادره و به کودکان عرب این گونه القاء میکند که این دانشمنداناجداد عربی شما هستند!!
به گزارش خبرنگار «تابناک»، اینبرنامههای انیمیشن توسط دولت عربستان به برنامهسازان انیمیشنی مصری درقاهره سفارش داده شده است و برای نخستین بار در شبکه تلویزیونی کودکان «امبی سی» متعلق به عربستان پخش شده است.
در این برنامه که به صورتآموزشی تدوین شده است، ابوریحان بیرون، خوارزمی، ابونصر فارابی،شیخالرئیس بو علی سینا و دهها دانشمند و محقق دیگر ایرانی، با ملیت عربیمعرفی شدهاند و در پایان هر برنامه، راوی این برنامه به کودکان جهان عربمیگوید که ما باید با اجداد دانشمند خود آشنا شویم؛ هر چند مصادره مفاخرعلمی و ادبی ایران توسط برخی کشورهای عربی در حوزه های دیگر مسبوق بهسابقه بوده است اما این برای نخستین بار است که در حوزه کودکان و نوجوانجهان عرب رخ مینماید.
بر پایه این گزارش، این در حالی است که ازمدتها پیش، شماری از کشورهای عربی، مفاخر علمی ایران را مصادره و حتی ازآنان به عنوان دانشمندان بزرگ عربی کتاب، تمبر و فیلم تهیه میکنند ـهمانند اقدام اخیر کویتی ها در چاپ تمبر یادبود ابن سینا به عنوان دانشمندبزرگ عرب! ـ اما متأسفانه، دستگاههای اجرایی فرهنگی و تبلیغاتی کشورمان، بدون توجه به ابعاد این هجمه فرهنگی ـ که باعث مصادره مفاخر عملی اینمرز و بوم میشود ـ همچنان منفعلانه عمل کرده و نسبت به چنین جعل تاریخیبزرگی واکنش نشان نمی دهند.گفتنی است، در رأس این دزدیهای فرهنگیبرخی از کشورهای عربی قرار دارند که قدمت تاریخی و استقلال آنها به عنوانیک واحد سیاسی در عرصه بین المللی به کمتر از نیم قرن هم نمی رسد. باتوجه به آنچه در حال روی دادن است به نظر می رسد متولیان امر در جمهوریاسلامی ایران باید با حساسیت و دقت نظر بالایی با چنین پدیده ناپاکی که دردراز مدت می تواند آثار مخربی در ذهن جوامع دیگر و به ویژه نسل جوان داشتهباشد،برخورد کنند.
*8 مهر روز بزرگداشت مولانا در بی توجهی کامل ایرانیان به این روز
سنگ تمام تاجيكها براي مولاناي ايراني
8 مهرماه در تقويم ما با ناممولوي گره خورده است اما در ايران خبري از حضور مولوي در فضاي فرهنگي هنريكشور نيست، اما خارج از مرزهاي ايران هستند كساني كه براي قله ادبيات درتدارك مراسم خاصي هستند. «برپايي كنفرانسهاي علمي و ادبي، اجرايتئاتر، اجراي موسيقي و رونمايي از كتاب «شاعر عارف» از جمله برنامههايياست كه وزارت فرهنگ تاجيكستان براي روز بزرگداشت مولانا تدارك ديده است.
اين خبر را سخنگوي وزارت فرهنگ تاجيكستان در گفتگوبا فارس اعلام كرد تا نشان دهد كه فارسيزبانان كشور منطقه ما حسابي برايروز مولانا برنامهريزي كردهاند.تالار وحدت، تئاتر شهر، سالنهاي پژوهشكدهها ودانشكدههاي ما اگرچه خالي از برنامههاي اينچنيني هستند، اما به گفتهانوريوسفاف؛ در سالن تئاتر مايا كوفسكي شاعر روسي برنامههايي به زبانروسي براي بزرگداشت مولوي اجرا ميشود، چون مولانا در ميان اتباع روستبارتاجيكستان هم علاقهمندان زيادي دارد.
«صفر شاه سعيداف» مسوول بخش فرهنگي وزارت فرهنگتاجيكستان هم خبرهاي جالبي از بزرگداشت اين روز در تاجيكستان دارد، او بهفارس ميگويد: برگزاري چند كنفرانس و سمينار در مناطق مختلف اين كشور ازبرنامههاي اصلي روز مولانا در تاجيكستان است.
اجراي اين برنامهها البته محدود به شهر دوشنبهپايتخت اين كشور نيست، در استان ختلان هم قرار است ميزگردي با حضورپژوهشگران، انديشمندان، مولاناشناسان و طرفداران اين نابغه ادبيات فارسيتحت عنوان «مثنوي معنوي و ماهيت تاريخي آن» برگزار شود.
به همه اينها ميتوانيد علاوه بر اجراي تئاتر،برنامه اركستر دولتي تاجيكستان را هم اضافه كنيد كه به مناسبت اين روز باحضور بهترين خوانندههاي اين كشور براي خواندن اشعار مولانا اجرا ميشود.
البته اهالي تاجيكستان 2 سال پيش نيز ميزبان جشنيدر اين كشور بودند، جشني كه با پيشنهاد امامعلي رحمان رئيسجمهوريتاجيكستان و مصوبه يونسكو به مناسبت 800 سالگي اين شاعر در دوشنبه برگزارشد.
تاجيكها هم براساس مصوبه دولتشان روز 30 سپتامبررا به عنوان روز مولانا انتخاب كردهاند؛ روزي كه همزمان با روز بزرگداشتمولوي در كشور ماست.
البته در كشور ما هم برنامههايي اندك براي اينروز تدارك ديده شده كه يكي از آنها اجراي برنامه در جوار بارگاه شمس تبريزدر خوي است. اگر امروز سري هم به تالار ناصري خانه هنرمندان ايران بزنيد،متوجه ميشويد كه در اين تالار نشستي با موضوع «شمس كيست؟» برپا خواهد شد. از برپايي مراسمي براي تقدير از مولويپژوهان خبري نيست، همانطور كهاركستر بزرگي هم قرار نيست برنامهاي در تالاري اجرا كند.
تصحيح جديدي از اشعار اين شاعر هم در جايي رونمايي نميشود، همانطور كه قرار نيست پژوهش جديدي در اين حوزه رونمايي شود.
·جام جم آنلاين: وعدهتاسيس بنياد مولانا ، سه سال پيش مطرح شد و اکنون در آستانه روز بزرگداشتمولوي (8 مهرماه) به مرحله خريد بنايي براي بنياد رسيده که در اين مرحلهنيز طرح مذکور با کمبود 500 ميليون تومان اعتبار مواجه شده است.
در نهایت یکی از نمایندگان بعد از سالها از خواب بیدار شد :
انتقاد بیژن نوباوه از بيتوجهي به مناسبتهاي ملي(جام جم نهم مهر)
یك عضو كميسيون فرهنگي مجلس بااشاره به بيتوجهي به مناسبتهاي ملي همچون روز جهاني مولانا، از ضعفمسوولان اجرايي و عدم تذكر و توجه مجلس انتقاد كرد و گفت: طولي نخواهدكشيد كه بسياري از مشاهير را رسما از ما خواهند گرفت؛ همچنان كه اعرابابنسينا، تركيه و افغانستان مولانا و آذربايجان، نظامي گنجوي را از آنخود ميدانند. بيژن نوباوه در گفتگو با مهر، با انتقاد شديد از مسوولان عرصه فرهنگ وجامعه هنري نسبت به بيتوجهي در بزرگداشت روز جهاني مولانا گفت: وقتيفرهنگ يك كشور دچار خسارت شود، همه چيز آن كشور خسارت ميبيند.
ويافزود: متاسفانه در اين امور ضعف بسيار زيادي در كشور وجود دارد؛ بيتوجهيبه مشاهير ادبي، ارزشها و تاريخ و گذشته يك كشور فقط به معناي خسارت دراين حوزهها نيست؛ بلكه به همه كشور لطمه وارد ميشود. نماينده تهرانخاطرنشان كرد: ضعف مسوولان اجرايي در اين حوزه بسيار آشكار است.
وي با بيان اينكه نميخواهم از كميسيون فرهنگيمجلس رفع مسووليت كنم، گفت: در كميسيون فرهنگي مجلس نيز هيچ برنامهايبراي پيگيري و تذكر به مسوولان مربوطه تهيه نشد و از نوع اين برخوردها درجامعه متاسفم.
فراموشی روز مولوی: اين توجيه قابل قبول نيست
از سويي ديگر رئيس كميته فرهنگي و گردشگري مجلسشوراي اسلامي از بررسي موضوع بيتوجهي به مناسبتهاي ملي از جمله بزرگداشتمولانا در 8 مهر، روز جهاني اين شاعر و عارف نامدار، در اولين جلسه كميتهخبر داد. احمدرضا دستغيب با تاكيد بر اينكه موضوع بيتوجهي به مناسبتهايملي بايد مورد بررسي قرار گيرد، اظهار كرد: مجموعه گزارشاتي به كميتهفرهنگي و گردشگري مجلس رسيده است، نشان از بيتوجهي به مسائل فرهنگي دارد.
وي با تاكيد بر اينكه 8 مهر ماه روز جهاني مولاناتنها مناسبتي نيست كه به فراموشي سپرده شده است؛ بلكه گزارشاتي ازبيتوجهي به مناسبتهاي ديگر فرهنگي نيز به كميته فرهنگي رسيده است،افزود: اين در حالي است كه بايد توجه شود تا نسل جوان ما با گذشته و مفاخرخود آشنا شود؛ زيرا اين موضوع در ساخت هويت ايراني تاثيرگذار است و در آنترديد نيست. رئيس كميته فرهنگي و گردشگري تصريح كرد: مديران بخشهاي مرتبطبا اين موضوع نبايد در انجام وظيفه خود در قبال نسل جوان كوتاهي كنند.
نماينده شيراز گفت: احتمال ميدهيم اينبيتوجهيها با تغيير و تحول در سازمان ميراث فرهنگي و وزارت فرهنگ وارشاد اسلامي مرتبط باشد؛ اما اين توجيه قابل قبول نيست و انتظار ما ايناست كه تغييرات در سطح كلان مديريتي نبايد روي عملكرد و كاركرد دستگاههاتاثيرگذار باشد.
نايب رئيس كميسيون فرهنگي مجلس تاكيد كرد: اينموضوع قطعا در اولين جلسه كميته فرهنگي و گردشگري كه زيرمجموعه كميسيونفرهنگي است و يكشنبه هفته آينده برگزار ميشود، مورد بررسي قرار ميگيرد واز معاونان مرتبط دعوت ميشود تا پاسخگوي اين بيتوجهي باشند.
* و این خبر آخر :عدم همکاری وزارت ارشاد درباره ثبت ردیف موسیقی ایرانی در یونسکو
این اخبار ناخوشایند می تواند گریبان موسیقی ما را بگیرد و در نهایت بزرگان هنر موسیقی و آثار موسیقی ایرانی را در کمال بی توجهی مسئولین از آن خارجی ها کند و در صورت ادامه این روند هر یک از کشورهایی که پیشنیه هنری آنها به گردپای ایران هم نمی رسد می توانند مدعی هنر اصیل و موسیقی شگرف ایرانی ما باشند. هم اکنون که ساز ایرانی به سادگی در تلویزیون کشورهای فارسی زبان همچون تاجیکستان و افغانستان نشان داده می شود و ما خود را برای نشان دادن آن سانسور کرده ایم، بعید نیست که سازها نیز روزی از آن آنها شود و تو خود بخوان حدیث مفصل از این مجمل...
ثبت رديف هاي موسيقي سنتي ايران به عنوان ميراث معنوي يونسکو اتفاقي بزرگ و افتخاري براي ماست که تاثيرات مثبتي بر جاي خواهد گذاشت. رئيس کميته ملي موسيقي يونسکو در ايران گفت؛ «از قريب چهار سال پيش کميته موسيقي يونسکو در ايران که در خانه موسيقي مستقر بود کار خود را براي ثبت رديف هاي موسيقي به عنوان يک ميراث جهاني در يونسکو آغاز کرد و از آنجا که بررسي اين امور در يونسکو هر دو سال يک بار انجام مي پذيرد ما فرصت زيادي براي انجام اين کار نداشتيم.» مديرعامل خانه موسيقي در ادامه به عدم همکاري و مساعدت ارشاد در ساماندهي اين پروژه اشاره کرد و گفت؛ «ما براي تهيه پرونده مربوط به رديف هاي موسيقي سنتي به حمايت ارگان هاي دولتي براي تامين بودجه نياز داشتيم و متاسفانه به رغم تلاش براي جلب مشارکت ارشاد هيچ پاسخ مثبتي نگرفتيم و لذا مدتي اين کار به حالت تعليق درآمد و از آنجا که با گذشت زمان فرصت ارائه اسناد به سازمان يونسکو نيز از دست مي رفت، من در مصاحبه يي از وجود اين ميراث معنوي گرانقدر در ايران و نبود امکانات براي ارائه آن به سازمان جهاني يونسکو صحبت کردم و متعاقب اين مصاحبه بود که يکي از مديران ميراث فرهنگي با من تماس گرفت و پس از اطلاع از اهميت و ارزش موضوع آمادگي سازمان ميراث فرهنگي را براي همکاري و تامين بودجه مورد نياز اعلام کرد.» سرير در خصوص نحوه عملکرد کميته و نوع همکاري استادان در تهيه اين پرونده گفت؛ «در کميته موسيقي يونسکو در ايران 12 نفر از موسيقيدانان و پژوهشگران موسيقي عضو هستند که در طول جلسات متعددي که داشتيم تمامي اسناد مکتوب را در ارتباط با رديف هاي موسيقي سازي و آوازي گرد آورديم و پس از اعلام پشتيباني از سوي ميراث فرهنگي و براي تکميل پرونده مبادرت به تهيه فيلم مستند با جلب همکاري ديگر استادان برجسته کرديم که در اين ميان از همکاري بزرگان رديف موسيقي مانند محمدرضا شجريان، حسين عليزاده، حاتم عسگري، فرهاد فخرالديني، کياني، طلايي، ظريف و ديگر استادان استفاده برديم.» رئيس هيات مديره خانه موسيقي با سپاسگزاري از همکاري و مساعدت صميمانه مديران سازمان ميراث فرهنگي در انجام اين کار بزرگ گفت؛ «تيم کاري ما براي تهيه اين پرونده نهايت سعي و تلاش خود را به کار گرفت تا دقيق ترين و تاثيرگذارترين اسناد مربوط به اهميت و ارزش موسيقي ايران و اعتبار و سابقه چندهزارساله آن را با استفاده از نت، اسناد و آثار به جاي مانده از استادان متقدم،آثار صوتي، عکس و فيلم و تدوين دقيق اين موارد به طوري که موسيقي ايراني را به عنوان يک هنر والا که هزاران سال در متن زندگي مردم ايران استمرار داشته است، نشان دهد، تهيه کند و گاه براي کوچک ترين موضوع و نکته يي بارها يک کلمه را تغيير مي داديم و مثلاً از ميان ده ها ساعت فيلم فقط دقايقي را انتخاب کرده ايم.» به گزارش مهر مديرعامل خانه موسيقي در پايان با اشاره به اينکه بخش بين الملل اين خانه در آينده طرح هاي ديگري نيز در زمينه گسترش ارتباط با موسيقي ديگر ملل دنيا در دست اقدام دارد، گفت؛ «ما در اواخر همين ماه با برگزاري گردهمايي کوچکي که در محل خانه موسيقي خواهيم داشت از تمامي دست اندرکاران تهيه پرونده موسيقي يونسکو دعوت خواهيم کرد تا به نوعي از همکاري و همگامي آنها در به دست آوردن اين موفقيت ارزشمند سپاسگزاري کرده و از نقش آنها در به ثبت رسيدن اين رديف ها قدرداني کنيم.»(اعتماد)
در کشور ما باب شده است که هر مقام
مسئولی که در جمعی حاضر می شود، به تعریف و تمجید آن جمع تا حد اعلا می پردازد تا
ضمن آنکه از تشویقهای ممتد آنها برخوردار گردد ، خوشحالی کوتاه مدت و زاید الوصفی
را به ایشان بدهد و به مثابه آن ضرب المثل
رایج، به زیر بغل آنها هندوانه بدهد تا
خوش باشند . مثلا اگر مسئولی در جمع لرها و کردها و فارسها و آذری ها حاضر شود آنها را قومی شجاع و دلیر می
نامد و در هر شهری برود اهالی آن
شهر را مردمی بزرگ و بی باک و از این قبیل لقب می نهد و قولهای زیادی به آنها می
دهد و حاضران نیز به شدت وی را تشویق می کنند و از این رهگذر هر دو راضی و خوشحال
هستند و حرف هم که باد هوا است و کسی را باکی از آن نیست .
حکایت سخنان یکی از مسئولین در جمع سمفونی مقاومت آقای مجید انتظامینیز از این نوع
است. اگر وی به جای این کنسرت ، در میان اهالی تئاتر میرفت یا به نمایشگاه
خوشنویسی سر می زد و یا به نمایشگاه عکاسی می رفت، همین چیزهایی که آنجا گفت می
گفت و با توجه به سوابق گذشته ،حرفهایی می زد و قولهایی میداد که اگر ضمانت اجرایی
هم نداشته باشد مهم نیست و فقط باید طیف مقابل را راضی و خرسند داشت و چه بهتر از
حرف.
آقای مجید انتظامی از سخنان نامبرده
امیدوار شده اند ومثل سایر مردم عادی،خوشحال .
البته آقای انتظامی از سر صدق و دلی پاک به چنین احساسی دست پیدا کرده اند . ولی
به مصداق دو صد گفته چون نیم کردار نیست باید دانست که تعاریف و تمجیدهای ایشان از
موسیقیو کنسرت و نوازندگان و سازندگان به
همان اندازه بی ارزش است که قولهایی که قبلا داده و باد هوا شده است.
اگر حضور ذهن داشته باشید مجله گل آقا ستونی داشت به اسم " پس چی شد" که
در آن به طور مستدلی تیترهایی از روزنامه ها و مجلات سالهای پیشتر را با ذکر تاریخ
، عنوان میکرد که سخنان مسئولین بود و سالها از آن سخنان می گذشت و هیچ وقعی بر
آنها نشده بود و میدانیم که به همین ستون هم توجهی نشد.
آقای انتظامی گفته است: شاهد نمایش آلات موسیقی در
تلویزیون بودیم که از نظر من گام بزرگی
است. پرسش اینجاست کدام نمایش، کی نمایش دادند؟آیا گفتن اخبار سمفونی شما و نشان
دادن بخش از نمای دور و یا حتی نزدیک آن هم در سال یکبار و برای چند ثانیه،در بخش خبری شد
نمایش؟ آقای انتطامی آیا اکنون هم ساز را نمایش میدهند؟ آیا شما تار نوازی را در سیمای غیر ملی
دیده اید؟ آقای انتظامی، اینان هنوز هم موسیقی را نجس و حرام
میدانند. ته دلشان که چنین است . ولی به دلیل فشار افکار عمومی و فضای گسترده
فرهنگی دنیای امروزی و یورش سیل آسای موسیقی غربی، مجبورند روزنه هایی باز کنند و
در برابر برخی از انواع موسیقی تسلیم شوند. مطمئن باشید.
عدم حضور خانمها را نیز که خودتان هم
قبول دارید به دلایل واهی و سخیف، شاهد هستیم واین را نباید به هیچ وجه نادیده
گرفت و اگر حق الناسی باشد که آنرا در طبل می کوبند، حق الناس تظلم خواهی بانوان
خوش صدایاین مملکت را هیچ مقامی در برابر
عدلی که خودشان وعده داده اند، نتوانندپاسخ داد.
خلاصه آقای انتظامی عزیز، ما هم بسیار
دوست داریم همچون شما خوش بین شویم و شاد باشیم، ولی واقع بین هستیم و می دانیم که وعده های داده
شده به شما فریبی بیش نیست . ما دوستداران و اهالی موسیقی ، چیزی جز عمل از
مسئولین امر نمی خواهیم و سخنان زیبا و زرق و برق دار به در کار ما نمی خورد. چیزی
که سه دهه است قولش را داده اند و هنوز منتظریم ...و باید گفت به عمل کار برآید به سخندانی نیست...
محمدرضا لطفی در یاداشتی زیبا و پراحساس از دوست و یار دیرین خود گفته است. استاد لطفی هر چند با تاخیر چند روزه پیام تسلیتی برای استاد فرزانه موسیقی ، زنده یاد مشکاتیان فرستاد و این نوشته را نیز به دنبال آن نوشته است ، ولی هتاکی ها و توهین های بسیاری که از سوی برخی اهالی موسیقی و وب سایتها و وبلاگها به ایشان گردید(که چرا پیامی نداده است؟) قابل توجیه نبود و اینک آنها نیز از عجله خود برای زیر سوال بردن استاد محمد رضا لطفی که ارزش او نیز کم از ارزش مشکاتیان نیست سخت پشیمان هستند.
روزي و روزگاري بود بس رفيقانه که هيچ کس داعيه برتري نداشت و عشق محور نزديکي ها بود و همه ما وطن دوست و آرمان گرا بوديم. فرهنگ ايران زمين را با همه نارسايي هايش دوست داشتيم و همه با هم تلاش مي کرديم لاشه فروپاشيده موسيقي ايراني اصيل و ناب هنري را با برداشت جديد و پويا به مقام والاي خود برسانيم.
همه جوان بوديم و چيز زيادي نمي خواستيم، با هم تبادل نظر داشتيم و دل مان براي يکديگر تنگ مي شد. آن زمان از روزگار کنوني ما زياد دور نيست، اما اين آتش دروني که مايه اصلي نزديکي ما بود، در ميان تنش هاي روزگار که کم هم نبود، کمرنگ شد و هر يک از ما را به سمتي دور پرتاب کرد که ما تا به امروز نتوانستيم همديگر را دوباره آن گونه رفيقانه دوست بداريم. هنگامي که از من بپرسند چرا تا اين اندازه با هم بيگانه شديم، خواهم گفت عمده علت آن پيچيدگي ساختار اجتماعي و شيوه زمامداري و بي دقتي خود ما بود که نتوانستيم قوانين اين جريان عظيم اجتماعي را به درستي تحليل کنيم. تا زماني که فرهيختگان ما زنده بودند و روزنامه هايي بود که تحليلي درست به ما مي داد، ما مي توانستيم آينده مان را رصد کنيم و اين گونه به جايگاه اجتماعي مطمئن تري تکيه کنيم. روزي يکي از فرزانگان بزرگ سياسي ما گفت؛ «جريانات اجتماعي ايران وارد تونل تاريکي شده که نمي شود انتهاي روشن تونل را به خوبي ديد.» امروز همان روزي است که هوا بس خطرناک تيره شده و ما هنوز در ميان همان تونل تاريک در حرکت بوده و زندگي مي کنيم. هنوز تونل تعالي و تکامل نظام ما تاريک است و نسل هاي بعد از ما نيز قادر به عبور از اين تنگه تاريک نشده اند که اميد است با توجه و هوشياري بيشتر مردم و خرد پخته دولتمردان ما بتوانيم به روشنايي آن طرف تونل برسيم که آرزويي است طبيعي که همه ما 30 سال است به انتظار نشسته ايم. تداوم زندگي ما موسيقيدانان متعهد، حاصل دوران سخت و پيچيده يي بود که هريک به اندازه توان مان تلاش کرديم و در راه احياي موسيقي کشورمان زحمت کشيديم تا پرچم پرافتخار ملي ايران زمين را در ايران و بيرون مرزها برافراشته نگه داريم. با اينکه تعداد ما زياد نبود اما آنچه جاودان مانده و به بخشي از خاطرات ملي ما تبديل شده، نتيجه کار همين گروه از موسيقيدانان بوده و هم اکنون نيز در ميان انگشتان و حنجره جوانان ما در حرکت است. پرويز مشکاتيان که روحش قرين رحمت باد، آثار جاوداني را به فرهنگ ايراني افزود. «رزم مشترک»، «ايراني» و «مرا عاشق چنان بايد» حاصل يکي دو سال قبل و بعد از انقلاب 57 بود که باعث شکوفايي موسيقي و شهرت خوانندگاني چون ناظري و شجريان و بعدها شادروان بسطامي شد. هنوز بهترين آثار هنرمند گرامي شجريان بازتاب همکاري پرويز مشکاتيان در آثار جاودانه «آستان جانان» و «مرکب خواني نوا» است. پرويز تلاش زيادي براي معرفي خوانندگان شناخته شده و ناشناس کرد، او واقعاً عاشق غزل و هنر تصنيف سازي بود و به آوازخوانان خوب همواره احترام مي گذاشت. پرويز مشکاتيان هم در عرصه نوازندگي سنتور صاحب سليقه خاص بود و هم در عرصه آهنگسازي خط و خطوط زيبايي را دنبال مي کرد. آنچه در رشد مشکاتيان تاثير زيادي داشت، نزديکي عليزاده و همکاري بسيار عالي بين اين دو در گروه عارف بود که هر دو سکاندار قدرت نوازندگي در گروه عارف بودند. فرم چهارمضراب به وسيله گروه ابتدا در کار عليزاده خود را نشان داد و در کار مشکاتيان به درجه رشد زيادي رسيد. نفر بعدي که بر روش نوازندگي و سازندگي او تاثير زيادي گذاشت، ناصرخان فرهنگ فر بود که به پرويز ريتم هاي لنگردار و شکسته را ياد داد و او توانست از اين ضرب هاي شکسته ناصر کمال استفاده را بکند. اين تاثيرها، تازگي فوق العاده يي به کار مشکاتيان داد. يکي از خوبي هاي مشکاتيان اين بود که گوشي حساس و فراگيري بي نظيري داشت. خيلي زود بهترين چيزها را مي گرفت و دوباره بدان جان تازه مي داد و آن را با آرايشي جديد تحويل جامعه مي داد. او ترسي نداشت که بگويند اين کار برگرفته از اين آهنگ و آن آهنگساز است. با شوري که داشت هر ملودي را جان تازه مي داد و آن را از درون خود عبور مي داد و به آثار تازه تري دست مي يافت. در رابطه با رنگ آميزي ارکسترنو ايراني نيز پرويز ذوق سرشاري داشت. صداي گروهش بسيار کوک و زيبا بود تا جايي که ما مدت ها بود چنين صدايي از يک گروه با سازهاي ايراني نمي شنيديم. متاسفانه پرويز با اين همه استعداد خود را به ورطه خطرناکي سوق داد تا جايي که به حرف هيچ يک از دوستان نزديکش گوش نمي داد. هنگامي که شادروان ناصر فرهنگ فر را خاک مي کردند گفته بود «نوبت بعدي من خواهم بود». او ديگر رمق زندگي کردن در سختي ها و بي مهري ها را نداشت. باشد که جوانان اهل موسيقي ما که راهي اين حرفه مي شوند بدانند که هنرمندان زاييده رنج زمان هستند و بايد از دشواري هاي زيادي عبورکنند. بايد توجه داشته باشند اين ذات آتشين هنر ماست که گرم کننده زندگي ما خواهد شد. بايد مراقب سلامتي روح و جسم مان در هر شرايطي باشيم. هنرمندان متعلق به مردم هستند و خلاقيت و طول زندگي آنها بايد مراقبت شود. دولت ها نيز بايد بدانند ملتي که هنر ندارد مرده است و اگر ايران و نام بلندش تاکنون زنده مانده، به خاطر ذوق ملي مردم و هنرمندان فرهيخته آن بوده و هست. نظام جمهوري اسلامي وظيفه مند است تا آنجا که مي شود حرمت هنر و هنرمند را بيشتر نگاه دارد و نگذارد در تاريخ بنويسند که اين نظام سر دشمني با هنر به خصوص موسيقي معنوي ما داشته است. قوانين بايد بازنگري شود و همان گونه که در هزار و چهارصد سال در تمامي کشورهاي مسلمان جهان منطبق با زيست نوين زندگي تغيير کرده، بازنگري شود و کساني که با تعصب و چشمان بسته به اين هنر شريف نگاه مي کنند، تجديد نظر کنند. باشد که آن روز طلايي تحت توجهات همه رهبران بارز و سرآمد کشور ايران روزي از راه برسد. در انتها از خانواده مشکاتيان عزيز عذرخواهي مي کنم که به خاطر نبودنم در ايران نتوانستم به اين عزيزان داغديده به خصوص مادر گرامي و فرزندان شان تسليت گفته و در غم و اندوه آنها شرکت داشته باشم. روحش شاد و دل همه عاشقان او گلگون باد.(منبع: اعتماد)
همین قدر که اکنون دیگر موسیقی را نجس و آن را حرام نمی دانند وتقریبا با نمایش گسترده سمفونی دیشب برای اولین بار شاهد نمایش آلات موسیقی در تلویزیون بودیم از نظر من گام بزرگی است. مجید انتظامی آهنگساز ، در پاسخ به اینکه حال و هوای اجرای شب پیشش چگونه بوده و این اجراءچه اثراتی در عرصه موسیقی بر جای گذاشته است گفت:من طی 30 سال گذشته خیلی آرام و خزنده فعالیت هایم را دنبال کرده ام به هیچ وجه اهل هیاهو و جنجال نبوده و هدفم تنها تلاش برای رفع موانع سر راه توسعه و اعتلای موسیقی ایران بوده است که در این راه سعی کردم به هر شکل ممکن مشکلات و مظلومیت های موسیقی را به گوش مسئولین برسانم، اکنون احساس می کنم تلاش های من و بسیاری همکاران دیگرم دارد به نتیجه می رسد. انتظامی افزود: این نیست که بگویم الان تمام مشکلات موسیقی حل شده است اما همین قدر که اکنون دیگر موسیقی را نجس و آن را حرام نمی دانند و تقریبا با نمایش گسترده سمفونی دیشب برای اولین بار شاهد نمایش آلات موسیقی در تلویزیون بودیم از نظر من گام بزرگی است.اینکه توانسته ام این را جا بیندازم که موسیقی می تواند در مسیر تعالی انسان حرکت کند و این موضوع لمس شود که مسئولین و جامعه به این باور رسیده اند که این یک حق طبیعی است که اگر باور داریم اینگونه است، باید در جای خودش قرار گیرد و برای همه مردم باشد و با تمام ملزوماتش پذیرفته شود. این برای من دستاورد بزرگی است، من این دستاورد را حاصل سی سال تلاشم می دانم البته ممکن است دیگرانی هم باشند که بگویند این حاصل تلاش ما بوده از نظر من اینکه حاصل تلاش چه کسانی بوده که قطعا حاصل یک فعالیت جمعی بوده، در درجه دوم اهمیت قرار دارد، نخست آنچه مهم است این است که احساس می کنیم موسیقی دارد جا و جایگاه واقعی خودش را پیدا می کند. خالق" سمفونی مقاومت" در ادامه بیان داشت: درست است که هنوز به شرایط مطلوب نرسیده ایم اما پیشرفت خیلی خوبی داشته ایم،از نظر من قدم بعدی رفع محرومیت ها از موسیقی است.شب گذشته من صحبت مفصلی با آقای احمدی نژاد درباره مشکلات ارکست سمفونی ها و موسیقی داشتم که ایشان هم با تاکید بسیار از آقای وزیر ارشاد خواستند که این مشکلات به سرعت پیگیری و رفع شود، من همین اقدام را هم از برکت این جریان آرام سی ساله در موسیقی می دانم.من همچنین خواستم که به هنرمندان و به ویژه فعالین عرصه موسیقی توجه بیشتری شود که امیدوارم این درخواست ها به موسیقی کمک کند. انتظامی در ادامه گفت: البته مشکلات ریشه ای دیگری نیز بر سر راه موسیقی هست، مثل حضور خانم ها در این عرصه و محدودیت هایی که در بهره گیری از توانمندی های آنها وجود دارد، اینها موضوعاتی اساسی است که حتما باید درموردش صحبت بشود و به صورت ریشه ای موضوعات مربوط به حضور آنها "ـ که به یقین 50 درصد موسیقی و هنرهای وابسته یا مرتبط به آن را تشکیل می دهد ـ حل شود.به نظر من اگر اصولی با این موضوع برخورد شود خیلی از چیزهایی که در این بخش به عنوان خط قرمز و بعضا خطر مطرح شده قابل حل است. وی همچنین درباره پیام های جدید اجرای شب گذشته اش گفت:دیشب یک اتفاق مبارک برای موسیقی ما افتاد که در تاریخ سی سال گذشته کم نظیر بوده است. در طول اجرای سمفونی دیشب دوربین تلویزیون آنچه را که روی گیرنده ها فرستاد، ارائه تصاویر و نماهای نزدیک از سازهای موسیقی بود، چیزی که در گذشته در خوشبینانه ترین حالتش در نماهای دور (لانگ شات) به تصویر کشیده می شد.در واقع دوربین تلویزیون در ارکست دیشب در میان نوازنده ها و از نزدیک حرکت می کرد و نوازنده های ما را در حالت طبیعی و هنگام اجراء با سازهایشان نمایش می داد، اهل موسیقی می دانند که این تحول بزرگی در حوزه نگاه رسانه ملی به موسیقی است. این موسیقیدان افزود: این نتایج نشان می دهد که کار کردن برای موسیقی فقط تشکیل شورا دادن و نشستن دور هم و چای و شیرینی خوردن در جلسه های متعدد نیست و این چیزها مسئله ای را از موسیقی حل نمی کند،بلکه باید با هدف و آن هم به آرامی وارد گود شد و عمل کرد. انتظامی درباره سخنان دیشب احمدی نژاد هم نظرات جالبی دارد؛" در صحبت های دیشب آقای احمدی نژاد مسائلی مطرح شد که خیلی اثر گذار و مهم بود، وی گفت که بالاترین هنرها موسیقی است، این در واقع حرف سی سال ما بود که از زبان ایشان مطرح شد و به نظر من اگر به این نوع نگاه در دستگاه های فرهنگی هم عمل شود تحول بزرگی را در این عرصه شاهد خواهیم بود."(خبر آنلاین به نقل از شیعه نیوز) *وبلاگ بیداد در این زمینه بزودی مطلبی را ارائه می کند.
محمدرضا شجریان، گفت:
پرویز رفت و ما را داغدار کرد. اندیشه خیام الگوی زندگی پرویز مشکاتیان بود و
بالاخره به معشوقش رسید.
به گزارش ایسنا ،در مراسم
یادبود زنده یاد «پرویز مشکاتیان» که شب هفتم مهر ماه در مسجد جامع شهرک قدس برپا شده
بود، استاد آواز ایران که به تازگی از تور اروپایی کنسرتهای خود با گروه شهناز به
کشور بازگشته بود، با حضور در این مراسم ، گفت: پرویز رفت و ما را داغدار خود کرد.
او خانه گرمش را با دو دسته گلش تنها گذاشت و رفت و راهی خیام شد، همانند آن چه
خودش میخواست و داغش ما را کلافه کرد.
او ادامه داد: الگوی زندگی او اندیشه
«خیام» بود و سالها با این اندیشه زیست و در نهایت به معشوقش رسید. حیف پرویز رفت
و من تا این جا آمدهام تا از همه عزیزانی که برای تسلیت اینجا آمدند و با مهربانی
خودشان ما را دلگرم میکنند، قدردانی کنم.
گفتنی است، در این مراسم که با
حضور جمع کثیری از هنرمندان برپا شده بود، چهرههایی همچون حسین علیزاده، محمدرضا
شجریان، محمدرضا درویشی، همایون شجریان، کیوان ساکت، پشنگ کامکار، اردشیر کامکار،
سعید فرجپوری، داریوش پیرنیاکان، سامان احتشامی، شهرام صارمی، هنگامه اخوان،
فریبا داوودی ، داود گنجهای، علی جهاندار، محمد موسوی، همایون خرم، بهداد بابایی،
فریدون شهبازیان، مجید درخشانی حضور داشتند.
مراسم يادبود پرويز مشكاتيان ـ نوازنده برجسته سنتور و آهنگساز ـ ساعاتي قبل در استاديوم «توانير» شهرستان نيشابور برگزار شد.به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)،منطقه خراسان، در اين مراسم كه با حضور هنرمندان شركتكننده در مراسم خاكسپاري مشكاتيان برگزار شد، همايون شجريان قطعهي «قاصدك» را اجرا كرد. حسين عليزاده آهنگساز و نوازندهي تار و سهتار در سخناني خطاب به مردم نيشابور گفت: سلام ميكنم به شهر نيشابور، مردم بزرگ نيشابور كه تاريخ را از بزرگي و عشقي كه نثار كرد، روسفيد نمود.او ادامه داد: پرويز مشكاتيان نياز به معرفي من ندارد. عليزاده به حضور مردم در اقشار مختلف در مراسم تشييع اين هنرمند در نيشابور اشاره كرد و افزود: حضور امروز مردم نيشابور نشان داد كه مشكاتيان در چه مقامي قرار دارد. ايكاش اين اتفاق كه امروز افتاد،الگويي باشد براي ايران كه هر كسي در هر لباسي و هر شخصيتي در اين مراسم شركت كرد. اين هنرمند اذعان داشت:شايد 30 سال بود كه به موسيقي اينگونه احترام نگذاشته بودند. پرويز مشكاتيان با برگشت به نيشابور اين روز را زنده كرد. مردم نيشابور نشان دادند وقتي نغمه پردازي به زادگاه خود برميگردد بايد چگونه از او استقبال كرد و او را در آغوش گرفت. قطعا اين روز بزرگ و رفتار و كردار مردم نيشابور در تاريخ ايران باقي خواهد ماند. اين هنرمند؛ رواني و زلالي موسيقي را از ويژگيهاي پرويز مشكاتيان دانست و افزود: ما در طول 30 سال نسلهايي را در موسيقي جابهجا كرديم، ولي امروز نيشابور نشان داد كه كارهاي او بياثر نبوده است. عليزاده گفت: با تمام وجودم و احساسم ميگويم، پرويز مشكاتيان افسانهاي به وجود آورد. دو فرزند او يادگارهاي او هستند و راه پدر را ادامه ميدهند و ما هميشه در وجود آنها، او را زنده خواهيم يافت. او در پايان سخنانش گفت:من بسيار خوشحالم كه با غرور تمام به شهر خودم (تهران) برميگردم و بزرگترين سوغاتي، «عشق» را با خودم به يادگار خواهم برد. در اين مراسم آوا مشكاتيان ـ فرزند زندهياد پرويز مشكاتيان ـ در سخناني كوتاه گفت: در تمام سالهايي كه در كنار بزرگمردي همچون پرويز مشكاتيان زندگي ميكردم، هميشه عشق مردم ايران بخصوص خراسان و نيشابور را به دل داشت. هيچ گاه كلام وي از كلام نيشابور تهي نبود. پدر من زنده است با همه نواهايي كه باقي گذاشت تا بدانيم ايران چه فرهنگ والايي دارد و به اين فرهنگ عشق بورزيم.گفتني است: در اين مراسم كيوان ساكت ديگر هنرمندي بود كه سخنراني داشت.
سعید فرجپوری گفت: مشکاتیان همواره از بی توجهی و تحقیر موسیقیدان ها از سوی برخی مسئولان رنج می برد و همین موضوع یکی از دلایل عمده رنجش و گوشه گیری سال های اخیر این هنرمند بود. آثار پرویز مشکاتیان با توجه به ابعاد هنری آنها بخشی از میراث فرهنگی ما محسوب می شود و از این نظر او دارای جایگاه ویژه ای در فرهنگ و هنر ما است. وی در ادامه افزود: با توجه به شناخت و رابطه دوستی که با مشکاتیان داشتم این را می گویم که او از بی توجهی و تحقیر موسیقی و موسیقیدان ها از سوی برخی مسئولان بسیار دچار رنجش شده بود؛ عاقبت نیز همین موضوع باعث شد تا آرام آرام از صحنه فعالیت های موسیقایی کناره گرفته و در گوشه عزلت اسیر مرگ شود.
فرجپوری تصریح کرد: جامعه ما بسیار زود پرویز مشکاتیان را از دست داد؛ او 54 سال داشت و این سن و سال برای یک هنرمند اوج پختگی دوران هنری او محسوب می شود اما در مورد مشکاتیان این فرصت از جامعه ایرانی گرفته شد تا ما برای همیشه با چنین حسرتی سر کنیم. فرجپوری درباره ویژگی های هنری مشکاتیان تاکید کرد: آثار مشکاتیان بهتر از هر کسی می تواند توانمندی و حس قوی او را در موسیقی معرفی کند؛ احساس قوی او در برگیرنده آرزوها و رویاهای موسیقایی اش بود که صفحات خاطره انگیز و زیبایی برای مردم رقم زد. به گمان من روز پنجشنبه که این هنرمند قرار است از مقابل تالار وحدت تشیع شود برای جامعه فرهنگ و هنر ایران زمین روز عزای ملی است. امیدوارم خداوند روح این هنرمند را که در طول این سال ها همواره آثارش باعث نشاط مردم شده بود قرین شادی کند.
این نوازنده کمانچه درباره ارتباط خود با مشکاتیان نیز گفت: سابقه ارتباط من با مشکاتیان به سال 60 یعنی زمانی که با گروه عارف همکاریم را آغاز کردم برمی گردد؛ همان سال ها کنسرت های بسیاری را در داخل و خارج ایران به روی صحنه بردیم؛ آخرین کاری هم که با هم انجام دادیم در آلبوم دستان بود که به عنوان نوازنده در گروه عارف همکاری کردم و یکی از تجربه های خوب کاری من محسوب می شود.(مهر)
دلا بسوز که سوز تو کارها بکند / نیاز نیم شبی دفع صد بلا بکند
یقین داشته باشید آه جگر سوخته گان و ناله های سوزناک ، عاقبت گریبان سیمای منحوس غیر ملی را خواهد گرفت و سزای مرده پرستی او را خواهد داد. دیروز ، برخی از بخش های خبری این رسانه کمی از مشکاتیان گفتند .
"مشکاتیان نیز همانند سنتورش دیگر کوک نخواهد شد" "استاد سنتور ایران درگذشت" "نغمه سرای سنتور به دیار باقی شتافت" و از این حرفها!!
اینها عباراتی بود که سیما بعد از مرگ ناجوانمردانه مشکاتیان، با وقاحت تمام بر زبان راند. گویی اینکه مردم می دانند او از که سخن میگوید. گویی اینکه قبلا شناسه ای از این موسیقیدان به مردم داده شده بود که اینک از او سخن می گویند. جناب صدا و سیما!! مگر چقدر در شناساندن این استاد در زمان زندگیش ، کوشش کردی؟ کدام یک از مردم عادی توسط تو مشکاتیان را شناختند؟ آیا در چند دهه فعالیت مشکاتیان به اندازه چند ماه اخیر که جومونگ را به مردم شناساندی و از او تمجید و تجلیل کردی ، برای شناخت او نیز همتی کردی و وقعی گذاشتی؟ چرا بعد از مرگش از او می گویی؟ دیروز چند نفر از اساتید بطور واضح و آشکار بر تو و خطوطی که از آن پیروی میکنی تاختند. چرا فقط ازاستاد سریر و بیژنی مصاحبه کردی و گزینشی پخش نمودی؟ مرده پرستی تا چه حد؟ واضح بود که مشکاتیان یکی از مخالفان سرسخت این رسانه بود؟ پس اصلا نباید از او سخن میگفتی؟ حق نداشتی؟ هیچکس از رسانه دروغ نمی خواهد که به تمجید شخصی همچون مشکاتیان بپردازد که بیشترین ظلم بر او از سوی همین رسانه بود.
امروز صبح وداع بسیار جانسوز و بهت آور پرویز مشکاتیان اسطوره بی بدیل موسیقی ایران در فضایی خاص و معترضانه به انجام رسید. بنا بر گزارش اکثر خبرگزاری ها در این مراسم که حاضران به شدت ناراحت و افسرده بودند ، اساتید موسیقی و سخنرانان ناگفته هایی را بیان کردند که جای تامل فراوان دارد .هر چند گوش شنوایی از سوی مسئولین بی مسئول وجود ندارد . بسیاری از حاضران به صدا و سیمای غیر ملی و انحصاری انتقاد داشتند و از شخص ضرغامی به سبب وضعیتی که برای این رسانه به وجود آورده است گلایه مند بودند.
گزیده ایسخنان پیرنیاکان، درویشی و علیزاده به نقل از ایسنا : داريوش پيرنياکان: سوالی که با در گذشت مشکاتيان به وجود می آيد اين است که چرا بايد يک استاد موسيقی در سنی که به تکامل در هنر خود رسيده است به دليل وضعيت اسفبار موسيقی و نبود شرايط ارايه اثر هنری خانه نشين شود و از غصه دق کند. محمد رضا درويشی : متاسفانه درچندسال اخير قدم های زيادی برای موسيقی مگر در کارهای که بسيار محدود بود ، برداشته نشده است.: امروز متاسفانه عده ای از مديران نه تنها کمکی به رشد موسيقی نمی کنند بلکه چوب لای چرخ هنر می گذارند.خيلي از موسيقيدانان نسل ما امروز خانهنشين هستند و خيليها فرصت هنرنمايي ندارند. زيرا وقتي صحنه را از هنرمند بگيرند، دق مرگ خواهد شد.مشكاتيان نمرد، بلكه به قتل رسيد و نه توسط يك فرد بلكه توسط شرايط ناجوانمردانهي فرهنگي كه چند نسل در كشور ما حاكم بوده است و اگر ما بخواهيم دنبال مسوولان اين قتل بگرديم، جاي كندوكاو بسياري است. آيا مديران فرهنگي در اين دهه يك قدم براي موسيقي برداشتهاند؟ اين اتفاق مگر در دورههاي بسيار كوتاهي رخ داده باشد. مثلا اولين اركستر سمفونيك خاورميانه در دورهي پرويز محمود در تالار وحدت تشكيل ميشود اما، اين اركستر امروز به چه روزي افتاده است؟ از آن زمان كدام هنرستان موسيقي تشكيل شده است؟ پس اين سوال مطرح است كه جاي حمايت مسوولان از موسيقي و موسيقي دانان چه ميشود؟اين صندليهايي كه مخصوص موسيقي كشور در نهادهاي مختلف است، هيچ خدمتي به موسيقي نكرده است و در اين ميان بزرگ مردي چون پرويز مشكاتيان ميميرد و اين سوال مطرح ميشود كه چه بر او گذشته كه بايد در اوج جواني دق مرگ شود؟چه اتفاقي در موسيقي ما در حال افتادن است؟ آيا فرهنگ موسيقي ايران زمين براي مديران اهميت دارد؟ آيا هر روز كه يكي از بزرگان موسيقي مقامي در گوشهي خانهاش دق ميكند، كسي دربارهي آنها حرفي ميزند؟ آيا ما امروز بر سر خاك حاج قربانها ميرويم و حواسمان به غلامحسين سمندري كه در حال مرگ است، هست؟ اين مرگها براي چه كسي مهم است؟ اينكه امروز بياييم در اينجا جمع شويم و بگوييم او استاد بزرگي بود، كافي نيست. زيرا اين جريان همچنان ادامه دارد. حسين عليزاده : شايد پرويز اين دلگرمي را ساليان سال از وجود تك تك شما حس كرده بود. براي من راحت نيست دربارهي كسي حرف بزنم كه امروز در ميان ما نيست. هر چند كه همهي ما معتقديم پرويز نمرده است.آثار او و يادش جاودانه است و معتقدم از بزرگترين ويژگيهاي او زلال بودن موسيقياش بود كه در دل مردم مينشست و بيشك اين بزرگترين مرحله براي يك هنرمند است كه آثارش بر دل مردم بنشيند. با پرويز از دوران نوجواني زندگي كرديم و باور نخواهيم كرد كه امروز اين زندگي از دست رفته است. او روح خود را فشرده كرد تا عصارهي وجودش اهميت يابد. پس ما با او وداع نميكنيم زيرا شما به عنوان پشتيبانان موسيقي دل ما را گرم نگه ميداريد تا ما راه خود را ادامه دهيم.موسيقي بايد حرف خودش را باز كند و در اين مملكت زنده بماند و اگر شما نبوديد شايد اين موسيقي تا امروز خاموش شده بود. معاون وزیر ارشاد،هنگام سخنرانی در مراسم بدرقه پیکر مرحوم مشکاتیان از سوی حضار به شدت «هو» شد.
بیداد ، گوشه اوج دستگاه ایرانی همایون است و در این وبلاگ دو اشاره دارد . یکی نگاهی است به موسیقی فاخر ایرانی و هم بیدادی است به نگرش و وضعیت موسیقی اصیل ایرانی در کشورمان . در این وبلاگ از هر دو موضوع ، مطلب می نویسم .