تبليغاتX
بیـــداد - مراسم تشیع پیکر مشکاتیان، فضای انتقاد به وضعیت موسیقی کشور نوشته هایی درباره موسیقی اصیل ایرانی در وبلاگ بیداد
 

آقای ضرغامی! چاوش وطن درگذشت
    امروز صبح وداع بسیار جانسوز و بهت آور پرویز مشکاتیان اسطوره بی بدیل موسیقی ایران در فضایی خاص و معترضانه به انجام رسید. بنا بر گزارش اکثر خبرگزاری ها در این مراسم که حاضران به شدت ناراحت و افسرده بودند ، اساتید موسیقی  و سخنرانان ناگفته هایی را بیان کردند که جای تامل فراوان دارد .هر چند گوش شنوایی از سوی مسئولین بی مسئول وجود ندارد .
    بسیاری از حاضران به صدا و سیمای غیر ملی و انحصاری انتقاد داشتند و از شخص ضرغامی به سبب وضعیتی که برای این رسانه به وجود آورده است گلایه مند بودند.



    گزیده ای سخنان پیرنیاکان، درویشی و علیزاده به نقل از ایسنا :
    داريوش پيرنياکان: سوالی که با در گذشت مشکاتيان به وجود می آيد اين است که چرا بايد يک استاد موسيقی در سنی که به تکامل در هنر خود رسيده است به دليل وضعيت اسفبار موسيقی و نبود شرايط ارايه اثر هنری خانه نشين شود و از غصه دق کند.
    محمد رضا درويشی : متاسفانه درچندسال اخير قدم های زيادی برای موسيقی مگر در کارهای که بسيار محدود بود ، برداشته نشده است.: امروز متاسفانه عده ای از مديران نه تنها کمکی به رشد موسيقی نمی کنند بلکه چوب لای چرخ هنر می گذارند.خيلي از موسيقي‌دانان نسل ما امروز خانه‌نشين هستند و خيلي‌ها فرصت هنرنمايي ندارند. زيرا وقتي صحنه را از هنرمند بگيرند، دق مرگ خواهد شد.مشكاتيان نمرد، بلكه به قتل رسيد و نه توسط يك فرد بلكه توسط شرايط ناجوانمردانه‌ي فرهنگي كه چند نسل در كشور ما حاكم بوده است و اگر ما بخواهيم دنبال مسوولان اين قتل بگرديم، جاي كندوكاو بسياري است. آيا مديران فرهنگي در اين دهه يك قدم براي موسيقي برداشته‌اند؟ اين اتفاق مگر در دوره‌هاي بسيار كوتاهي رخ داده باشد. مثلا اولين اركستر سمفونيك خاورميانه در دوره‌ي پرويز محمود در تالار وحدت تشكيل مي‌شود اما، اين اركستر امروز به چه روزي افتاده است؟ از آن زمان كدام هنرستان موسيقي تشكيل شده است؟ پس اين سوال مطرح است كه جاي حمايت مسوولان از موسيقي و موسيقي دانان چه مي‌شود؟اين صندلي‌هايي كه مخصوص موسيقي‌ كشور در نهادهاي مختلف است، هيچ خدمتي به موسيقي نكرده است و در اين ميان بزرگ مردي چون پرويز مشكاتيان مي‌ميرد و اين سوال مطرح مي‌شود كه چه بر او گذشته كه بايد در اوج جواني دق مرگ شود؟چه اتفاقي در موسيقي ما در حال افتادن است؟ آيا فرهنگ موسيقي ايران زمين براي مديران اهميت دارد؟ آيا هر روز كه يكي از بزرگان موسيقي مقامي در گوشه‌ي خانه‌اش دق مي‌كند، كسي درباره‌ي آنها حرفي مي‌زند؟ آيا ما امروز بر سر خاك حاج قربان‌ها مي‌رويم و حواس‌مان به غلامحسين سمندري كه در حال مرگ است، هست؟ اين مرگ‌ها براي چه كسي مهم است؟ اينكه امروز بياييم در اينجا جمع شويم و بگوييم او استاد بزرگي بود، كافي نيست. زيرا اين جريان همچنان ادامه دارد.
    حسين عليزاده : شايد پرويز اين دلگرمي را ساليان سال از وجود تك تك شما حس كرده بود. براي من راحت نيست درباره‌ي كسي حرف بزنم كه امروز در ميان ما نيست. هر چند كه همه‌ي ما معتقديم پرويز نمرده است.آثار او و يادش جاودانه است و معتقدم از بزرگترين ويژگي‌هاي او زلال بودن موسيقي‌اش بود كه در دل مردم مي‌نشست و بي‌شك اين بزرگترين مرحله براي يك هنرمند است كه آثارش بر دل مردم بنشيند. با پرويز از دوران نوجواني زندگي كرديم و باور نخواهيم كرد كه امروز اين زندگي از دست رفته است. او روح خود را فشرده كرد تا عصاره‌ي وجودش اهميت يابد. پس ما با او وداع نمي‌كنيم زيرا شما به عنوان پشتيبانان موسيقي دل ما را گرم نگه مي‌داريد تا ما راه خود را ادامه دهيم.موسيقي بايد حرف خودش را باز كند و در اين مملكت زنده بماند و اگر شما نبوديد شايد اين موسيقي تا امروز خاموش شده بود.
معاون وزیر ارشاد،هنگام سخنرانی در مراسم بدرقه پیکر مرحوم مشکاتیان از سوی حضار به شدت «هو» شد.
به بالاترین بفرستید: Balatarin  نوشته شده در  پنجشنبه دوم مهر 1388ساعت   توسط بیداد  |