در کشور ما باب شده است که هر مقام مسئولی که در جمعی حاضر می شود، به تعریف و تمجید آن جمع تا حد اعلا می پردازد تا ضمن آنکه از تشویقهای ممتد آنها برخوردار گردد ، خوشحالی کوتاه مدت و زاید الوصفی را به ایشان بدهد و به مثابه آن ضرب المثل رایج، به زیر بغل آنها هندوانه بدهد تا خوش باشند . مثلا اگر مسئولی در جمع لرها و کردها و فارسها و آذری ها حاضر شود آنها را قومی شجاع و دلیر می نامد و در هر شهری برود اهالی آن شهر را مردمی بزرگ و بی باک و از این قبیل لقب می نهد و قولهای زیادی به آنها می دهد و حاضران نیز به شدت وی را تشویق می کنند و از این رهگذر هر دو راضی و خوشحال هستند و حرف هم که باد هوا است و کسی را باکی از آن نیست .
حکایت سخنان یکی از مسئولین در جمع سمفونی مقاومت آقای مجید انتظامی نیز از این نوع است. اگر وی به جای این کنسرت ، در میان اهالی تئاتر میرفت یا به نمایشگاه خوشنویسی سر می زد و یا به نمایشگاه عکاسی می رفت، همین چیزهایی که آنجا گفت می گفت و با توجه به سوابق گذشته ،حرفهایی می زد و قولهایی میداد که اگر ضمانت اجرایی هم نداشته باشد مهم نیست و فقط باید طیف مقابل را راضی و خرسند داشت و چه بهتر از حرف.
آقای مجید انتظامی از سخنان نامبرده امیدوار شده اند و مثل سایر مردم عادی،خوشحال . البته آقای انتظامی از سر صدق و دلی پاک به چنین احساسی دست پیدا کرده اند . ولی به مصداق دو صد گفته چون نیم کردار نیست باید دانست که تعاریف و تمجیدهای ایشان از موسیقی و کنسرت و نوازندگان و سازندگان به همان اندازه بی ارزش است که قولهایی که قبلا داده و باد هوا شده است. اگر حضور ذهن داشته باشید مجله گل آقا ستونی داشت به اسم " پس چی شد" که در آن به طور مستدلی تیترهایی از روزنامه ها و مجلات سالهای پیشتر را با ذکر تاریخ ، عنوان میکرد که سخنان مسئولین بود و سالها از آن سخنان می گذشت و هیچ وقعی بر آنها نشده بود و میدانیم که به همین ستون هم توجهی نشد.
آقای انتظامی گفته است: شاهد نمایش آلات موسیقی در تلویزیون بودیم که از نظر من گام بزرگی است. پرسش اینجاست کدام نمایش، کی نمایش دادند؟آیا گفتن اخبار سمفونی شما و نشان دادن بخش از نمای دور و یا حتی نزدیک آن هم در سال یکبار و برای چند ثانیه،در بخش خبری شد نمایش؟ آقای انتطامی آیا اکنون هم ساز را نمایش میدهند؟ آیا شما تار نوازی را در سیمای غیر ملی دیده اید؟ آقای انتظامی، اینان هنوز هم موسیقی را نجس و حرام میدانند. ته دلشان که چنین است . ولی به دلیل فشار افکار عمومی و فضای گسترده فرهنگی دنیای امروزی و یورش سیل آسای موسیقی غربی، مجبورند روزنه هایی باز کنند و در برابر برخی از انواع موسیقی تسلیم شوند. مطمئن باشید.
عدم حضور خانمها را نیز که خودتان هم قبول دارید به دلایل واهی و سخیف، شاهد هستیم واین را نباید به هیچ وجه نادیده گرفت و اگر حق الناسی باشد که آنرا در طبل می کوبند، حق الناس تظلم خواهی بانوان خوش صدای این مملکت را هیچ مقامی در برابر عدلی که خودشان وعده داده اند، نتوانندپاسخ داد.
خلاصه آقای انتظامی عزیز، ما هم بسیار دوست داریم همچون شما خوش بین شویم و شاد باشیم، ولی واقع بین هستیم و می دانیم که وعده های داده شده به شما فریبی بیش نیست . ما دوستداران و اهالی موسیقی ، چیزی جز عمل از مسئولین امر نمی خواهیم و سخنان زیبا و زرق و برق دار به در کار ما نمی خورد. چیزی که سه دهه است قولش را داده اند و هنوز منتظریم ...و باید گفت به عمل کار برآید به سخندانی نیست...

نوشته شده در شنبه یازدهم مهر 1388ساعت   توسط بیداد
|
