فکر
کنم منو میشناسید. ولی باز خودم رو معرفی میکنم. من از
شاگردای استاد مجید ناظم پور هستم که تو دانشگاه آزاد اسلامی واحد
بافق
معماری میخونم .
دانشگاه
ما دانشکده هنر نداره ولی یه ساختمون به اسم ساختمون
فرهنگی هنری داره. از وقتی وارد این دانشگاه شدم اعلامیه های مختلفی رو
میدیدم
که هنر مندای مختلف رو به فعالیت دعوت میکردن. خلاصه منم با خوشحالی از
اینکه
فعالیت های هنری تو این دانشگاه رونق داره به فکر تشکیل یه گروه موسیقی سنتی
افتادم.
خوشبختانه چند روز بعد هم با یه همکلاسی آشنا شدم که
به ساز دف تسلط کامل و به ساز دیوان اشراف داشت و قسمت هایی از
ردیف رو بلد بود .
با
هزار امید و آرزو وارد دفتر فرهنگی هنری شدم. مسئول این بخش
حجت الاسلام والمسمین - آقای علیزاده- بود که یه دفتر
دار داشت. ما تصمیممون رو با این دفتر دار در میون گذاشتیم و ایشون
گفتند
که گویا تا سال 82 یه گروه به اسم آژنگ فعالیت هایی داشته ولی بعدا مسئولان
فرمودن
مگه اینجا دانشکده هنره که دانشجو ها ساز به دست میان دانشگاه؟ و گروه موفق
آژنگ
که تونسته بود با با برگزاری چندین کنسرت در دانشگاه و شهر بافق، فضای شهر رو عوض
کنه به همین سادگی منحل میشه.
بعد
از این گفت و گوهای امیدوار کننده به دیدار حاج آقا مشرف شدیم و ایشون هم
فرمودند که طبق بخشنامه دکتر جاسبی چون ما دانشکده هنر
نداریم نمیتونیم فعالیت موسیقی داشته باشیم. بنده هم خدمتشون عرض کردم
که
چطوره که فعالیت هایی مثل عکاسی، خوشنویسی، نقاشی، معرق و ... داریم و فقط
موسیقی
نمیتونیم داشته باشیم؟ و گفتم شما که این قدر به نامه های رمانتیک دکتر
جاسبی
پایبندید چرا به ما که طبق بند 3-1 آیین نامه نقل و انتقالات دکتر
جاسبی مجاز به گرفتن انتقالی هستیم، انتقالی نمیدید؟ چطوره که جناب
رئیس جمهور موسیقی رو والاترین هنر ها میدونن و شما به همه
فعالیت های هنری مجوز میدین به جز موسیقی؟ مگه مقام رئیس
جمهور از دکتر جاسبی پایین تره؟!(به خاطر این سوال آخر از وبلاگ بیداد
ممنونم)
برای
این چند تا سوال هم جواب واضحی نگرفتم و فقط فرمودن که در صورتی
این
کار امکان پذیره که جناب رئیس دانشگاه امر کنند که به شما مجوز بدم و این کار
با
مسئولیت ایشون انجام شه(فکر کنم به فساد هایی که ما میخوایم با کنسرتمون رواج
بدیم
اشاره داشت). در ضمن خاطر نشان کردن که حتما باید امر بشه و حتی در صورت
درخواست
مساعدت و ... هم این مسئولیت خطیر رو به عهده نمیگیرن.
هی...جوونی...
امروز
سه شنبه به دفتر رئیس رفتیم و از دفتر دارشون برای شنبه صبح(!) وقت ملاقات
گرفتیم
تا بلکه یه فرجی بشه.
برامون
دعا کنید تا این کار انجام شه. اگه بشه قول میدم عکس ها و
کلیپ های اولین کنسرتمون رو(تصویری یا صوتی) به مدیر وبلاگ تقدیم کنم
تا
به دستتون برسونه.

نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم مهر 1388ساعت   توسط بیداد
|
