اولین بار که نام مجید درخشانی را دیدم بر روی جلد آلبوم در خیال استاد شجریان بود . از او تصویر یک چهره جوان در ذهنم مجسم شد. بسیار در دل او را تحسین کردم که چقدر آهنگهای این آلبوم زیباست و چقدر پیش درآمد و تصانیف سه گاه و بیات زند موجود در این کار در سطح متعالی کار شده و نو و بدیع است . به نظرم آمد بر روی اشعار "سر آن ندارد امشب که برآید آفتابی" یا " آمده ام که سر نهم" فقط همین آهنگها می نشیند و لاغیر . بالاخره تصویر او را در اینترنت دیدم و بسیار متفاوت تر از آنچه در ذهنم بود او را یافتم . تا اینکه روزی با پوستری مواجه شدم که قرار بود مجید درخشانی و سعید فرجپوری در همدان کنسرتی را اجرا کنند . این فرصتی بود تا درخشانی را از نزدیک ببینم. در خشانی و فرج پوری به نحو مطلوبی به اجرای برنامه پرداختند و در بین اجرا همان پیش در آمد موجود در آسمان عشق را که فرجپوری در آن نقش داشت را نواختند. تکنوازی درخشانی در این کنسرت نیز مورد توجه قرا گرفت .
درخشانی در گروه چاوش تربیت یافته و با بزرگان این عرصه دمخور بوده و به طور مستقیم از محضر استاد لطفی بهره برده است . او پس از بازگشت به کشور در سالهای اخیر ، با همت به تاسیس گروه خورشید توانست به سرعت این گروه را به عنوان یکی از گروههای مستعد و تاثیرگذار معرفی کند . وی در همین دوران در گروه آوا به همراه استاد شجریان به فعالیت مشغول شد و آهنگسازی برخی قطعات را نیز به انجام رسانید .
درخشانی یکی از نوازندگان منحصر به فرد از نظر بدست گیری ساز است . او ساز را برعکس معمول در دست میگیرد و با دست چپ مضراب میزند . اهالی موسیقی میدانند که آموزش به اینگونه افراد دشوارتر است و استاد لطفی واقعا به خوبی توانسته است شاگردممتازی با این وضعیت تربیت کند. همچنین آموزش نزد چنین افرادی سخت است و هنرآموزان راست دست بخوبی نمیتوانند پرده گیری استاد را با خود هماهنگ کنند. با این اوصاف درخشانی از نظر رشد و اعتلای خود به خوبی توانسته است این مشخصه بارز و ناهماهنگ خود را به کمال برساند .
درخشانی یک چهره درخشان در موسیقی ایران است که حق مطلبش به طور کامل ادا نشده است . هرچند وی با توجه به توانایی ها و قابلیتهایی که پیدا کرده است ، میتواند بسیار مستقل تر از اجراهای اخیر با گروه استاد شجریان انجام دهد ولی ترجیح میدهد همچنان به کسب تجربه همت گمارد. وی از زیر سایه ماندن در گروهی که استاد شجریان در آن حضور دارد هراسی ندارد و آنرا مایه پیشرفت خود میداند . قطعا این شاخصه می تواند درخشانی را یکی از قله های افتخار موسیقی ایرانی کند .
درخشانی دارای یک ویژگی ارزنده دیگر است . آنچه که بسیاری دیگر از همطرازان او مایل به انجام آن نیستند . بها دادن و آوردن جوانان به گروهی که میخواهد در سطح اول موسیقی کشور به اجرای برنامه همت گمارد . در خشانی ضمن اشاره به این مساله عقیده دارد همنسلان او راهها را براي جوانان بستهاند و اجازه نميدهند آنها به ميدان بيايند و به همین دلیل استعداد جوانان به منصه ظهور نمی رسد . این نگرش درخشانی را باید به فال نیک گرفت که خود او قصد داشته و دارد که جوانان را وارد عرصه ای کند که حتی می توانند جا پای خود او بگذارند و وی هیچ نگرانی از بابت ندارد .
از دیگر مشخصه های قابل تقدیر درخشانی کارکردن وی با بانوان و هنرمندان زن است . با نگاهی به آلبومهایی که درخشانی اخیرا آنها را رهبری کرده است به نوآوری هایی نیز میرسیم . آلبومهایی که در آنها خواننده هایی همچون به اجرا پرداخته اند . همچنین کارهایی چون آسمانه و نیز با بدایعی در موسیقی اصیل توانسته است از درخشانی یک استاد واقعی بسازد .
به نظر من درخشانی در دوبعد اصلی فعالیت میکند. یکی کار با بزرگان و پیش کسوتان و دیگری تلاش در عرصه ای که خود در آنها نقش اصلی را بر عهده دارد . این میتواند منجر به تلفیقهایی شود که شاید تا کنون کسی به آنها دست نیازیده است . به همین خاطر در خشانی را باید قدر دانست و از تلاشهای بی وقفه و گسترده اش در ابعاد گوناگون تقدیر کرد . نمیخواهیم از او یک اسطور بسازیم کما اینکه خودش نیز این رانشان نداده است . ولی درخشانی ، بدون هیاهو ، در راهی که پیش میرود تمجید همه را برانگیخته است . همانگونه که لطفی و علیزاده واسطه ای بین نسل برومند و عبادی با نسل درخشانی بوده اند ، درخشانی میتواند ارتباط دهنده مناسبی برای نسل لطفی و علیزاده با جوانان کنونی باشد و به همین دلیل نقش حساس او بیش از پیش عیان میگردد.

نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم بهمن 1387ساعت   توسط بیداد
|
