تبليغاتX
بیـــداد - آلبوم "صبح سحر" و نوشته ارزشمند محمدرضا لطفی نوشته هایی درباره موسیقی اصیل ایرانی در وبلاگ بیداد
 

مقدمه

امیدوارم حوصله کنید و متن زیر را که استاد محمدرضا لطفی درباره آلبوم "صبح سحر"  نوشته است بخوانید . این آلبوم سال گذشته به بازار آمد و نشان از یک اثر خاص با آهنگسازی شایسته حمیدرضا مرتضوی است . آنچه محمد رضا لطفی  در این باره نگاشته است، همان است که در این وبلاگ به دفعات آنرا ذکر کرده ام و همانا عدم توجه به جوانان نسل امروز  است که در امر موسیقی واقعا تلاش کرده اند و به درجات بالایی چه در امر آهنگسازی و نوازندگی و چه در حیطه آواز دست یافته اند و تنها به سبب جوانی و در قید حیات بودن ناشناخته باقی مانده اند و کمتر کسی حاضر به گوش دادن به آثار آنهاست . گفته هایی نظیر "تار فقط جلیل شهناز " یا " آواز فقط شجریان" يا "سه تار فقط عبادي"نه تنها باعث بزرگی اين هنرمندان نمی شود بلکه خدشه ای است برموسیقی ملی ما که دایره اش بسته شده است و به منتهای خود رسیده است .

راست پنجگاه دستگاه نسبتا مهجوری است که گذشتگان هم  در آن خیلی وارد نشده اند و  مرتضوی و خدایی با شجاعتی خوب و مثال زدنی قسمتي از  آلبوم زیبای خود را در این دستگاه خلق کرده اند. صدای گرم و دلنشین خدایی واقعا شایسته تقدیر است . حتما آنرا می پسندید .

من واقعا درخواست دارم که متن زیر را با دقت بخوانید و ارائه نظر کنید که خودم بارها و بارها آنرا خوانده ام و  سیراب شده ام . زيرا حرف دل بسیاری است که از قلم  استادی بزرگ تراوش شده است .

---------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

اثر "صبح سحر" ساخته حمیدرضا مرتضوی نشان می دهد که این آهنگساز جوان و پر کار راه موفقیت خود را به خوبی هموار نموده و آینده بسیار خوبی را برای خود و موسیقی کشور هموار می نماید. یکی از مشکلات عمده بیشتر آهنگسازان جوان عدم آشنایی آنها به فرم در موسیقی ایرانی است. نبودن مدرسه ای تعریف  شده برای آهنگسازی در فرمهای ایرانی و کم توجهی مراکز علمی موسیقی به امر آهنگسازی را علت اصلی این ناتوانی ها می توان برشمرد. در هر کشوری تولید قائم به آموزش درست  است اما در عرصه هنر موسیقی در این سی سال، بیشتر مراکز علمی موسیقی با کمبود مدرسینی لایق و با سواد مواجه بوده است.

 ایجاد مرکزی برای تداوم راههای درست رشته های گوناگون موسیقی ایرانی مانند: نوازندگی ، ردیف نوازی ، سازندگی در فرمهای گوناگون ، تجزیه و تحلیل ، تاریخ موسیقی ، آشنایی با متون قدیمی ، عدم همکاری با موسسات عالی آموزشی در سطح منطقه و کم توجهی به امر علمی موسیقی و دهها عوامل دیگر راه پیشرفت این علم قدیمی و مدون را مسدود نموده است. جوانانی مانند مرتضوی و صدها تن دیگر از این بی توجهی رنج برده و آنها بصورت خودجوش در حد امکانات شخصی خود چیزهایی را به طور پراکنده فرا می گیرند که در حیطه ی کار حرفه ای بسیار اندک است.

کسانی که ذوقی در امر « بداهه نوازی» دارند، در امر ساخت ملودی های زیبا و ماندگار نیز قادرند هنرشان را ارائه دهند ، اما متاسفانه تعریف بداهه نوازی در موسیقی دستگاهی هم در این 20 سال دچار سوانحی لاعلاج گردیده است. با این درهم ریختگی آموزشی مسلم است که ساخته ها نمی توانند جوابگوی نیاز میلیونها ایرانی باشد. اینگونه است که وحدت شنوایی که ریشه در ملیت و اعتقادات ایرانیان دارد تضعیف شده و می شود. در این اثر که اینجانب تلاش نموده ام تا نظارت داشته و راهنمای ایشان باشم، کار به مرزهای حرفه ای تری نزدیک شده ، اما کار اصلی ، همان توجه به امر آموزش این جوانان در دانشکده ها و مراکز علمی هنر آهنگسازی است.

اگر چه جوانان ما هنوز در این عرصه متاثر از نامدارانی مانند علیزاده و مشکاتیان و خودنگارنده هستند  اما باید آنها را راهنمایی کرد تا به بیان مستقل خودشان برسند . هیچ یک از آهنگسازان قدیمی که دارفانی را وداع گفتند کرسی مستقلی در هیچ یک از دانشکده های آهنگسازی در فرمهای ایرانی نداشتند . هنگامیکه با این خلأ ، تلاش کسانی مانند مرتضوی را می بینید ، هنوز به عشق این جوانان به کشور ایران می بالند .

 باید توجه داشت که مخارج تولید اثر هنری آنقدر بالاست که حتی اگر کسی یا کسانی ذوقی داشته و علاقمند باشند تا کاری برای خود و موسیقی انجام دهند ، پشیمان شده ، کنار می کشند. هیچ یک از تولید کنندگان حاضر به سرمایه گذاری برای کسانی که شناخته شده نیستند، نبوده و همین مشکل ، کار این جوانان را متوقف می کند. وزارت محترم ارشاد و نهادهای دیگر تلاشی در جهت کمک به این جوانان نمی کنند. دوستان عزیز تنها شما هستید که با خرید آثار این جوانان می توانید نشان دهید، قادر به حمایت از آنها هستید . تا شما دوستان عزیز برای این جوانان سرمایه گذاری نکنید، کار به جلو نمی رود. مصرف کنندگان موسیقی خوب ، باید حامیان موسساتی باشند که دلشان می خواهد این جوانان به جلو حرکت کنند.

درباره آقای علی خدائی ، خواننده اثر 

هنگامیکه برای اولین بار صدای آقای خدائی را شنیدم احساس کردم که اعتقادی پشت خوانندگی ایشان وجود دارد. حس خود را در خواندن به کار می اندازد و تلاش می کند تا شعر و ملودی را با درک بخواند . ایشان مدتهاست که می خوانند و شاید صدها کار در این سالیان در رادیو ضبط نموده ، اما نمی دانم چرا این آثار ضبط شده و بایگانی می شوند. به نظر می رسد که پخش رادیو و تلویزیون تابع بازار بیرون است و این بازار موسیقی های روز است که رادیو و تلویزیون را رهبری می کند نه مدیریت شبکه ها ، هر تهیه کننده برنامه بر پایه مناسبات و روابط با تولید کنندگان موسیقی ، موسیقی رادیو و تلویزیون را هدایت می کند.این درد بزرگی است .

در زمان شاه نیز به همین صورت بود. آنقدر این کار را کردند که افرادی مانند وزیری، خالقی و صبا و خیلی از آهنگسازان معتبر ، کناره گیری کردند . با یک مطالعه سطحی از سیر موسیقی در رادیو از همان ابتدای تاسیس می توان این مشکل را مشاهده کرد. اگر مدیریت موسیقی در یک نهاد مهم مانند رادیو و تلویزیون نباشد چگونه می توان وحدت شنوایی ملی را رقم زد؟ رادیو همیشه در همه جای جهان تأثیر گذار بوده و هست.

 این روزها تصویر حرف آخر را می زند اما کمتر در تصاویر تلویزیونی می توان جای پای درستی از آثار هنری را دید. آقای خدایی و نمونه هایی مانند ایشان مدتهاست که می خوانند ، اما چرا کسی آنها را نمی شناسد؟ تا کی باید دولت به چند موسیقیدان مشهور قناعت کند . به خصوص که همه این نسل به سن پیری پا گذارده اند و باید جانشین داشته باشند. هزاران تولید داخلی رادیو و تلویزیون در آرشیوها گرد و خاک می خورند و تهیه کنندگان حتی به سراغ  آنها نمی روند. زمانی هر سرود رادیو و تلویزیون بارها از شبکه پخش می شد اما امروز تولیدات داخلی رادیو و تلویزیون فقط بایگانی می شود. تا اثری پخش نشود علاقمند تولید نمی کند. گوش باید به تمبر صدای ساز و آواز هنرمندان جدید خو کند. رجوع به بازار بیرون در عرصه موسیقی هنری و غیر هنری راه گشای این خوانندگان نیست.

در کلاس اینجانب خوانندگان توانمندی وجود دارند که دیگر از رفتن به کلاس و آموزش خسته شده اند . هر یک از اینها قادر هستند که خوانندگان بس قوی تر و بهتر از نامداران گردند، اما هیچ حمایتی از آنها نمی شود. صدای خدایی ها در سینه می ماند و زندگی روزمره جایی برای رشد بیشتر آنها نمی گذارد. همه خوانندگان و نوازندگان شغل  دوم و سوم آنها موسیقی است. این افراد باید روانه شش تا هشت ساعت به کار حرفه ای بپردازند اما کار در اداره به آنها این امکان را نمی دهد. خدایی از صدای گرمی برخوردار است و از سرشت بسیار انسانی و عاطفی برخوردار می باشد. رنج صدایش خوب و وسعت صدایش جوابگوی محدوده موسیقی ایرانی است. به گوشه ها تسلط داشته و وقت زیادی را صرف آموزش نموده است. با اینکه قبلا کارهایی را تولید کرده اما این اولین اثر اوست که به صورت مستقل به بازار ارائه می گردد.

موسسه آوای شیدا تلاش دارد تا با سرمایه گذاریهای گوناگون در این عرصه به معرفی این هنرمندان کمک نماید. با اینکه کار بس دشوار است اما شیدا اعتقاد دارد که تنها راه موفقیت این افراد تولید در بخش خصوصی و اتکاء به مردم علاقمند به خصوص جوانان است، اما موسساتی مانند ما در سطح کشور به تعداد انگشتان دست نمی رسد، زیان حاصل از اینگونه سرمایه گذاریها توان مالی این موسسات را هر روزه ضعیفتر می کند. اما باید ضرر داد تا در آینده سودی عادلانه برای این عزیزان یافت.

 در نوع خواندن و کرسی بندی این اثر دخالتی ننموده ام اما در روند کار و میکس اثر و شکل بندی آثار تلاش کرده ام تا قطعات و ساز و آواز بار هنری بیشتری برخوردار گردند. امید است خوانندگانی مانند خدایی بتوانند در همین مسیر بمانند و فریب بازار کاذب هنر را نخورند . من به هر دوی این افراد یعنی مرتضوی و خدایی تبریک می گویم که با عشق و عدم چشم داشت مالی همه تلاش خود را در معرفی کار نموده اند. آوای شیدا به خود می بالد که در حد امکانات می تواند به این افراد عاشق کمک کند. باشد که اینگونه افراد به جوانان دیگر نیز کمک کنند و با همین کمک هاست که تداوم این رشته مهم هنری هموارتر می شود.

 

         پیروز و سربلند باشید      باعشق محمدرضا لطفی     مدیر هنری آوای شیدا

 

محتوای آلبوم صبح سحر

 

*بخش اول دستگاه راست پنجگاه

1-      پیش درآمد                                                 4:16

2-      تکنوازی تار: ساناز ستارزاده                             3:26

3-      چهارمضراب همراه با آواز                                6:23

4-      ساز و آواز- سنتور : نسترن هاشمی                  3:50

5-      تصنیف خورشید                                           5:06

*بخش دوم دستگاه شور

6-      تکنوازی- سه تار: حمیدرضا مرتضوی                     2:18

7-      چهار مضراب                                                 3:30

8-      ساز و آواز - سه تار: حمید رضا مرتضوی                3:28

9-      تصنیف قدیمی ( دشتی)                                  4:06

10-   ساز و آواز- سه تار: بهراد توکلی                          3:55

11-   تصنیف سمن بویان                                          6:10

 

به بالاترین بفرستید: Balatarin  نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم خرداد 1388ساعت   توسط بیداد  |